سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) بهعنوان یک تشکیلات تروریستی با سابقهای پیچیده، در دهههای گذشته موضوع بحث و جدل در میان سیاستمداران آمریکایی بوده است. این سازمان که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شد، ابتدا با ایدئولوژی ترکیبی از اسلامگرایی و مارکسیسم به مبارزه علیه رژیم پهلوی پرداخت و پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به یکی […]
سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) بهعنوان یک تشکیلات تروریستی با سابقهای پیچیده، در دهههای گذشته موضوع بحث و جدل در میان سیاستمداران آمریکایی بوده است. این سازمان که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شد، ابتدا با ایدئولوژی ترکیبی از اسلامگرایی و مارکسیسم به مبارزه علیه رژیم پهلوی پرداخت و پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد. در حالی که برخی سیاستمداران آمریکایی از این گروه بهعنوان ابزاری علیه ایران حمایت کردهاند، انتقادات قابلتوجهی نیز از سوی دیگر سیاستمداران و نهادهای رسمی آمریکا مطرح شده است.
همه تحولات و معادلات منطقه ای در سال گذشته نشان داد که مجاهدین به مثابه یک فرقه تروریستی و خطرناک برای حتی سیاستمداران نئومحافظه کار و میلیتاریست امریکایی که سعی داشتند پس از اشغال عراق از مجاهدین چون حربهای و فاکتوری برای فشار بر ایران استفاده کنند، بهشمار می آید و برای مقامات امریکایی تاریخ مصرف دارد. در ادامه، به بررسی جامع این انتقادات، دلایل آنها، و زمینههای سیاسی مرتبط پرداخته میشود.
سیاستمداران آمریکایی بهصورت علنی و صریح از مجاهدین خلق انتقاد کردهاند. در زیر به چند نمونه از این افراد و دلایل انتقادشان اشاره میشود:
۱. رابرت هانترRobert Hunter)) سمت: سفیر پیشین آمریکا در ناتو
رابرت هانتر به صراحت مجاهدین خلق را یک گروه تروریستی توصیف کرده و معتقد است که نام این سازمان باید دوباره در فهرست گروههای تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا قرار گیرد. او به سابقه فعالیتهای خشونتآمیز این گروه، از جمله قتل اتباع آمریکایی در دهه ۱۹۷۰ در ایران، اشاره کرده است. هانتر این گروه را به دلیل گذشته تروریستی و عدم مشروعیت بهعنوان یک جنبش مردمی مورد انتقاد قرار میدهد و حمایت برخی سیاستمداران آمریکایی از آن را نادرست میداند.
۲. ند پرایس (Ned Price) سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا (در دوره بایدن)
در نوامبر ۲۰۲۲ وزارت أمور خارجه آمریکا بیانیهای منتشر کرد که در آن اعلام کرد سازمان مجاهدین خلق را بهعنوان یک جنبش دموکراتیک و نماینده مردم ایران به رسمیت نمیشناسد. ند پرایس بهعنوان سخنگو، این موضع را تأیید کرد و گفت که اگرچه این گروه از سال ۲۰۱۲ از فهرست سازمانهای تروریستی خارج شده، اما واشینگتن آن را یک نیروی قابل اعتماد برای نمایندگی خواستههای مردم ایران نمیداند. دلایل این موضع سابقه همکاری مجاهدین با صدام حسین در جنگ ایران و عراق، اتهامات نقض حقوق بشر در داخل سازمان، و ماهیت فرقهمانند آن است که از سوی منتقدان مطرح شده است.
برخی نمایندگان کنگره امریکا و منتقدان سیاستهای جنگطلبانه افرادی مانند باربارا لی * (Barbara Lee) و دیگر اعضای جناح مترقی حزب دموکرات که بهطور کلی با سیاستهای مداخلهجویانه و حمایت از گروههای بحثبرانگیز مخالفاند. باربارا لی، رئیس فراکسیون سیاه پوستان کنگره و یکی از رؤسای مشترک فراکسیون ترقیخواه کنگره بود. این گروه از سیاستمداران معمولاً به حمایت از مجاهدین خلق توسط سیاستمداران جنگطلب (مانند جان بولتون یا مایک پمپئو) انتقاد دارند. آنها معتقدند که مجاهدین خلق به دلیل گذشته خشونتبار و عدم محبوبیت در میان مردم ایران، گزینهای نامناسب برای حمایت هستند و این حمایتها بیشتر به نفع سیاستهای ضدایرانی و نه دموکراسی در ایران است. آنها همچنین به پرداختهای مالی هنگفت مجاهدین به سیاستمداران آمریکایی برای لابیگری اشاره کرده و این امر را مصداق فساد سیاسی میدانند.
جیسون رضاییان (خبرنگار واشنگتن پست): رضاییان که تجربه زندان در ایران را داشته، در مقالهای در واشنگتن پست (به فارسی و انگلیسی) از حمایت برخی سیاستمداران آمریکایی از مجاهدین خلق انتقاد کرد و آن را “وحشتناک” خواند. او تأکید کرد که این گروه در ایران پایگاه مردمی ندارد و حمایت از آن نتیجه لابیگری مالی است، نه یک تصمیم استراتژیک عقلانی
دلایل اصلی انتقادها سابقه خشونت و تروریسم:
مجاهدین خلق در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ اقدامات خشونتآمیزی انجام داد که ترور شش شهروند آمریکایی در ایران و حملاتی علیه منافع آمریکا را شامل میشد. این سابقه حتی پس از خروج این گروه از فهرست تروریستی آمریکا در سال ۲۰۱۲ (به دلایل سیاسی و لابیگری) همچنان مورد انتقاد است. منتقدان مانند هانتر استدلال میکنند که این تاریخچه نشاندهنده عدم پایبندی سازمان به اصول دموکراتیک است و حمایت از آن با سیاستهای ضدتروریسم آمریکا تناقض دارد.
همکاری با صدام حسین:
حمایت مجاهدین از صدام در جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) و مشارکت در عملیات نظامی علیه ایران، باعث شده که بسیاری از آمریکاییها و ایرانیها این گروه را خائن یا غیرقابل اعتماد بدانند. مجاهدین خلق از صدام حسین حمایت نظامی و اطلاعاتی دریافت کردند. این همکاری از سوی مردم ایران بهعنوان نشانهای از فرصتطلبی و خیانت به منافع ملی ایران تلقی میشود، که مشروعیت این گروه را زیر سؤال میبرد.
ساختار فرقهمانند و نقض حقوق بشر:
گزارشهای متعدد از اعضای جداشده و تحقیقات مستقل، از جمله گزارش سازمان دیدهبان حقوق بشر، نشان میدهد که مجاهدین خلق ساختاری فرقه مانند دارد که شامل کنترل شدید اعضا، شست وشوی مغزی، و سرکوب مخالفان داخلی است. این موضوع از سوی منتقدان بهعنوان دلیلی بر ناسازگاری این گروه با ارزشهای دموکراتیک مطرح میشود.
عدم مشروعیت مردمی:
بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی از جمله مقامات وزارت أمور خارجه، معتقدند که مجاهدین خلق پایگاه مردمی قابلتوجهی در ایران ندارند و به همین دلیل نمیتوانند نماینده واقعی اپوزیسیون ایران باشند. این امر آنها را به گزینهای نامناسب برای نمایندگی اپوزیسیون ایران تبدیل میکند و حمایت از آنها را به یک خطای استراتژیک بدل میسازد.
لابیگری مالی:
پرداخت مبالغ هنگفت به سیاستمداران آمریکایی (مانند رودی جولیانی، جان بولتون، و مایک پمپئو) برای سخنرانی و حمایت، از سوی منتقدان بهعنوان نوعی خرید نفوذ سیاسی و تضعیف اصول اخلاقی در سیاست خارجی آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته و بهعنوان نشانهای از عدم صداقت مجاهدین مطرح شده است.
نکته مهم:
در حالی که برخی سیاستمداران برجسته مانند مایک پمپئو، جان بولتون، و مایک پنس از حامیان سرسخت مجاهدین خلق هستند، انتقادات علنی علیه این گروه اغلب از سوی مقامات رسمی دولت (مانند وزارت أمور خارجه) یا سیاستمداران و اعضای کنگره امریکا مطرح میشود. این نشاندهنده دوگانگی در رویکرد آمریکا است: از یک سو، برخی این گروه را ابزاری علیه ایران میبینند، و از سوی دیگر، عدهای آن را غیرقابل اعتماد و نامناسب برای حمایت میدانند.
زمینه سیاسی انتقادها: انتقادات از مجاهدین خلق در بستر سیاسی گستردهتری شکل گرفته که شامل موارد زیر است: اختلافات حزبی در آمریکا: جمهوریخواهان جنگطلب مانند بولتون و پمپئو از مجاهدین بهعنوان ابزاری برای فشار حداکثری بر ایران حمایت میکنند، در حالی که دموکراتها، بهویژه در دولت بایدن، رویکرد محتاطتری داشتند و ترجیح میدهند از گروههایی با مشروعیت بیشتر حمایت کنند یا به کلی از مداخله مستقیم در امور اپوزیسیون ایران خودداری کنند.
