عملکرد سازمان مجاهدین خلق

علت حمایت گسترده مریم رجوی از آشوب و فتنه آبان؟!

بیستم آبان 1399 مریم رجوی برنامه گسترده ای در قرارگاه آلبانی برگزار کرد که همزمان به صورت ویدیو کنفرانس با سایر پایگاه های مجاهدین در اروپا و آمریکا در ارتباط بود و برخی از لابی های مجاهدین نیز در این نمایش شرکت داشتند. مراسم به مناسبت سالگرد آشوب هایی برگزار می شد که یکسال قبل، شهرهای مختلف ایران را دچار ویرانی و هرج و مرج نمود و طی آن صدها خودرو از جمله چندین آمبولانس، اتوبوس و حتی خودروی شخصی به آتش کشیده شد و به هزاران بانک آسیب وارد گردید و همچنین تمامی امکانات رفاهی و بهداشتی متعلق به مردم از قبیل سطل زباله، ایستگاه اتوبوس، باجه تلفن نابود گردید. در کنار اینها تعداد زیادی خانه و مغازه شخصی و مراکز آموزشی نیز به آتش کشیده شد. البته همه اینها در یک طرف، و ترور تعداد زیادی از مردم و نیروهای امنیتی نیز بخشی از پروژه آشوب و بلوا بود که به صورت سازمانیافته به اجرا درآمد.

بسیاری از مردم ایران که معترض گرانی بنزین بودند در چنین روزی به خیابان آمدند تا به به این امر اعتراض کنند اما خیلی زود تیم های آموزش دیده مرتبط به نهادهای جاسوسی و امنیتی بیگانه که به گفته «برایان هوک» از یکسال قبل برای چنین روزهایی تجهیز و سازماندهی شده بودند، وارد عمل شدند و تظاهرات مسالمت آمیز مردم را به خشونت کشیدند.

در این حرکت سازمانیافته، دهها تن از نیروهای انتظامی هدف شلیک تروریست ها قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. بجز آن، تعدادی از مردم نیز هدف این توطئه بودند و تروریست ها مشابه آنچه در سوریه گذشته بود، مردم را هدف قرار می دادند تا آتش آشوب را هر چه بیشتر علیه نظام شعله ور کنند. متأسفانه در این شرایط خطیر و خونین، چندین نفر از مردم نیز که در خیابان ها قرار داشتند قربانی شدند. تروریست های وابسته به سعودی نیز همزمان به صورت مسلحانه وارد عمل شده بودند تا به انتقام «آرامکو» پتروشیمی ماهشهر را ویران کنند.

حمایت گسترده مریم رجوی از آشوب و فتنه آبان؟!

غائله چندروز ادامه داشت ولی با هوشیاری مردم که خیلی زود خیابان ها را ترک کردند تا ویرانی طلبان نتوانند از آن شرایط سوء استفاده کنند، نیروهای مدافع امنیت توانستند توطئه مشترک سیا و سعودی را درهم بشکنند و آرامش را به جامعه برگردانند. شکست این توطئه، خشم برایان هوک، گروهک های سلطنت طلب و سازمان مجاهدین را به دنبال داشت. از همان زمان آمار سازی کشتگان توسط مجاهدین و سایر گروههای ضدایرانی حالت مسابقه گرفت و آمار 1500 کشته را با هماهنگی برایان هوک به خورد رسانه ها دادند. در این میان، مریم رجوی نقش کلیدی در آمارسازی و آشوب ها داشت.

تیم های آشوب وی که از دیماه 96 روی آنها کار شده بود، تحت عنوان «کانونهای شورشی» نقش برجسته ای در آتش سوزی ها داشتند. هدف مریم این بود که همانند داعش، تمامی زیرساخت های اقتصادی کشور را نابود کند تا فشارهای ناشی از تحریم اقتصادی بر مردم ایران مضاعف شود.

دستاورد این آشوب چیزی جز سخت تر شدن وضعیت رفاهی مردم، بخصوص برای اقشار ضعیف نبود. هر روز آمار ارائه شده توسط برایان هوک و مریم رجوی بالاتر می رفت تا در نهایت روی 1500 ثابت ماند (آماری که برای قربانیان کرونا در ایران هم تولید می کنند اکنون مرز 150 هزار نفر را هم رد کرده است. مجاهدین قصد دارند آمار را به گونه ای بالا ببرند که از آمریکا جلو بزند و ایران در صدر جدول قرار گیرد. این درحالی است که هیچگاه آمار قربانیان کرونا در قرارگاه های مجاهدین گزارش نشده و مسکوت مانده است).

در یکسال گذشته، مریم رجوی شکست های زیادی را متحمل گردید که مهمترین آن، اخراج آرام از فرانسه و محدود شدن فعالیت وی در کشورهای اروپایی بود، بگونه ای که امروز خارج از قرارگاه اشرف در آلبانی، مجوز فعالیت ندارد. این شکست ها، روحیه مجاهدین را بشدت تضعیف کرده است و تنها چاره سران مجاهدین برای جلوگیری از ریزش شدید نیرو، روحیه دادن به اعضای خود با توسل به مسائل داخل ایران است.

چند ماه قبل، مریم رجوی تلاش داشت با کلیدواژه «تابستان داغ» ایران را به هر طریق ممکن به آشوب بکشاند و البته این هم خطی بود که از سوی وزارت خارجه آمریکا (پمپئو-برایان هوک-جولیانی) ارائه شده بود و مجاهدین فقط مجری آن بودند. شکست نمایش «تابستان داغ» که به جای ایران، آمریکا را دچار بحران ساخت، مریم رجوی را وادار به اجرای برنامه جدیدی برای آبان ماه کرد. سرمایه گذاری روی «فتنه آبان» تنها چاره رهبر مجاهدین برای تسلی اعضای این فرقه بود که روز به روز ناامیدتر و بیمارتر می شوند. پروژه ای که با نمایش های کودکانه و فریبکارانه مریم رجوی هم به جایی نرسید اما آبان 99 به روزهای پایانی خود رسید.

حمایت گسترده مریم رجوی از آشوب و فتنه آبان؟!

فیگورهای ساختگی مریم که در سال های اخیر شدت گرفته، نمایانگر خالی بودن دست وی برای اثرگذاری روی مجاهدین است. در دهه های گذشته نیازی به این همه نمایش های هنری و تبلیغی نبود چون سخنان او در زندگی مجاهدین نقش کلیدی داشت و به دل می نشست، اما فریبکاری ها و دروغ های روزافزون وی، سالهاست اعضای مجاهدین را دچار بی اعتمادی شدید کرده است. نیاز گسترده او به ایجاد بحران در ایران با «تابستان داغ و پاییز قیام» اگرچه یک ضرورت حیاتی برای سازمان مجاهدین است اما باز هم بی اعتمادی را در درون مناسبات فرقه شدت بخشیده است.

حامد صرافپور

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا