اضمحلال فرقه رجوی

مذاکرات اتمی استانبول، سرخوردگی و یاس فرقه ی مجاهدین

در مقاله ی " هزارخانی و روحانی تحلیلگر سیاسی یا افسانه پرداز " که مورخه ی 24/1/1391 در سایت نجات و ایران اینترلینک انتشار یافته است خطاب به سران و رهبر عقیدتی مجاهدین به واقعیت موجود اشاره کردم و نکته ی مهم و اساسی را در حوزه ی تحولات منطقه ای با سران مجاهدین در میان گذاشتم، "… حال شاهدیم که پس از سی سال علیرغم وابستگی کامل مجاهدین به بیگانگان و بدترین دشمنان ملت ایران و جاسوسی و پادوئی برای سرویس های مخفی ریز و درشت کشورهای منطقه و غرب، این مجاهدین است که به شکلی سخیف مورد بهره برداری بیگانگان قرار گرفت و حال در انزوای کامل قرار دارد و در حال تلاشی و فروپاشی همیشگی ست و نظام سیاسی ایران در حوزه معادلات جهانی و بین المللی علیرغم همه ی فشارهای وارده از سوی نظام سلطه و امرپالیسم جهانی یکی از بازیگران سیاسی و کلیدی به رسمیت شناخته شده در صحنه جهانی است و طرف گفتگو و مذاکره ی قدرتهای بزرگ منطقه ای و بین المللی می باشد… " اما چرا سران مجاهدین پتانسیل و توانایی درک رویدادها و تحولات منطقه ای و بین المللی را ندارند؟ نکته ی مهمی که بایستی بدان پرداخت حکایت تلخ و درخوری از ماهیت، ساختار فکری، سیاسی و ایدئولوژیکی فرقه ای مجاهدین در بیش از سه دهه را به نمایش می گذارد اینکه مجاهدین در بحران و شرایط تنش زا قادر به تنفس و حیات هستند. پس برای ادامه ی حیات تشکیلاتی و فرقه ای نیاز به فضای تنش زا و بحرانی دارند و اگر زمینه و بستر های آن فراهم نگردد سران مجاهدین برای توجیه موجودیت فرقه ی خود باید در عرصه ی ذهن، چنین شرایطی را متصور شوند که در دانش روانشناسی از آن به توهم یاد می گردد. توهم سران مجاهدین آشکار و عریان است. توهم در تعریف به حالتی از دگردیسی و تغییر هشیاری اطلاق می گردد که در آن افراد رویدادها، تحولات و موضوعات را به شکلی احساس، ادراک و تحلیل می کنند که واقعیت خارجی ندارد ولی افرادی که دچار توهم شده اند آن را واقعیت محض می پندارند. این امر نشانه ی روشنی از اختلالات روانی است. سران و بویژه رهبر عقیدتی مجاهدین طی سی سال اخیر بارها طبق تحلیل و آنالیزی که از مسائل و رویدادهای مربوط به تحولات اجتماعی و سیاسی ایران و حوزه ی معادلات منطقه ای و بین المللی داشتند، نشان داده اند دچار توهم دائمی هستند.
در ماههای اخیر خانم مریم عضدانلو، مسعود رجوی و سایر سران مجاهدین در سخنرانی ها، پیام ها و مصاحبه های خویش چنین تبلیغ می کردند که بزودی نظام سیاسی ایران در رابطه با مسئله ی هسته ای کاملا ایزوله شده و سپس طی یک حمله ناگهانی سرنگون خواهد شد یا اینکه بحران های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کمرشکن رژیم حاکم بر ایران را ساقط خواهد نمود. بر این اساس آنان سعی داشتند با خریدن زمان و فرصت با طرح بهانه های واهی و بی اساس موضوع انتقال افراد مستقر در اشرف به کمپ موقت ترانزیت را به تاخیر بیندازند. اما این چنین نشد و مذاکرات اتمی استانبول نشان داد که غرب و مجموعه سیستم سرمایه داری جهانی با توجه به بحران های اقتصادی، مالی و ورشکستگی اقتصادی برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا از جمله یونان و… همچنین مشکلات اجتناب ناپذیر مالی امریکا و بدهی و کسر بودجه بی سابقه دولت امریکا بنا به خبر منتشر شده در روزنامه واشنگتن تایمز که تصریح دارد:
"… کسری بودجه 1.3 تریلیون دلاری دولت آمریکا در سال 2011 بی سابقه است. طبق آمارهای دفتر بودجه کنگره آمریکا، کسری بودجه این کشور در سال مالی 2011 به 1.3 تریلیون دلار رسید… " تکاندهنده و حاکی از این امر مشهود است که غرب توانایی ورود به یک بحران با پیامدهای غیر قابل پیش بینی را ندارد. آن چه که مسلم است دولت امریکا و ناتو در بحران افغانستان و تحولات منطقه ای که از آن به بیداری اسلامی، خیزش مردمی و توده ای یاد می گردد دچار سردرگمی و بی آیندگی ست. لذا ناگزیر و باید با نظام سیاسی ایران کنار بیاید و از مواضع سفت و سخت خود در زمینه ی دستیابی ایران به فناوری صلح آمیز هسته ای دست بکشد.
