درخواست از نمایندگان محترم پارلمان عراق
اینجانب حسین حسن کاویار فرزندم بنام محسن حسن کاویار از اسرای ایران نزد دولت عراق بوده که سازمان مجاهدین با فشار دولت صدام معدوم او را با وعده آزادی و رها کردن به داخل ایران از کمپ اسرا خارج کرد و به اردوگاه خود بنام اشرف برده و در همان مراحل نخست با ترفند ها و شگرد های تشکیلاتی او را می ترسانند که چنانچه وی به ایران برگردد اعدام می شود و به وی می گویند اطلاعات ایران از همکاری او با مجاهدین با خبر است و حتی طبق اطلاعات افراد بازگشتی از سازمان مجاهدین به وی می گویند که رژیم ایران چند عملیات نظامی تروریستی را هم به پای وی ثبت کرده است.
یادمانده هایی از مناسبات فرقه رجوی – قسمت دوم
زمانی، فشار روی حجت آن قدر بیشتر شد که یک روز درسالن به من گفت آن روز که پارسیان را درسالن دادگاهی می کردند تو اساساً موضع نگرفتی بعدش به تو چیزی نگفتند، گفتم چرا من هم حرف داشتم زدم گفت نه به من می گویند تو باید سرپارسیان (زندانی سیاسی در تهران که بعد اززندان به اشرف آمده بود ومن ازسرنوشت فعلی اواطلاعی ندارم) داد می زدی وحتی مثل بعضی ها صندلی بسویش پرت می کردی وچون با آن همسوبودی (ازنظر مسئله داشتن با سازمان) چیزی به پارسیان نگفتی!
فدا شدن برای رجوی بوالهوس، عین فلاکت است!
شما در خیمه شب بازی های مسعود رجوی که خواهر مریم تان را واسطه ی این کار قرارداد، شیرفهم شدید که خودتان، خودتان نباشید وبه چیزی پایین تر از برده ی بی اختیار تبدیل گردید واگر فداکردنی درکار است، این کار صرفا ومطلقا بنفع امیال شیطانی ومستبدانه ی شخص رجوی است واتفاقا بنفع تمایلات فردی، بااین تفاوت که این فرد تنها رجوی باید باشد فقط!
تجمع سالانه تروریستها (مجاهدین خلق) مقابل سازمان ملل
انتظار میرود که یک یا دو تن از نامزدهای انتخاباتی حزب جمهرویخواه نیز در تجمع اوباش در مقابل ساختمان سازمان ملل حضور یابند. (اینجاست که) استاندارد دوگانه آشکارتر می شود. هنگامی که روحانی بار دیگر درخواست خود برای «جهانی عاری از خشونت و افراطیگری» را مطرح میکند در بیرون ساختمان گروهی از افراطگرایان خشونتطلب فریادهای خود را بلندتر از همیشه سرمیدهند. با این حال (پرواضح است که) افکار عمومی آمریکا و احساسات مردم در سراسر جهان بر علیه آنهاست.
بیایید رسوبات فرهنگ کثیف رجوی را از خود بزداییم
قبل از هر نکته ای بهتر است یاد آوری کنم افشای جنایت فرقه رجوی شهامت و شجاعت می خواهد و کار هر کسی نیست و دوستانی هم که به عناوین مختلف می گویند از این افشاگریها در ابهام هستند سخت در اشتباهند و ربط دادن این افشاگریها به رژیم جمهوری اسلامی کاری است ناپسند و دور از پرنسیب های سیاسی چرا که سکوت در مقابل فرقه رجوی خیانت به تمامی دوستان و کسانی است که در لیبرتی و قلعه اورسورواز اسیر هستند. حداقل آن کسی که شهامت این افشاگریها را ندارد لطفا نمک روی زخم های سالیان گذشته ما که اسیر دروغ های رجوی بودیم نپاشد و اتفاقا این دوستان خودشان هم بهتر از ما در جریان امر بودند و رجوی را خیلی بهتر از ما می شناسند برای اینکه به او نزدیکتر بودند.
اعضای جدا شده و ضرورت نبرد بی امان علیه کنترل ذهن مخرب فرقه رجوی
بنابراین شناخت شیوه ها وتکنیک های کنترل ذهن اعمال شده کمک می کند که ما یک ارزیابی ودرک مشخصی ازخود داشته باشیم که بدانیم برما چه گذشته است تا بدینوسیله راه کاری برای برون رفت پیدا کنیم چون با وجود اینکه هرکدام سالیان است که ازفرقه مخرب رجوی جدا شده ایم اما هنوز نمی دانیم برما چه گذشته است زیرا هیچکدام از ما بطور جد بدنبال باسازی ذهنی وروانی خود نبوده ایم وعلیرغم جدایی فیزیکی متاسفانه همچنان دردام مانیوپلاسیون فرقه رجوی اسیریم وهنوزبا عینک نگرش رجوی ساخته به مسائل می نگریم درحالی که ضرورت مبارزه برای آزادی واحترام گذاشتن به حقوق دیگران بدون تکاندن وزدودن اندیشه های مخرب فرقه رجوی امکان پذیر نمی باشد.
فیل هوا کردن مریم قجر اینبار به نام شورای به اصطلاح مرکزی زنان فرقه
در این رابطه مریم قجر شو مسخره ای در اور به راه انداخت تا بتواند با به صحنه آوردن افراد قدیمی و البته فسیل شده به تعریف و تمجید از این شوی مسخره بپردازند تا افراد مستقر در لیبرتی متوجه شوند که این برادران به اصطلاح مسئول البته بی خاصیت از این برنامه مسخره مریم قجر حمایت کردند. اگر به حرفهای این افراد توجه کنیم هیچ فرقی با حرفهایی که در مراحل مختلف در اشرف می زدند نداشته و همه اش تعریف و تمجید از مریم قجر سر دسته گروه تروریستی فرقه.بود.
استمرار نوشتن” مشق شب” های اسرا و یا گماشتگان رجوی!
” مشق شب” نوشتن عادت مالوف درفرقه ی رجوی است که عموما به موضوعاتی نظیر تعریف و تمجید از مسعود ومریم، وعده ی سرنگونی قریب الوقوع رژیم ایران، کمک به تبلیغات ایران هراسی، توجیه شکست های اتمی مجاهدین رجوی و… اختصاص دارد که درمواردی اعلام مسرت از تبدیل شورای رهبری به شورای مرکزی با همان شکل وشمایل بی خاصیت گذشته واعلام برائت از اعضای خانواده ی این قربانیان، باین لیست اضافه میشود.
سخنرانی متین دکتر روحانی و دماغ سوختگی مجاهدین رجوی!
اتفاقا دکتر روحانی در یک سخنرانی دیگر هم که درداخل کشور داشت، براین موضوع که شرکت های غربی با گرایش تولید ونه تجارت وارد ایران شوند، برعزم دولت خود به افزایش تولید داخلی ورهائی از چنگ صادرات تک محصولی که به کشورهای غیر متروپل تحمیل شده،تاکید دارد ومعلوم نیست که تشکیلاتی که به دروغ هم که شده خود را مجاهد خلق مینامد، چرا باید با رشد تولید وصنعت درایران مخالف باشد؟!
آکسیون دو پدر معترض در فرمانداری اورسورواز فرانسه
بعد از ظهر دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۵ آقایان مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد پدران سمیه محمدی و زینب حسین نژاد و خانم حوریه محمدی خواهر سمیه محمدی بعد از حضور در شهر اورسوراواز محل اقامت مریم رجوی و فرقه اش ضمن تسلیم نامۀ سپاسگزاری از خانم شهردار به علت استقبال از این دو خانواده در دیدار روز ۸ سپتامبر از آنان و گوشزد کردنشان به سران فرقۀ رجوی مبنی بر حضور در محل شهرداری و پاسخ دادن به این خانواده ها که خواستار آزادی عزیزانشان از چنگ فرقۀ رجوی هستند
زندگینامه و خاطرات من با مجاهدین ولی نه در اشرف و عراق! – قسمت پنجم
از این تعریفهایی که کرد من یک حالتی شدم (تازه می فهمم که چرا زنهای مجاهدین توهم دارند، چون با این تعریفهایی که از من کرد من هم همان حالتهای زنهای خودشان را به خودم گرفتم و احساس کردم چه آدم مهمی هستم)، قسم خورد و گفت که کار داشته و نبوده وگرنه باید خودش شخصا می آمده دم درب اشرف به استقبال من و برام جشن می گرفتند، برای این همه زحمت و سختی که در ایران متحمل شدم، گفت که این برگی است از تاریخ که باید به کتاب مجاهدین اضافه شود، نیروهای داخل ایران مثل من سنگ تمام می گذارند و همه اونها یعنی مجاهدین خاک پای این نیروهای داخل هستند که اینگونه در میان آتش و در دل گرگ به نحو احسن کار پیش می برند
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت ۳۵
در مورد ندا حسنی باید بگویم ندا یک فرد عادی بود. مسئولین سازمان قبل از خودسوزی ندا با وی ملاقات های بسیاری انجام دادند از خصوصیات برتر مریم و خواسته های مریم برای ندا در فضایی احساسی سخن گفتند و از او تعریف و تمجید کردند به طوری که ندا را تحت تاثیر شدید فضاسازی دستگیری مریم قرار دادند خانواده ی ندا هیچگونه اطلاعی از آخرین خواسته های مسئولین سازمان از ندا نداشتند.