سیاست خارجی آمریکا: پس از خروج مجاهدین خلق از فهرست تروریستی در سال ۲۰۱۲ (که بیشتر نتیجه فشارهای لابیگری بود تا تغییر ماهیت گروه)، دولت آمریکا تلاش کرده است فاصله خود را با این سازمان حفظ کند. بیانیههای وزارت امور خارجه در سالهای اخیر نشاندهنده تمایل به اجتناب از هرگونه ارتباط رسمی است.
رقابت با دیگر گروههای اپوزیسیون: برخی سیاستمداران معتقدند که حمایت از مجاهدین خلق، دیگر گروههای اپوزیسیون مانند طرفداران رضا پهلوی را تضعیف میکند. این دیدگاه در میان منتقدان دموکرات برجستهتر است.
پیامدهای انتقادها
انتقادات سیاستمداران آمریکایی از مجاهدین خلق تأثیرات مختلفی داشته است:
محدود شدن نفوذ مجاهدین خلق در واشنگتن: با وجود لابیگری گسترده، مواضع رسمی دولت آمریکا (بهویژه در دوره بایدن) نشاندهنده عدم تمایل به حمایت از این گروه است. این امر نفوذ مجاهدین خلق را در محافل تصمیمگیری کاهش داده است.
افزایش آگاهی عمومی: مقالات و گزارشهایی مانند نوشته رضاییان در واشنگتن پست به افشای ماهیت این گروه و تضعیف ادعاهای آن کمک کردهاند.
تقویت موضع ایران: جمهوری اسلامی از این انتقادات برای توجیه تحریم سیاستمداران حامی مجاهدین خلق (مانند پمپئو و بولتون در سال ۲۰۲۲) استفاده کرده است و آن را نشانهای از دوگانگی سیاست آمریکا میداند.
حمایت از مجاهدین خلق یک خطای استراتژیک
انتقاد سیاستمداران آمریکایی از مجاهدین خلق نشاندهنده یک دوگانگی عمیق در رویکرد واشنگتن به این گروه است. از یک سو، برخی سیاستمداران آن را ابزاری مفید برای مقابله با ایران میبینند، اما از سوی دیگر، منتقدان آن را گروهی غیرقابل اعتماد، فاقد مشروعیت و مغایر با ارزشهای دموکراتیک میدانند. دلایل اصلی انتقاد شامل سابقه خشونتبار، همکاری با صدام، ساختار فرقهای، و فقدان پایگاه مردمی است که همگی به یک سؤال اساسی منجر میشود: آیا حمایت از مجاهدین خلق یک خطای استراتژیک برای آمریکا محسوب میشود؟ به نظر میرسد که انتقادات، بهویژه از سوی نهادهای رسمی مانند وزارت أمور خارجه، در تلاش برای حفظ اعتبار آمریکا در سیاست خارجی و اجتناب از حمایت از گروهی با سابقه اقدامات تروریستی خشن و تبهکارانه ریشه دارد که نه تنها در ایران بلکه در سطح بینالمللی نیز بحثبرانگیز است.
در مقابل، حامیان مجاهدین خلق اغلب انگیزههای کوتاهمدت سیاسی یا مالی را دنبال میکنند که با اهداف بلندمدت دموکراسیخواهانه در ایران همراستا نیست.
در نهایت، این انتقادات احتمالاً به کاهش نفوذ مجاهدین خلق در سیاست آمریکا منجر خواهد شد، مگر اینکه این فرقه مجاهدین بتواند تغییرات اساسی در ساختار و رویکرد خود ایجاد کند امری که با توجه به تاریخچه و ماهیت فرقه ای آن بعید به نظر میرسد.
*باربارا لی تنها نماینده کنگره بود که پس از حملات ۱۱ سپتامبر علیه اجازه استفاده از نیروی نظامی علیه تروریستها رأی داد، شناخته شدهاست. این رأی او را به قهرمانی در جنبش ضد جنگ تبدیل کرد. لی از منتقدین صریحالهجه جنگ عراق بوده است و از طرحی مبنی بر ایجاد وزارت صلح حمایت میکند. به مناسبت سیمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک بین ارمنستان و ایالات متحده و بهخاطر مشارکت قابل توجه در توسعه روابط ارمنستان و ایالات متحده، مدال مخیتار گش از سوی لیلیت ماکونتس، سفیر ارمنستان در واشینگتن به وی اهدا شد.































