تلاش سازمان برای حفظ و به تاخیر انداختن فروپاشی تشکیلات

عملکرد دوگانه ی فرقه رجوی و سکوت مرگبار مریم قجر عضدانلو

عملکرد دوگانه ی فرقه رجوی و سکوت مرگبار مریم قجر عضدانلو در مورد جنایات طالبان در افغانستان و اسرائیل در نوار غزه و کشتار بی رحمانه مردم بی دفاع

سوال: در رابطه با جنایت اخیر طالبان و کشتار بی رحمانه کودکان دانش آموز، جهان در شوک عمیقی فرو رفت اما شاهد بی تفاوتی عجیبی از طرف سازمان مجاهدین بودیم با وجودیکه تمامی شخصیت های سیاسی وکشورها و سازمانهای حقوق بشری با مردم افغانستان و خانواده های داغدار از یک طرف اظهارهمدردی واز طرف دیگر محکوم کردند اما خانم عضدانلو نه محکوم نه حتی یک ابراز انزجار ساده هم نکرد. در حالیکه تمامی کودکان جان باخته را دختران دانش آموز تشکیل می دهند و خانم عضدانلو مدعی دفاع از حقوق زنان و خودش را الگوی زن مسلمان دموکرات می داند البته فقط خودش به نظر شما علت چیست ؟

به نظر من علت را در بررسی وقایع نیمه دوم دهه ۹۰ میلادی باید جستجو کرد. زمانی که طالبان در قدرت بود.
آن زمان اگر یادتان باشد حکومت طالبان با جمهوری اسلامی در تضاد شدیدی بود که حتی منجر به کشته شدن ۱۱ تن ازدیپلمات های ایرانی شد. در آن زمان دولت وقت طالبان اعلام کرد در صورت تشدید تضاد با سازمان مجاهدین خلق همکاری خواهند کرد . واکنش سازمان اما سکوت کامل بود که به نوعی پاسخ مثبت دعوت تلویحی به همکاری بود، البته آن زمان رجوی پشتیبانی صدام را داشت و چندان نیازی به همکاری با طالبان نداشت ولی کانال همکاری را هم نبست ولی امروز وضعیت نزار رجوی بیش از حد تصور ما داغان و در مانده تر است .تشکیلات فرسوده و پاره پاره اش در آلبانی که با وجود بعضی ضعف ها ولی در هر صورت یک کشور اروپاییست و کندن و بریدن از این تشکیلات بسا ساده تر از عراق یا افغانستان است و با توجه به خروج نیروهای آمریکایی و دیگر کشورها رجوی بوی کباب به قدرت رسیدن طالبان حس کرده و در صدد است از این پشم کلاهی برای خود جور کند.

مریم رجوی

سوال: نظرهمه ما و همچنین جامعه جهانی نسبت به طالبان بسیار منیفست وهمچنین مردم ایران آیا این همکاری احتمالی از لحاظ سیاسی و اجتماعی برای رجوی آبروریزی و زیانبار نیست؟

جواب: رجوی از دو نگرانی سالهاست که خلاص است یکی پایگاه اجتماعی و دیگری وجهه سیاسی در واقع نه آبرویی دارد و نه پایگاه اجتماعی و نه وجهه سیاسی که نگران از دست دادنش باشد . رجوی در ه مهر سال ۱۳۶۰ که در تلاش برای به صحنه کشاندن مردم برای تظاهرات ضد حکومتی شکست خورد به این حقیقت پی برد و در کتاب جمع بندی یکساله مقاومت که در سال ۱۳۶۳ منتشر کرد به آن تلویحا اشاره کرد. اگر رجوی پایگاه مردمی داشت به هیچ وجه کار کثیف طلاق عضدانلو از همسرش و ازدواج مجدد با خودش را راه نمی انداخت یا همکاری با صدام یا قطع ارتباط مطلق اعضاء از خانواده هایشان و…. از لحاظ سیاسی هم هیچ شخصیت معتبر سیاسی با این سازمان نیست و شخصیتهای باصطلاح سیاسی هرکدام فقط بخاطر دستمزدهای دقیقه ای ۲ تا ۵ هزاردلاری حاضر یه حضور در محافل سازمان می‌باشند.

سوال: این همکاری که شما احتمال آن را می دهید به چه شکلی می تواند باشد؟
جواب: حداکثر استقرار بخش بزرگی یا قسمتی از بدنه تشکیلات و حداقل تشکیل کریدوری برای تردد به داخل کشور می تواند باشد.

سوال: با توجه به سالخوردگی اعضاء چگونه امکان پذیر است که دوباره سازمان فعالیت نظامی را از سربگیرد؟ همچنین با توجه به تجربه شکست خورده رجوی از فعالیت در داخل کشور

جواب: بله کاملا درست است عمده اعضای سازمان بالای ۶۰ سال دارند جوانترین طیف آن دسته افرادی هستند که در سالهای بعد سقوط صدام یعنی سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ زمانی که اشرف هنوز تحت کنترل نیروهای آمریکایی بود وارد سازمان شدند که الان حدود 40 ساله هستند. همانطور که فرمودید سازمان در دو دوره اقدام به عملیات شهری کرد یک بار در فاصله سالهای ۱۳۶۰ تا ۶۵ و دیگری۷۵ تا ۸۰ که نتیجه هردو شکست بود و بقول خود رجوی نسبت تلفات ۷به ۱/۷ یعنی ۷ مجاهددر برابر۱/۷ پاسدار بود اما سازمان در حال حاضر مشکلش اساسا رژیم نیست بلکه حفظ و به تاخیر انداختن فروپاشی تشکیلات است و جان اعضاء برایش پشیزی ارزش ندارد همچنانکه این عبارت بارها توسط بالاترین کادرهای تشکیلات تکرار می‌شود “هر جا که قیمت پیشبرد خط خون باشد برادر درنگ نمی کند” حالا هم نفراتش در آلبانی سریالی یا جدا می‌شوند یا فوت می کنند و از بابت فوت نفرات دردناک برای رجوی اینجاست که هیچکس را نمی تواند متهم کند و گردن مثلا مالکی و رژیم بیاندازد و نمی تواند از آنها شهید سازی کند پس چه بهتر که نفرات را از راهی به داخل کشوربفرستد و از هرکدام به جای بریده و مجاهد صدیق (نامی که برای فوت شدگان استفاده می کند) از هرکدام یک مجاهد شهید می‌سازد . حالا هم رجوی چشم انداز به قدرت رسیدن طالبان را امیدی برای خودش تلقی میکند با در نظر گرفتن اینکه کشور آلبانی دیر یا زود به اتحادیه اروپا خواهد پیوست که کابوس رجویست و وی را بیش از پیش محدود و زمین گیر خواهد کرد.

سوال: از جمله قضایای مهم در منطقه درگیری بین حماس و اسرائیل را شاهد هستیم در حالیکه سران کشورها موضع گیری کرده و شورای امنیت سازمان ملل هم چندین جلسه در این رابطه تشکیل و به بررسی موضوع پرداخته است و اما باز هم شاهد سکوت مطلق رجوی و عضدانلو هستیم علت به نظر شما چیست؟

جواب: برای پاسخ به این پرسش باز باید به سالهای قبل از سقوط صدام برگشت. آن زمان صدام برای هر کدام از خانواده های انتحاریها ۲۵ هزار دلار پاداش می پرداخت و رجوی هم به دنبال آن در رسانه هایش از فلسطینی ها حمایت می کرد، اما به محض استقرار آمریکایی ها در اشرف دیگر شهدای فلسطینی تبدیل به کشته شدگان شدند و در پی آن در محافل و کنفرانس های مریم عضدانلو سوپر صهیونیست هایی مانند دانیل زوکر ، نبوت کونگریچ ، رودی جولیانی ، جان بولتون و…. که نه از حب رجوی و مردم ایران بلکه از بغض رژیم شرکت می کردند و تقریبا تمامی شرکت کنند گان آمریکایی هم همین مواضع را دارند. بنابراین حالا می توان دلیل سکوت خانم عضدانلو را در برابر کشتار مردم غیرنظامی درک کرد چرا که هر گونه واکنش در این رابطه خاطر دوستان صهیونیست حقوق بگیر آقای رجوی و خانم عضدانلو را خواهد آزرد.

خانم حمیرا محمد نژاد

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا