فرزندم سعید همه وجودم را تسخیر کرده بود، از خودم شرم می کردم و در آن لحظات رهبران سازمان چون لاشخورها و کرکس هایی بودند که خانواده ام را به راحتی متلاشی کردند و به فرزندم سعید ستم فراوان نمودند زیرا در بغداد با فشار همه جانبه، فرزند شیرخواره ام را از دست من گرفتند و سالها او را از محبت مادرانه محروم کردند و این موضوع مرا خیلی آزار میداد.
برچسب ها
به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب
به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده
نکات مهم جلسه 55 دادگاه حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق
با فرزندانم به یاد شهدای میناب
امسال بچه های گلم اول مهر را جشن گرفتند و وارد کلاس های درس شدند. وقتی رفتم آنها را تا مدرسه همراهی کنم به یاد بچه های میناب افتادم و یادشان را گرامی داشتم. جنایتی که هرگز از اذهان مردم ایران پاک نمی شود . در نخستین ساعات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دبستان […]
سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده
امسال به دلیل مشغله های کاری که داشتم روز تولدم یادم رفته بود. بعد از ظهر وقتی از سر کارم به خانه بر گشتم زنگ خانه را زدم اما کسی در را باز نکرد و من هم دسته کلیدم را از ماشین آوردم و بعد از پارک ماشین در پارکینگ خانه، از راه پله آرام […]
حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق
مصطفی بهشتی، از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، در پنجاه و پنجمین جاسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور داشت. او در جایگاه مطلع حاضر شد و درباره نحوه خروجش از ایران، انتقال به ترکیه و سپس عراق و آنچه پس از ورود به اردوگاه سازمان بر او گذشته است، توضیح داد. به […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.













