زندگینامه و خاطرات من با مجاهدین ولی نه در اشرف و عراق! – قسمت سوم
من از وقتی که از شهری به نام کوت حرکت کردیم تا به اشرف رسیدیم هر لحظه فکر می کردم که الان کشته خواهیم شد، با توجه به تعریف و تمجیدهایی که خانم زهرا برای من کرده بود من فکر می کردم که حالا اشرف یک شهر بزرگی است که با عراق فرق دارد، گل و بلبل است و زندگی های مرتب، مدرسه و دانشگاه، خانواده ها و بچه هایشان و خلاصه از این تفکرات داشتم، نزدیک اشرف که شدیم راننده به من گفتم داریم می رسیم، من دیدم که یک جایی هست که اطرافش سیم خارارداره و چند تا درخت هم دیده می شود ولی خبری از آن تعریفهایی که زهرا می کرد نبود
تلاش مجدد خانواده های دردمند برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی
خانواده ها امروز دوشنبه تمام روز در کنار دیوارهای اردوگاه به امید دیداری هرچند کوتاه با عزیزان خود ایستادند اما موفق به حتی گرفتن خبری از آنها نشدند. التماس عاجزانه خانواده ها برای دیداری هرچند مختصر دل هر انسانی را واقعا به درد می آورد. متأسفانه مسئولین مربوطه اجازه بردن دوربین و عکاس و خبرنگار به محل را ندادند. تنها چند عکس و فیلم به زحمت توسط یکی از مسئولین غیر ایرانی در محل گرفته شد. برخی خانواده ها مایل به انتشار عکس های خود نبودند که این امر رعایت شده است.
قاطعانه از حضور خانواده های دردمند درمقابل کمپ لیبرتی حمایت میکنیم
امروز بسیارخوشحال و شادمانیم که خبردارشدیم شماری دیگرازخانواده های دردمند و چشم انتظار با تقبل بسا مشقات و رنج سفرخود را به مقابل دروازه زندان رجوی ساخته رساندند و به نمایندگی از تمام خانواده های اعضای گرفتار و دربند میخواهند فریاد دادخواهی سربدهند شاید که به حق مشروع خود که همانا ملاقات چند دقیقه ای با عزیزانشان هست برسند.
در خصوص کشته شدن مسعود دلیلی
بعد از اینکه خبر کشته شدن مسعود دلیلی را شنیدم٬حس کردم که چند نقطه در ذهنم٬به خطی تبدیل شدند که شاید جواب همان حس قدیمی ای بود که باو داشتم! دیده شدن گاه و بی گاه مسعود دلیلی شاید معنی اش این بوده که او بدلیل زاویه پیدا کردن با خطوط سازمان٬اساسا دیگر در تیم حفاظتی رجوی نبوده است و بعد از اینکه قرارگاه اشرف فرو پاشیده شد و خواه ناخواه سازمان دیگر آن کنترل قبلی را روی نیروها نداشت٬باعث شد او توسط خود سازمان بصورتی غیر عادی کشته شود
مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی
ملاقات آقای فلیپ هموند با مسئولان ایرانی چه مشکلی برای ملت و برنامه ریزی های سراسر اشتباه شما بوجود آورده است که این همه سراسیمه بیانیه صادر میکنید و حتی فراموش میکنید که بیانیه را برای که قرار است بفرستید و از چه کسی درخواست دارید؟ همه طرفداران صلح؟!همه طرفداران صلح که شما مدعی آن هستید چه کسانی هستند؟ جمهوری خواهان جنگ طلب، دولت اسرائیل، طائفه آل سعود یا همان خاندان یهودی اهل خیبر و مردخای ابراهیم موشه و به زبان ساده تر طائفه سلطنتی ال سعود که بر سنت خاندان صهیونیستشان مردم یمن را به خاک و خون می کشند؟ شاید هم دوستان ایران که دعوتشان کردی برای آزادی خلق در زنجیر، احتمالا داعش و النصره و دیگر شبکهها ی تروریستی و خواهر زاده و خواهر خوانده ودیگر همزادهای آدمکش را میگویی؟!
خانواده ها در لیبرتی: ملاقات با جگرگوشگانمان پایه ای ترین حق انسانی ماست
خانواده های جدید الورود به عراق امروز در ورودی کمپ لیبرتی حضور یافتند و با در دست گرفتن پلاکارد و نشان دادن نام جگرگوشگانشان درخواست ملاقات حضوری کردند. آنها شعار میدادند که ملاقات حق مسلم و از اولیه ترین حقوق بشری است. بسیاری از این خانواده ها بیش از دو دهه است که ملاقاتی نداشته اند چرا که فرقه رجوی اجازه دیدار با اعضای خود را نمیدهد. خانواده ها نگران وضعیت جسمی و روحی بستگانشان هستند. آنها نگرانند که این افراد بدون یک ملاقات ساده و بدون خبر به کشور آلبانی منتقل گردند. آنها از سازمان ملل و مقامات عراق میخواهند تا شرایط یک ملاقات ساده بین آنها و اعضای خانواده شان را مهیا کنند.
انتقال گروه های جدید از لیبرتی به کشور آلبانی – در نیمه شهریورماه ۱۳۹۴
۵6 نفر دیگر از اسیران در بند لیبرتی فرقه مخوف رجوی به کشور آلبانی منتقل شدند. در یکی از این گروه ها نام خانم سمیه محمدی دختر آقای مصطفی محمدی و نام امیر اصلان حسن زاده پسر خانم عبداللهی به چشم می خورد. با تبریک به این پدر و مادر شجاع و قهرمان که برای آزادی فرزندان خود در طی سال های اخیر تلاش های زیادی نمودند. امیدواریم که روزی شاهد رهایی و دیدار همه اسیران با خانواده هایشان باشیم.
این مسئله را نتوانستید به ثبوت برسانید!
این مسئله که رجوی به چه دلیل این 100نفر را دربیابان های کشوری مانند عراق که به یمن برهم خوردن ساختار اجتماعی اش توسط آمریکا هرساعت وفصلی ازآسمانش بمب میبارد واز زمین اش گیاه حادثه میروید، رها کرد، هنوز هم جزو اسرار مگوی فرقه ی رجوی است! همچنین هنوز عاملین مستقیم وغیر مستقیم این جنایت شبانه که اتفاقا افراد رجوی بیشتر ازهمه درموردش” دوربین بدستی” نشان داده وحضور پیشاپیش خود را درصحنه بنمایش گذاشتند، ازطرف مراجع بیطرف وذیصلاح روشن نشده و ما کماکان مجبوریم ادعاهای دوطرف را شنیده وقادر به ارزیابی درست موضوع وکشف حقیقت نبوده ودر حالت فرضیه پردازی ها باقی بمانیم!
تصاویری از پرتاب سنگ از سوی فرقه رجوی به خانواده ها
زمانی رجوی می خواست به خیالات خود جامه عمل بپوشاند و رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کند. حال پس از خام خیالی و نرسیدن به آرزوهای کودکانه خود، یاد جوانی اش و لات بازی افتاده و دستور داده است که افراد لبه مبارزه را از سمت رژیم به سمت خانواده ها بکشانند. خانواده هایی که عزیزان آن ها در فرقه رجوی اسیر هستند و تنها آرزو و امیدشان پس از سال ها چند دقیقه ملاقات است.
پیدایش وفرجام خائنانه یک سازمان
ناکامی سازمان درکسب قدرت وخروج ازایران مشروعیتش را دراذهان زیرسئوال برد.درفرانسه مسعود رجوی ماهیت سازمان را به کلی تغییر داد.سال 1365 او مریم قجرعذانلو همسرنزدیکترین دوستش بنام مهدی ابریشمچی را بعنوان همردیف مسئول اول منصوب وبا وی ازدواج کرد این عمل بقول او مقدمه ی یک انقلاب ایدئولوژیک درونی شد
تبریک به خانواده ها بخصوص خانم ثریا عبدالهی
امروز خبر بسیار خوشحال کننده ای شنیدم و آن خبر جابجایی امیر اصلان حسن زاده یعنی پسر خانم ثریا عبدالهی بود که واقعا جای خوشحالی نیز داشت، چرا که این مادر در طول 4 سالی که در اطراف پادگان نظامی اشرف و در آن هوای گرم و خشک و خاکهای کثیف عراق، حتی بدون لحظه ایی درنگ برای خانواده هایی که برای دیدار فرزندانشان به آنجا آمده بودند زحمت می کشید
مقصر مرگ این کودک، سلطه گران وحامیان مجاهد خلقی آنها هستند!
این تشکیلات” گوبلزی- ماکیاولیستی” کم همتا، درنوشته ای تحت عنوان” مقصر مرگ تکاندهنده کودک سه ساله سوری کیست”؟ کوشش کرده که این جنایت مرشدان اعظم خود را به گردن جمهوری اسلامی انداخته و مسببین اصلی این مرگ های مربوط به فرار ازسوریه را ازاذهان پنهان نماید!

