رجوی، ابوعامری دیگر…

«البقره/14»
اللَّهُ یسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یعْمَهُونَ
خداوند آنان را استهزا می‌کند؛ و آنها را در طغیانشان نگه می‌دارد، تا سرگردان شوند.
روایت است ابوعامر راهب به مخالفت با پیامبراکرم (ص) می پرداخت و وقتی تلاشهایش را بی نتیجه می دید در پی شوراندن دیگر مخالفین بر علیه حضرت محمد (ص) برمی آمد.
عامر همواره دشمنان داخلی و خارجی پیامبر را تحریک به ستیز با اسلام می کرد و مشوق آنان در اعمال فشار به مسلمین بود درپی هجرت رسول الله و عدم پذیرش اسلام از سوی او به روم رفت و درآنجا بدنبال یاری گرفتن از سپاهیان رومی برای ضربه زدن به اسلام بود اما به اذن خداوند این تلاشها نیز بی ثمر ماند.
مدتی بعد ابو عامر راهب که پیامبر او را ابوعامر کاذب می نامید به طائف رفت چون آن ها نیز اسلام آوردند مجبور به ترک آنجا شد، وی در اوج تنهایی و ذلت در شام مُرد.
از جمله اعمال منافقانه ابوعامر ساخت مسجد به جهت خوراندن تفکرات ناشی از کفر، تظاهر اعتقاد به دین حنیف، همراهی و تحریک دشمنان پیامبر بود جالب است بدانید فرزند ابوعامر یعنی حنظله از صحابه پیامبر بود و در جنگ احد به شهادت رسید.
وقتی به رویه منافقانه مسعود رجوی بنگریم با شیوه ای مشابه ابوعامر مواجه می شویم.
مسعود رجوی نیز همچون عامر وقتی مورد برائت ایت الله خمینی و مردم انقلابی قرار گرفت در ابتدا سعی در سوء استفاده از دشمنان داخلی و فریب خوردگان کرد و در پی مواجه شدن با آحاد ملت انقلابی مجبور به فرار از ایران و پناه بردن به بیگانگان و دشمنان ملت و انقلاب شد. او همچون عامر، دوستانش را در میان دشمنان انقلاب یافت و دائماً درصدد تحریک آنان شد و با جاسوسی و فریب قصد توجیه اعمال فشار دشمنان بر انقلاب را دارد.
مسعود همچون عامر به ارتش عراق که دشمن ملت ایران بود پناه برد و با همبستگی با صدام دست به جنایت علیه ملت زد.
شباهت دیگر مسعود رجوی و عامر فرزندانشان است که هر دو دارای فرزندانی با خط فکری مخالف خود دارند.
و سرانجام هر دو عاقبت تنها و مغذوب است. اگرچه زنده و مرده بودن مسعود نامعلوم است اما این وضعیت نامعلوم برای کسی که آن همه بوق و کرنای تصاحب قدرت داشت حاکی از انزوایی غیر قابل وصف دارد.
سالاری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.