رسانه های غربی پس از مذاکرات و گفتگوهای اتمی ایران و گروه کشورهای 1+5 در استانبول به نقل از مقامات اتحادیه اروپا نوشتند:
"… مایکل مان، یکی از سخنگویان کاترین اشتون، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، دور نخست مذاکرات را «سازنده» اعلام کرد. این دومین دور از مذاکرات ایران و 1+5 در استانبول ترکیه است. دور دوم مذاکرات به پیشنهاد ایران، قرار است در بغداد برگزار شود… " و"… در دور نخست و هم در دور دوم مذاکرات از یک سو سعید جلیلی مذاکره‌کننده ارشد ایران و از سوی دیگر کاترین اشتون مذاکره‌کننده ارشد گروه 1+5 بر مثبت و سازنده بودن مذاکرات تاکید کردند. همین رویکرد مثبت و سازنده نیز در نهایت منجر به آن شد تا در پایان این دور از مذاکرات دو طرف بر سر گفت‌وگو در روز سوم خرداد در بغداد با دستور کار «گفت‌وگو برای تدوین یک مدالیته جامع مذاکره» به توافق رسیدند. در پایان نشست اشتون، در کنفرانسی خبری ضمن اشاره به مفید و سازنده بودن گفت‌وگوها گفت: ما هم اکنون خواستار آن هستیم که به سوی روند پایداری از مذاکرات حرکت کنیم جایی که ما بتوانیم گام‌های عملی و فوری برای اعتمادسازی برداریم و [در همین راستا] مذاکره‌کنندگان رویکرد «گام به گام» را اتخاذ خواهند کرد. ما انتظار داریم که نشست آتی به گام‌های محکمی در راستای راه‌حل‌های مذاکره شده جامع منتهی شود که اعتماد بین‌المللی به ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران بازگردد. اشتون افزود: ما اطمینان یافتیم که ایران جدی است… "
حال سران مجاهدین بویژه خانم مریم عضدانلو و مسعود رجوی در باره ی نشست اتمی استانبول و رویکرد جدید اتحادیه اروپا و امریکا در قبال ایران که در کنفرانس خبری از سوی خانم کاترین اشتون بوضوح بدان تاکید شده است چه تحلیلی دارند؟ آیا سران مجاهدین از توهم ذهنی رها خواهند شد؟ آنچه که مسلم است و باز باید بدان تاکید کنم اینکه فرقه مجاهدین در دیپلماسی و استراتژی غرب هیچ جایگاهی ندارند. اصولا سیاستمداران پراگماتیست غربی و امریکایی در سالهای اخیر نشان داده اند که تاریخ مصرف مجاهدین گذشته است و صرفا بهره گیری از آنان در مقاطع خاص تاکتیکی و تحقیر آمیز بود.
در این میان فرقه ی مجاهدین بازنده نهایی هستند. زیرا به دلیل خیانت آشکار، جاسوسی و پادوئی برای بیگانگان نظیر نداشتند. به جرئت می توان اذعان کرد در دوران معاصر باند و فرقه یا گروهی را نمی توان یافت که همچون مجاهدین به اقدام علیه منافع ملت خویش به شکلی آشکار و عریان دست زده باشد.
انتقال چهارمین گروه از اعضای تحت اسارت مجاهدین در اشرف به کمپ موقت تراتزیت در فردای مذاکرات اتمی استانبول پالس روشنی از یاس و سرخوردگی همه جانبه ی سران و رهبر عقیدتی مجاهدین است.
بی شک، تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی دوران معاصر نشان داده است که تکیه به بیگانگان منجر به از دست دادن پایگاه اجتماعی و دستاوردی جز تلاشی و از هم گسیختگی تشکیلاتی و گروهی نخواهد داشت.
آرش رضایی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا