مجاهدین خلق، فرقه جوخه مرگ

ذات خشونت طلب تشکیلات مجاهدین خلق، همواره موضوع مشاجره منتقدان و روزنامه نگاران بی طرف با سیاستمداران حامی این گروه، بوده است.
پل پیلار روزنامه نگار و تحلیل گر سیاسی است که کارمند سابق سازمان اطلاعاتی آمریکا است و تا کنون چندین مقاله درباره مجاهدین خلق و ماهیت خشونت طلب آن ها نوشته است. وی در مقاله اخیرش در نشنال اینترست می نویسد: «تلاش های مجاهدین خلق در دو دهه گذشته درجهت نمایاندن چهره ای مطلوب از خود و کاملا مغایر با واقعیت درونی اش، و برای گرفتن ژست نیرویی دمکراتیک در ایران، همواره بر خریدن حمایت عمومی چهره های سیاسی مشهور معطوف بوده است و برای این کار پول زیادی لازم است که کفاف دستمزدهای پنج رقمی که سخاوتمندانه در جیب سخنرانان سر ریز می شوند را بدهد. فرم هایی مالی که از مبالغ دریافتی جان بولتون افشا شده است نشان می دهد که او تنها برای یک سخنرانی در مراسم مجاهدین در سال گذشته در پاریس، چهل هزار دلار دریافت کرده است.»
تحلیل گران غربی عموما درباره عدم محبوبیت مجاهدین خلق در ایران و عدم توانایی آن برای سرنگونی حکومت ایران، اتفاق نظر دارند. در مقاله ای که ماه گذشته در گاردین منتشر شد به نقل از پل پیلار نوشته شد که حامیان مجاهدین خلق در آمریکا احتمالا آنقدر باهوش هستند که بدانند این گروه دمکراسی خواه نیست و هیچ محبوبیتی در ایران ندارد. وی در ادامه می گوید: « ترامپ و طرفداران ضد ایرانش آنقدر درگیر جایگزین برای حکومت ایران نیستند که به دنبال فروپاشی آن هستند. آن ها در پی هرچیزی هستند که ممکن است نظم سیاسی را در ایران به هم بزند به طوریکه بتوانند این نتیجه را به عنوان پیروزی فرضی در نظر بگیرند، فارغ از اینکه پس از آن چه پیش خواهد آمد.»
پیلار بر این باور است که مجاهدین خلق برخلاف آن که نیروی دمکراتیکی باشند، ظرفیت ارتکاب به خشونت بالایی دارد. وی می نویسد: «به نظر می رسد که آن ها کمتر به دمکراسی علاقمند باشند و بیشتر در پی ظرفیت های خشونت ورزی و تخریب و کشتار در ایران باشند – ظرفیتی که علیرغم ادعای کنار گذاشتن خشونت، مجاهدین هنوز هم از آن بهره میبرند.»
جولیا (سمر) کاسم در وبسایت ژئو پولیتیک الرت، نیز تایید می کند که بیرون آمدن واشنگتن از توافق هسته ای با ایران همزمان است با انتصاب جان بولتون به سمت مشاور امنیت ملی آمریکا و جان بولتون کسی است که هدف اصلی اش ویرانی ایران با هر وسیله ممکن است حتی اگر این وسیله بهره بردن از قدرت نرم یک جوخه مرگ فرقه ای باشد.»
او بر این باور است که دولت ترامپ سرمایه گذاری های هنگفتی روی گروه های اپوزیسون ایرانی کرده است و می نویسد: «در پی اتهاماتی که بر سر برنامه هسته ای ایران به راه انداختند، کنگره پیش تر 20 میلیون دلار برای “پیشبرد دمکراسی” در ایران اختصاص داده بود. و این مجاهدین خلق بود که در سال 2002 اطلاعات دروغ و گمراه کننده ای درباره آنچه دارا بودن سلاح هسته ای می خواند به سازمان اطلاعاتی آمریکا داده بود، یک سال پیش از آن آمریکا عراق را بر سر اتهاماتی درباره “سلاح های کشتار جمعی” بی ثبات کرده بود. این عبارت الهام بخش سخنرانی “محور های َشرارت” رییس جمهور وقت جرج دبلیو بوش بود که همچنین در طرح ده ماده ای رهبر مجاهدین خلق مریم رجوی تثبیت می شود. آخرین ماده این طرح خواستار “ایران غیر هسته ای” است و برای جمهوری اسلامی “عاری از سلاح های کشتار جمعی” فراخوان می دهد. »
جولیا کاسم، اعضای ناتو را در استانداردهای دوگانه غرب در قبال گروه های تروریستی چون مجاهدین خلق سهیم می داند: «قدرت های ناتو میزبان گروه های جدایی طلب بوده اند و تلاش های این گروه ها برای تقویت حامیان و روابطشان با آمریکا، را پوشش داده اند. این کشورها شامل فرانسه می شوند که مجاهدین خلق و سازمان پوششی اش شورای ملی مقاومت در آن مستقر است، دانمارک و هلند، “جنبش مبارز عرب برای آزاد سازی احواز” را پناه می دهند و آلبانی که کمپ مجاهدین خلق را در خود جا داده است و قرارگاه آموزشی و پایگاه ترور های مجازی مجاهدین خلق درآنجا است که از آن توییت های ضد حکومتی و تبلیغات رجویستی در مقادیر زیاد منتشر می شود.»
پل پیلار همچنین در مصاحبه ای با تهران تایمز این دوگانگی سیاست آمریکا را تایید می کند و می گوید: « مجاهدین خلق مخالف نظم سیاسی فعلی در تهران است و این تنها چیزی است که برا ی دولت ترامپ اهمیت دارد.»
او معتقد است که حذف مجاهدین خلق از فهرست سازمان های تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا بخشی از سیاست های ضد ایران بوده است و در این باره به تهران تایمز می گوید: « منطق حذف مجاهدین خلق از فهرست تروریستی این بود که این گروه در سال های اخیر در قتل آمریکایی ها دخالت نداشته است. قانون حاکم بر لیست تروریستی می تواند به این شیوه تفسیر شود اما در بیشتر مواقع تصمیم گیری ها برای در لیست قرار دادن یا حذف کردن از چنین زاویه کوته فکرانه ای گرفته نمی شود. یک گروه تروریستی کماکان یک گروه تروریستی است حتی اگر خونی که ریخته است خون آمریکایی ها نباشد. قطعا مجاهدین خلق از سال 2009 تا کنون در خشونت سیاسی مرگبار دخالت داشته است. »
نکته آخری که در قبال همه فریبکاری ها و دوگانگی های سیاست غرب باید گفت هشداری است که بارها تکرار شده است. در حالی که حامیان غربی مجاهدین خلق تلاش بسیار می کنند که ذات خشونت طلب مجاهدین خلق را نادیده بگیرند، باید بدانند که شراکت با مجاهدین خلق آن ها را با تنفر بیشتر از سوی ملت ایران مواجه خواهد کرد و ایرانیان به عنوان قربانیان این گروه هر گز رفتارهای خشونت آمیز آن ها را فراموش نخواهند کرد.
مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.