دیدار خواهران نیکزاد با عضو جداشده آقای اسماعیل فلاح رنجکش

اردیبهشت ماه 1365 بود که اسماعیل نیکزاد رودسری درحین دفاع ازآب وخاک مملکتش به اسارت صدامیان درآمد ودراردوگاه 10 جای گرفت. مقاومت ایشان درقبال سختیها و آزار و اذیت زندانبانان اردوگاه زبانزد سایر همرزمان اسیرش بود. اسماعیل قبل ازآنکه مورد معامله صدام و رجوی قراربگیرد و به گروگان برود 4 سال تمام فضای صعب وسخت اردوگاه را به هوای بازگشت سرافرازانه به خاک وطن وآغوش پرمهرخانواده تحمل کرده بود وبا خانواده اش نیزبواسطه صلیب سرخ درارتباط بود.

خانواده بسیار بزرگوار و زحمتکش نیکزاد طبعا چونان سایرخانواده های اسرا درمقطع تبادل اسرا درانتظارجگرگوشه شان چشم انتظار بودند و لزومات پذیرایی گرم ازعزیزشان را نیزتهیه وتدارک دیده بودند. زمان انتظار وپیوستن خانواده با عضواسیرکه به تاخیرافتاد ؛ اضطراب دو چندان شد و بیقراری عزیزشان جانب تهران را نشانه رفتند تا که شاید بتوانند دستکم خبری ازآزاده ها درخصوص آخرین وضعیت دلبند شان جستجو کنند.
خانواده شالیکار زحمتکش روستایی نیکزاد که بسیارعزیزوشریف تشریف دارند اززمان آگاهی اسارت عزیزشان درچنگال رجوی خاصه بعدازتاسیس انجمن نجات همواره ولاینقطع پی رهایی عزیزشان بودند وبسا رنج وشکنج  ومصائب عدیده را پشت سرگذاشتند. 5 خواهر و دو داماد همراه شان به دفعات درمقابل اسارتگاه اشرف به تحصن نشستند واسماعیل را فریاد کردند ولیکن ازجانب سنگ دلان رجوی فقط وفقط ناحق فحش وفضیحت شنیدند که البته شایسته جماعت پست رجویها بود.
در دیدار اخیرخواهران نیکزاد با عضورها شده ازچنگال رجوی که یکی پس ازدیگری شیرزن تشریف دارند ازدنیای آرزوهایشان اینچنین گفتند " ضمن تبریک به آقای رنجکش بخاطرجداشدنش ازرجویها وبازگشت درکنارخانه وخانواده باید عرض کنیم که ما خواهران نیکزاد درپی رهایی برادرمان هرکجا برویم با هم هستیم وباهم کوشش وتقلا میکنیم. درهمین دفترانجمن با عمده جداشده ها ازجمله آقایان حمید حاجی پور؛ اکبرمحبی ؛ محمدباقرکشاورز؛ خاوری ؛ بال افکنده ؛ رضا رجب زاده ؛ منصورشعبانی و دیگر بازگشتی های عزیز ملاقات و دیدار صمیمانه داشتیم و جالب اینست که حرف مشترک شان این بود که برادرمان آنجا بشدت تحت کنترل است وتحت فشاراست چونکه ناراضی است ومیخواهد از رجویها جدا شود وپی زندگی اش برود. الان با اطلاع رسانی آقای پوراحمد عزیزآمدیم به دیدارشما که ببینیم ازاسماعیل ما چه خبری دارید واینکه آیا اسماعیل ما را می شناختید یا نه؟ وخواهش داریم مقداری ازایشان برایمان بگویید که بی صبرانه ودلتنگانه گوش هستیم."
آقای رنجکش ضمن خیرمقدم به آنان وابرازهمدردی درخصوص وضعیت برادرشان گفتند " حقیقت من خودم بارها ازآقای پوراحمد خواهش کردم که بتوانم شمایان را ببینم چراکه سالیان با عزیزتان دریک قسمت بودیم وباهم یک دوست بسیارصمیمی بودیم وبقولی محفل داشتیم یعنی بدورازکنترل گماشته های رجوی صحبتهای درگوشی زیاد داشتیم (باخنده)
الان هم که به لطف خدا وهماهنگی آقای پوراحمد افتخارآشنایی وملاقات پیدا کردم باید خدمتان عرض کنم که هم خوشحال هستم وهم ناراحت. خوشحالم ازدیدارشما عزیزان واینکه چقدر پرشور و پرانرژی پی رهایی برادرتان ازچنگال رجوی هستید واطمینان دارم چنانچه اسماعیل ازچنین پشت وحمایت خانواده خاصه خواهرانش با خبرشود حتما تصمیم نهایی خود را اجرایی میکند وازتشکیلات سیاه رجوی پا به فرار می گذارد ونزد شما برمیگردد. با این اوصاف فکرمیکنم جنبه ناراحتی ام نیزمشخص گردید که حیف است برای اسماعیل با داشتن چنین خانواده مقاوم ومهربانی کماکان درچنبره دام عنکبوتی رجوی گرفتارباقی بماند."
درفاصله دیدار بسیارصمیمانه وخانوادگی دوساعته عضوبازگشتی به میهن وخانواده محترم نیکزاد ؛ فی مابین آنان تبادل نظرصورت گرفت وخاصه روی عنصرخانواده وحضورشان دراسارتگاه لیبرتی وآلبانی بمنظور رهایی اسرای گرفتار تاکید شد.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.