خانواده؛ کابوس مرگباری برای فرقه رجوی

شما هر چقدر شنیده باشید یا حتی اگر دیده باشید که پدیده ای به نام خانواده چگونه تشکیلات به اصطلاح آهنین سازمان مجاهدین خلق را بلرزه در میآورد باز کم است.
بله عنصر خانواده یک زهر کشنده به تار و پود فرقه رجوی بوده و هست. برخلاف خیلی از مسائل دیگر که تاکنون دیده اید خانواده عملکرد دیگری در مناسبات فرقه رجوی دارد.
مثال: اگر مسئولین فرقه در معرض شدیدترین مشکلات و فشارها باشند. تلاش میکنند از آن یک سکوی پرش و جهش ترتیب بدهند و محرک ایجاد نمایند، حتی در قبال کشتار و حمله و هجوم! اما کجا به زانو در می آیند؟ بورژوازی؟ نه، دقیقا در نقطه خانواده، بله درست در نقطه خانواده متحمل شکست میشوند.
حتی برای عبور از بورژوازی و ارزشهای دنیای سرمایه داری که بسیار قوی هستند و میتوانند حرکت ها و جنبش های زیادی را از پا در بیاورند، فرقه رجوی در مقابله با این پدیده همیشه آمادگی داشته و آموزش های لازم را به کادرهایش میدهد، اما در مقابل خانواده علیرغم انبوهی آموزش و ترفند توان مقابله ندارد.
راستی چرا گفتم “ترفند”؟ بدلیل اینکه برای مقابله با عنصر خانواده آنها متوسل به قرآن و ائمه اطهار میشوند و از آنها شواهد تاریخی می آورند که خانواده نه تنها بد است بلکه از ارزشهای خداگونه انسان را بدور نگه میدارد.
داستان خانواده در سازمان مجاهدین خلق از سال شصت و هشت شمسی که وارد انقلاب ایدئولوژیک شدیم تبدیل شد به یک وسیله بسیار متناقض. زیرا هم توانستند خود را از برخی بحرانهای سیاسی و اجتماعی و منطقه ای نجات بدهند و هم بالعکس، در بسیاری مقاطع هم مثل تیغ دو لبه عمل کرد. بنابراین خانواده در تشکیلات مسعود و مریم رجوی داستانی است بی پایان.
لجن پراکنی های مشمئز کننده علیه خانواده در چند سال اخیر از طرف فرقه رجوی کم نبود. از جمله می گفتند که خانواده ها همه مزدور وزارت اطلاعات هستند و شعار می دادند که: “ننگ ما، ننگ ما، فامیل الدنگ ما” و میگفتند که خانواده ها برای جاسوسی و ترور به اشرف آمده اند.
در زمانی که سازمان مجاهدین خلق در عراق بود، در مراجعه خانواده ها برای کسب اطلاع از سلامتی فرزندانشان، مورد هتاکی ها و حتی ضرب و شتم شدید قرار گرفتند که قطعا برخی فیلم های آن صحنه های زشت را در فضای مجازی دیده اید.
علت دشمنی مسعود و مریم رجوی با خانواده چیست؟
طبعا اگر مطالعه کرده باشید ای بسا پی برده باشید. اما من خدمت شما بصورت خیلی ساده و کوتاه بیان کنم که خانواده یعنی چه؟
خانواده در یک کلام یعنی پاکترین عشق و عواطف همسر و فرزندان و پدر و مادر و خواهر و برادر و سایر عزیزان. خانواده اولین جامعه ای است که هر انسانی آنرا میشناسد و در آن بزرگ شده و تربیت می شود و بعد وارد جامعه بزرگتر میگردد تا نقش ایفا کند. خانواده همان جایی است که تمامی عشق و عواطف به صورت بی دریغ و بی چشمداشت و یک جانبه نثار می گردد. اما علاقه و عاطفه خانوادگی پادزهر مغزشویی است.
بنابراین هر خانواده ای در مناسبات سازمان مجاهدین خلق دشمن تلقی میگردد. زیرا حضور خانواده عواطف را زنده می کند و آثار مغزشویی را از بین می برد و تفکر آزاد و مستقل را موجب می شود که به هیچ عنوان مورد پسند فرقه نیست.
مسعود رجوی خود را مالک اعضای خود می داند و می خواهد آنان را مغزشویی کرده و از آنها مانند ربات استفاده نماید. در این میان خانواده را رغیب خود می داند و آنرا مزاحم و موجب دردسر می بیند و لذا تمام تلاش خود را می کند تا این مانع را از سر راه بردارد و نگذارد اعضا با خانواده هایشان در ارتباط باشند.
بنابراین دعوای اصلی بین رجوی و خانواده هاست. خانواده ها از آنجا که عشق و علاقه شان واقعی است هرگز کوتاه نمی آیند و به کمک عزیزان خود می شتابند و از هیچ فداکاری فروگذار نخواهند کرد.
در این جنگ قطعا خانواده پیروز است چون برحق است و عضو مربوط نهایتا بین رجوی مردم فریب و خانواده دارای عشق پاک، خانواده را انتخاب می کند و این سالیان چه در عراق و چه در آلبانی این موضوع به کرات ثابت شده است.
مرحله بعد از جدا شدن فرد از سازمان، رفتن فرد پی زندگیش است تا مجددا شروع تازه ای داشته باشد و از آنطرف سازمان ول کن معامله نیست و با تبلیغات منزجر کننده و تهوع آور تلاش میکند صحنه را مخدوش کرده و بهم بریزد. بنابراین لجن پراکنی می نماید و آب را گل آلود میکند. اما براستی هدف فرقه از این ترفند ها چیست؟ پاسخ ساده است، برای جلوگیری از ورود سایر خانواده ها جهت نجات فرزندانشان است که نتیجه اش جدا شدن از بدنه سازمان می باشد. جدا شدن هر فرد یعنی یک ضربه سنگین بر پیکره فرسوده و بی جان سازمان.
بله دوستان در یک بیان ساده تلاش کردم برسانم که هرگاه خانواده ای قصد کرد تا فرزندش را بدست بیاورد در اغلب موارد موفق بوده است، زیرا مغزشویی از طرف فرقه بشدت ادامه دارد و خانواده می تواند این جادو را باطل کند. هرگاه خانواده ای وارد شده دقیقا بمثابه آب به لانه مورچه ریختن بوده و کل دستگاه سازمان را بر هم ریخته است. پس بر هر خانواده ای که نگران فرزندش است لازم و ضروری است که لحظه ای آرام و قرار نگیرد و دست بکار شود. این جنگی است که زمان و مکان نمی شناسد و برنده کسی است که بیکار ننشیند و پیگیر باشد و افق های دور را نگاه کند. در افق جز پیروزی تصویر دیگری مشاهده نمی شود.
بخشعلی علیزاده

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.