عملکرد سازمان

17 ژوئن در نمای نزدیک

فصل 1- پایان تحمل

هنگامی که مقر اروپایی مجاهدین در ژوئن 2003 توسط دولت فرانسه مورد هجوم واقع شد، ضربه مرگباری به سازمان وارد آمد. آن ها در ماه می 2003، وقتی ائتلاف انگلو-امریکایی عراق را تصرف کرد و رژیم صدام حسین را سرنگون نمود، به عنوان نیرو خنثی شده بودند. این رویدادها نشانه پایان تحقیقاتی بودند که سال ها ادامه داشت و به پایان صبر و تحمل نمودن جنبش منتهی شده بود.

"پلیس فرانسه بیش از 160 عضو سازمان مجاهدین (جنبش اصلی مخالف ایران) را سه شنبه گذشته در نزدیکی پاریس مورد بازجویی قرار داد. پلیس ادعا می کند که گروه – که از نظر سیستم قضایی فرانسه مظنون به برنامه ریزی و حمایت مالی از عملیات های تروریستی است – را متلاشی نموده. در 11 ماه می، مجاهدین خلق، که حدود 4 تا 5 هزار نیرو در عراق دارد (گرچه زمانی این تعداد 15000 بود)، با تحویل دادن سلاح های سنگین و قراردادن نیروها تحت کنترل ارتش امریکا موافقت کرد… درحالی که هیچ کس از مکان رهبر مجاهدین مسعود رجوی مطلع نیست، پلیس تایید کرد که همسرش مریم 50 ساله را مورد بازجویی قرار داده است. مجاهدین خلق ایران این شخصیت نمادین جنبش اسلامی – مارکسیستی را به عنوان رئیس جمهور آینده ایران انتخاب کرده بودند… در مجموعه خانه ها در اوورسوراواز، مقر شورای ملی مقاومت ایران (اسم سیاسی که توسط مجاهدین خلق استفاده می شود) بیش از 100 دیش ماهواره و تجهیزات بسیار زیاد رایانه ای وجود داشت. به گفته یک منبع وزارت کشور، اوورسوراواز به مقر بین المللی مجاهدین خلق تبدیل شده بود. تا مارس- آوریل 2003، ساختار فرماندهی آن ها در عراق بود و با بروز جنگ جابجا شد. همان منبع، در پاسخ به سئوالی درباره نتایج حمله پلیس، اعلام کرد که پلیس توانسته است در این عملیات سازمان در فرانسه را با موفقیت متلاشی کند… به گفته پلیس، این حمله یکی از بزرگترین عملیات هایی بوده که ضداطلاعات فرانسه طی 30 سال گذشته انجام داده است. خبرگزاری های بین المللی گزارش دادند که این عملیات نتیجه بیش از 3 سال تحقیقات بوده است. (1)

بنابراین فرانسه اولین کشور غربی بود که خطر مجاهدین خلق را جدی گرفت.

"آسوشیتد پرس بر منابع قابل توجه اعزام شده توسط مقامات پلیس فرانسه تاکید کرد. این نکته نشان می دهد که سرویس های امنیتی فرانسه به این حمله توجه زیادی داشتند: حتی هلیکوپترهای مراقبت هوایی را هم آورده بودند. به گفته وزارت کشور این عملیات بیش از هر چیزی رهبران سازمانی که نظم عمومی را تهدید می کند و برای حمایت مالی از عملیات های تروریستی برنامه ریزی می کند را هدف قرار داده بود. پلیس گفته است که طی این حمله، لازم بود برای بازکردن درهای بسته از مواد منفجره استفاده شود."مجاهدین خلق شاخه نظامی شورای ملی مقاومت، به رهبری مسعود رجوی است، که در حومه پاریس مستقر می باشد… این حمله که با حکم تفتیش صادرشده توسط قاضی ضدتروریسم ژان لویی بروگیه، انجام شد باعث شد1200 مسئول، از جمله 80 عضو تیم جوخه ضدتروریست فرانسه، بسیج شوند.این حمله توسط ضداطلاعات فرانسه، با پشتیبانی فرماندهی مرکزی پلیس قضایی و تحت هدایت فنی RAID (واحد تخصصی فرانسه برای حوادث تروریستی و گروگانگیری) انجام شد. سیزده هدف در بخش های وال دواز و یولینز، با تمرکز خاص روی اور-سور-اواز که گمان می رفت پناهگاه بسیاری از اعضای فعال مجاهدین باشد، محاصره شدند… طبق یک اطلاعیه وزارت کشور، از ماه می 2002، این سازمان در لیست اتحادیه اروپا از گروه های تروریستی قرار داشته است. وزارت کشور افزوده است که پایگاه های این سازمان برای اهداف مشکوک مالی، سازمانی و لجستیکی به کار می رفتند…" (2)

مجاهدین بی درنگ هوادارانش در سراسر اروپا را بسیج کرد. آن ها یک سری اعمال از قبل تعیین شده را انجام دادند که افکار عمومی اروپا – که تا بحال دربرابر این شیوه های افراطی قرار نگرفته بود – را به شدت شوکه کردند.

"اعمال اعتراضی به دستگیری رهبری مجاهدین خلق روز پنجشنبه ادامه یافت. راهپیمایی های جدید در پاریس صورت گرفتند… در رم، دو مرد با ریختن بنزین بر روی خود، خودشان را به آتش کشیدند. آن ها این عمل را طی یک راهپیمایی چندین نفری در برابر سفارت فرانسه انجام دادند. آتش نشان ها خیلی سریع وارد شدند تا البسه درحال سوختن وی را خاموش کنند. به نظر می رسد جان این دو نفر در خطر نباشد. در همان زمان، یک ایرانی دیگر همین عمل را در برابر ایستگاه راه آهن برن در سوئیس انجام داد. علیرغم واکنش سریع پلیس، وی دچار سوختگی شدید شد، و به گفته پلیس برن، اکنون در شرایط بحرانی است. روز قبل، سه زن ایرانی تلاش کردند خودشان را در پاریس بسوزانند. دو نفر از آن ها بستری شدند، و نفر سوم بر اثر جراحات وارده بعد از ظهر پنجشنبه در بیمارستان نظامی پرسی در حومه کلامارت فوت کرد. وی در بدو ورود به بیمارستان تقریبا مرده بود، اما به مدت یک روز زنده ماند. همچنین در همان چهارشنبه، دو ایرانی دیگر تلاش کردند همین کار را در لندن و برن انجام دهند. پلیس برن مانع از انجام این کار شد." (3)

ژان فرانسوا کوپه، سخنگوی دولت فرانسه، ‌این خودسوزی ها را "شدیدا دراماتیک" خواند. وی افزود:

متاسفانه! این اعمال چیزهای زیادی درباره طرز فکر رهبری آنان را برایمان آشکار می کنند."

به دنبال این راهپیمایی ها، سرفرماندهی پلیس پاریس تمام اجتماعات مجاهدین را "تا اطلاع ثانوی" ممنوع اعلام کرد. بعلاوه، پلیس در حکمی فروش، حمل و نقل و استفاده از هرگونه محصول قابل اشتعال در بخش های خاصی از مرکز پاریس را ممنوع کرد… ژان پیر رافاران نخست وزیر فرانسه در مصاحبه ای که در لوموند منتشر شد اعلام کرد که عملیات پلیس "سیستم عصبی مرکزی یک سازمان تروریستی" را هدف قرار داده بود. وی شفاف کرد (توضیح داد)‌که "این که از متلاشی شدن هر گونه ساختاری که تروریست ها را در خاک ما پناه می دهد اطمینان حاصل نماییم جزو علایق ملی ما است."

کوپه گزارش داد که: نیکلاس سارکوزی، وزیر کشور، طی یک ملاقات در دفتر نخست وزیری، تاکید کرد که مواد بدست آمده از اوور عملیات را توجیه می کنند. بیش از هشت میلیون دلار نقد و 150000 یورو، و نیز تجهیزات رایانه ای و چندین دیش ماهواره ای، به دست آمد. سلاح یا سند جعلی یافت نشد. وزارت خارجه فرانسه روز پنجشنبه اعلام کرد که، علیرغم درخواست محمد خاتمی رئیس جمهور ایران، این اعضای اپوزیسیون به ایران مسترد نخواهند شد. اعتراضات نشان دادند که تعصب مطلق مجاهدین خلق حقیقت دارد: که می توان به محکوم سازی از سوی اعضای سابق مجاهدین که از چنگال سازمان فرار کرده بودند اعتماد کرد. این مردان و زنان سال ها از اعمال داخلی سازمان مجاهدین سخن گفته بودند، اما رهبری و هواداران سازمان به آنها انگ عامل تهران بودن را زده بودند. اما، واقعیت نشان می دهد که همیشه حق با آن ها بوده. اتهام تروریسم اکنون در معتبرترین سطوح بین المللی مورد پذیرش واقع شده است. رئیس ضدتروریسم فرانسه طی یک کنفرانس خبری گفت:

"مجاهدین خلق قصد داشتند به دفاتر دیپلماتیک ایران در اروپا، بجز فرانسه، حمله کنند."

پیر دوبوسکه دوفلوریان، رئیس این سرویس، گفت:

طبق اطلاعاتی که توسط این سرویس جمع آوری شده، مجاهدین خلق ایران درحال تدارک دیدن حملات خونین درخارج از ایران، از جمله اروپا، بودند…

وی افزود: "طی تفتیش صورت گرفته در اور- سور- اواز توسط پلیس، هشت تا نه میلیون دلار نقد کشف شد."

وی ادامه داد که رسیدگی کلی هنوز در دست اقدام است. دوفلوریان تایید کرد که بسیاری از رهبران مجاهدین خلق، از جمله مریم رجوی، پس از مداخله نظامی امریکا در عراق به فرانسه برگشته بودند. وی گفت:‌

"آن ها اوور را به مقر عملیاتی برای تروریسم تبدیل کرده بودند."

