در روزهای اخیر شاهد اتفاقات ناخوشایندی در شهرهای مختلف ایران بوده ایم. جریانات تروریستی که در میان مردم معترض ورود کردند و جنایات وحشیانه ای را رقم زدند. این افراد با ایجاد آشوب و بلوا در واقع مسیر اعتراضات مدنی مردم را به انحراف بردند. از به آتش کشیدن محل کسب و کار مردم عادی […]
در روزهای اخیر شاهد اتفاقات ناخوشایندی در شهرهای مختلف ایران بوده ایم. جریانات تروریستی که در میان مردم معترض ورود کردند و جنایات وحشیانه ای را رقم زدند. این افراد با ایجاد آشوب و بلوا در واقع مسیر اعتراضات مدنی مردم را به انحراف بردند.
از به آتش کشیدن محل کسب و کار مردم عادی گرفته تا قتل و یا بهتر بگوییم ترور افراد، آن هم به طرق بسیار وحشیانه و رعب آور. این افراد و البته اربابانی که اینها را اجیر کرده بودند، این خشونت طلبی های غیر انسانی را با هدف سرنگونی حکومت کنونی ایران رقم زدند غافل از آنکه آسیب زدن به مردم عادی هیچگاه به تغییر حکومت منتهی نمی شود.
این شدت از خشونت و وحشی گری، تداعی کننده خشونت های بی حد و حصر سازمان رجوی در اوایل پیروزی انقلاب مردم ایران است. در آن سالها به دستور رجوی هر کسی که موافق آنان نبود را ترور می کردند. به افراد عادی جامعه حمله می کردند تا با ایجاد رعب و وحشت بتوانند کارشان را پیش ببرند. البته این مدل وحشی گری را در سالهای اخیر در گروه تروریستی داعش نیز شاهد بودیم که برای تصرف شهرها سعی می کردند با کشتن افراد بی گناه به طرز وحشیانه ایجاد ترس کرده و مردم را مجبور به تسلیم کنند.
ابعاد جنایتهای اخیر بسیار گسترده و وحشیانه است و دل هر انسانی را به درد می آورد اما در آن طرف رجوی مانند بقیه جنایتکاران سعی می کند مسائل را وارونه جلوه دهد و به محض کشته شدن یک اغتشاشگر چنان در رسانه هایشان دست به تبلیغات می زند که انگار فرد کشته شده فرد عادی جامعه بوده و بی گناه کشته شده است و برایش اشک تمساح ریخته و با تبلیغات رسانه ای که در اختیار دارند فرد را قهرمان جلوه می دهند.
اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که رجوی بعد از اعلام جنگ مسلحانه در سی خرداد 60 دست به ترورهایی زد که برای مردم ایران قابل باور نبود. آنان در عملیات معروف به مهندسی جنایت بیشماری انجام دادند از شکنجه با اتو گرفته تا کندن پوست سر و زنده به گور کردن. در سالهای اخیر نیز تروریست های داعشی با همان مدل تروریستهای رجوی دست به جنایت زدند و اکنون شاهد جنایت های مشابه در حوادث اخیر کشور هستیم.
خط کلی همه تروریستها و جنایت کاران بدین شیوه است، حمله کردن به مردم بی دفاع و کشتن آنها ، خشونت شدید و ایجاد ترس برای مردم ، آتش زدن مساجد و عبادت گاهها ، حمله به اموال مردم و بار آوردن خسارت زیاد و در نهایت حمله مسلحانه ، آتش زدن ماشین های آمبولانس و آتش نشانی، حمله به بیمارستانها و کشتن پرستاران، ترور کودکان و شماری دیگر از جنایتی که زبان از بیان آنان قاصر است. همه این تروریست ها از یک جا خط می گیرند و روش کار همه یکی است.
آنان با ایجاد آشوب و انجام ترورهای کور سعی می کنند در دل مردم ترس ایجاد کنند.
سئوال اینجاست تمام ایران گروه هایی که دم از آزادی و حقوق بشر و دفاع از حقوق مردم ایران می زنند و سنگ خلق را به سینه می زنند، چگونه با آسیب به افراد عادی جامعه و کشتارهای وحشیانه می توانند خود را مدافع مردم معرفی کنند؟! اینجاست که خودشان دروغ های شان را رو می کنند و چهره واقعی شان را بیش از پیش برای مردم نمایان می کنند. رجوی و اربابانش فقط و فقط به دنبال مطامع شخصی خود هستند؛ کسب قدرت و استفاده از منابع ایران زمین.
اما رجوی بهتر است دلش را صابون نزند. او سعی دارد با پیام های مستمر وانمود کند که در ایران جایگاهی دارد ولی کور خوانده است و در ایران جایی برای جنایت کاران امثال رجوی وجود ندارد. جوسازی در مورد فضای ملتهب ایران برای دلخوشی نیروهای از دور خارج شده اش در آلبانی است. مردم ایران ماهیت جنایت کاران و تروریست ها را شناخته اند. مردم ایران این آشوب ها را هم پشت سر می گذارند و باز هم تروریست ها روسیاه تر از قبل خواهند بود.
هادی شبانی































