دو گروه از خانوادههای ساکن استان سیستان و بلوچستان، از شهرستانهای ایرانشهر و سراوان، طی دو نامه جداگانه خطاب به کمیته بینالمللی صلیب سرخ، خواستار مداخله این نهاد بینالمللی برای برقراری ارتباط و دیدار با اعضای خانواده خود شدند که سالهاست در پادگان موسوم به “کمپ اشرف ۳” در نزدیکی شهر مانز (Manëz) در آلبانی […]
دو گروه از خانوادههای ساکن استان سیستان و بلوچستان، از شهرستانهای ایرانشهر و سراوان، طی دو نامه جداگانه خطاب به کمیته بینالمللی صلیب سرخ، خواستار مداخله این نهاد بینالمللی برای برقراری ارتباط و دیدار با اعضای خانواده خود شدند که سالهاست در پادگان موسوم به “کمپ اشرف ۳” در نزدیکی شهر مانز (Manëz) در آلبانی نگهداری میشوند. هر دو نامه به دفتر مرکزی صلیب سرخ در ژنو و دفتر نمایندگی آلبانی در کشور صربستان ارسال شده است.
نامه نخست؛ خانوادههای ایرانشهری: درخواست شناسایی وضعیت و برقراری تماس
نخستین نامه از سوی جمعی از خانوادههای ساکن شهرستان ایرانشهر نوشته شده که هر یک، یک یا چند نفر از نزدیکترین اعضای خانواده خود (خواهر، برادر، فرزند یا والدین) را در مقر سازمان مجاهدین خلق در آلبانی دارند. بر اساس متن نامه، این افراد بیش از دو دهه است که در کمپهای محصور این سازمان -نخست در عراق و از سال ۲۰۱۵ در آلبانی- نگهداری میشوند و امکان هیچگونه تماسی با خانوادههای خود نداشتهاند.
خانوادهها در این نامه با اشاره به نقش تاریخی و بیطرفانه صلیب سرخ در وصل خانوادهها در شرایط جنگ، اسارت و جدایی اجباری، چهار خواسته مشخص را مطرح کردهاند:
پیگیری و تأیید وضعیت جسمی و روانی و محل دقیق اقامت هر یک از اعضای خانواده و اطلاعرسانی به خانوادهها؛
میانجیگری برای برقراری تماس تلفنی یا تصویری منظم و مستمر میان هر خانواده و عضو خود؛
بررسی امکان برگزاری دیدار حضوری تحت نظارت کمیته بینالمللی صلیب سرخ، در مکانی بیطرف و خارج از کنترل مستقیم مسئولان مجاهدین خلق؛
ارائه گزارشی شفاف و مکتوب از نتیجه پیگیریها به خانوادههای درخواستدهنده، حتی در صورت عدم موفقیت.
نامه با عنوان “خانوادههای اعضای محصور شده در مقر سازمان تروریستی مجاهدین خلق، موسوم به اشرف ۳” به امضای خانوادههای زیر رسیده است:
خانواده مرید افرازه
خانواده نادر باسری
خانواده کریم پرست
خانواده خدابنده دامنی
خانواده شهرام دژکامه
خانواده عثمان سپاهیان
خانواده محمداکبر رودینی
خانواده جهانبخش شیرخانزهی
خانواده فاطمه نصرتی مقدم
خانواده شهبخش میهنی
خانواده احمد متحدی
خانواده یعقوب ناروئی مقدم
نامه دوم؛ خانوادههای سراوانی: زنگ خطر برای پدران و مادران سالخورده
نامه دوم را خانوادههایی از شهرستان سراوان نوشتهاند که لحن و فوریت آن نسبت به نامه نخست محسوستر است. این خانوادهها با اشاره به اینکه عضوی از خانوادهشان بیش از دو دهه پیش و در سنین جوانی با وعدههای دروغین کار و رفاه توسط سازمان مجاهدین خلق فریب داده شده و سالها در کمپهای این سازمان در عراق و سپس آلبانی نگهداری میشود، تأکید کردهاند که والدین و اغلب دلواپسانشان در ایران اکنون در سنین بالای هفتاد و هشتاد سال قرار دارند و نگران آناند که بدون دیدار دوباره عزیزانشان که اسیر تشکیلات رجوی هستند از دنیا بروند؛ سرنوشتی که متاسفانه برای چند تن از خانواده های انجمن نجات در سالهای اخیر رخ داده است.
این خانوادهها با استناد به تجربه صلیب سرخ در تسهیل دیدارهای انساندوستانه در شرایط اضطراری و پایان عمر (End-of-life visits)، خواستههای زیر را مطرح کردهاند:
شناسایی و اولویتبندی فوری پرونده والدین سالخورده یا دارای شرایط جسمی حساس؛
ترتیب دادن دیدار حضوری اضطراری، حتی کوتاه و تحت نظارت، پیش از وخیمترشدن وضعیت سلامت والدین؛
در صورت عدم امکان دیدار حضوری، برقراری دستکم یک تماس تصویری یا تلفنی فوری میان والد و فرزند؛
رسیدگی سریعتر از روال معمول به این دسته از درخواستها، با توجه به ماهیت فوریتی آنها.
این نامه با عنوان “درخواست فوری پدران و مادران سالخورده و خانواده اعضاء سراوانی سازمان مجاهدین خلق از صلیب سرخ” و با امضای خانوادههای زیر ارسال شده است:
خانواده محمدشریف نجاریان
خانواده نظرمحمد پرکی کوشانی
خانواده علیرضا حدادشستان
خانواده عبدل احد سعیدی
خانواده نوید دهواری
خانواده سلمان دهواری
خانواده تاج بخش دلاوری
زمینه ماجرا
بر اساس ادعای خانوادههای امضاکننده این دو نامه، اعضای موردنظر آنها از دو تا چهار دهه قبل با شرایط مختلف از جمله وعده های دروغین کاریابی، فریب اسرای جنگی، فراخوان های دهه 60 سازمان برای پیوستن هواداران به ارتش موسوم به آزادیبخش در عراق و … به سازمان تروریستی مجاهدین خلق پیوسته یا جذب آن شده و برای سالهای طولانی در پادگان اشرف در عراق نگهداری میشدند. پس از سرنگونی صدام حسین و تغییرات امنیتی منطقه، این سازمان از سال ۲۰۱۶ به بعد اعضای خود را به ترانا و سپس به اردوگاهی در نزدیکی شهر مانز در آلبانی، که به «کمپ اشرف ۳» معروف است، منتقل کرد. خانوادههای ساکن ایران در طول این سالها بارها اعلام کردهاند که امکان تماس تلفنی، تصویری یا حضوری با فرزندان یا سایر بستگان خود در این کمپ را نداشتهاند.
هر دو نامه اکنون در انتظار پاسخ کمیته بینالمللی صلیب سرخ هستند؛ نهادی که به موجب اساسنامه خود، وظیفه میانجیگری بشردوستانه در موارد جدایی اجباری خانوادهها، اسارت و بحرانهای انسانی را بر عهده دارد.
سالاری