حمله نظامی امریکا باعث شده بود مجاهدین حامی مالی و نیز مقر بغداد خود را از دست بدهند. دوفلوریان بر خطرناک بودن مجاهدین خلق ایران تاکید کرد. مجاهدین بیش تر شبیه یک فرقه بود، کیش شخصیتی که حول مسعود و همسرش مبتنی بود. در سال 2001، مجاهدین خلق مسئولیت 195 حمله تروریستی به ایران، از مقرش در اور، را پذیرفت. منابع پلیس اعلام کردند که از سال 1999، نشریه سازمان به نام "مجاهد" به دستور رسمی دولت ممنوع شده. (4)

آینده ای مبهم

درحالی که فرانسه در حال تعقیب مجاهدین می باشد، ایران- علیرغم بالا و پایین هایش- به سیاست تغییر ادامه می دهد. آیا تهران، با موضع قدرتمند خود در منطقه، به اولویتی برای اقدام های دیپلماتیک امریکا تبدیل خواهد شد؟ در تاریخ 7 می 2003، 153 نفر از 290 عضو مجلس ایران خواستار عادی سازی روابط بین المللی و اصلاحات داخلی بیش تر شدند. در نامه ای سرگشاده، که خبرگزاری فرانسه بدان استناد کرده، آن ها خواستار حمایت بیش تر در کشور و خارج شده بودند. در واقع ارتباطاتی برای یافتن زمینه های مشترک صورت گرفته. روزنامه جنوایی لو تمپس گزارش داد:

"این ملاقات ها می توانند به راهی برای نزدیکی بین دو کشور منتهی شوند، که ارتباطات دیپلماتیک شان از سال 1980 قطع شده… به نظر می رسد ملاقات جدیدی در اوایل ماه می برگزار شده تا موضوع انتقال اعضای القاعده به ایالات متحده در ازای خنثی سازی مجاهدین خلق ایران – گروه مسلحی که درعراق مستقر است و با رژیم اسلامی تهران مخالفت می کند- مورد بررسی قرار گیرد. نیروهای امریکایی خلع سلاح گروه را هفته گذشته آغاز کردند." (5)

در واشنگتن، احتمال همکاری نزدیک تر با جمهوری اسلامی دیگر احمقانه محسوب نمی شود. این امر می تواند محقق شود، حتی اگر فرایندی طولانی باشد و اگر در بحبوحه دیالوگ اولیه تهدیدهایی بوجود آید. در این بافتار، مجاهدین خلق می تواند به شکل غیرمستقیمی از باج خواهی بسیار خطرناک تبدیل شود. آخر، ایالات متحده بازی اکروباتیکی را اجرا می کند که ممکن است از تعادل خارج شده و منطقه را هرچه بیشتر بی ثبات نماید. اما، کاخ سفید، در افراط گرایی امنیتی اش می تواند سناریویی را آغاز کند که به ناآرامی نزدیک تر می شود. این سناریو ممکن است استفاده از مجاهدین خلق با هدف بی ثبات کردن ایران باشد. آیا دولت بوش آن قدر پیش خواهد رفت که عمل برگشت ناپذیر انجام دهد؟ خبرگزاری فرانسه در این زمینه به مقاله ای در واشنگتن پست اشاره می کند. اگر اوضاع فقط در سطح حدس و گمان باقی بمانند، این حقیقت باقی می ماند که هیچ چیز مانع از این تصور ما نخواهد شد که "ایالات متحده می تواند گام مهلک را بردارد".

واشنگتن پست می افزاید:

"پنتاگون برانگیختن یک شورش مردمی برای سرنگون کردن دولت ایران را پیشنهاد کرده." واشنگتن پست می افزاید:‌"در صورتی که ایران تا روز سه شنبه اقدامی علیه شبکه تروریستی القاعده انجام ندهد، وزارت خارجه می تواند این رویکرد را اتخاذ کند."

ایران پناه دادن به تروریست ها را تکذیب کرده. اما یک مقام مسئول امریکایی، که از وی در واشنگتن پست نقل قول شده، اعلام کرده که حدود 10 عامل القاعده در شمال شرقی ایران، ‌منطقه ای ایزوله شده که توسط تهران کنترل می شود، مخفی شده اند. (6)

شایعات پراکنده می شوند و اتهامات ذکر می گردند. جورج بوش می تواند هر تصمیمی می خواهد بگیرد، آن هم در غیاب هر گونه مخالفت از جانب افکار بین المللی. در غرب، واکنش ها لفظی و شدید باقی مانده اند و نشان دهنده بی علاقگی عمیق هستند.

و این، بدون در نظر گرفتن صحنه داخلی امریکا است. افراطی ترین عناصر در حال وادار کردن کاخ سفید به مداخله هستند. "دولت ایران، که از جانب واشنگتن به کمک به القاعده و تولید سلاح های کشتارجمعی متهم شده، اصلی ترین مشکل برای ایالات متحده می باشد. از نظر جین هارمن عضو کنگره امریکا از کالیفرنیا و همچنین عضو کمیته اطلاعاتی کاخ سفید، که ایران را خطری جدی تر و آشکارتر از عراق سال گذشته می داند- دولت ایران بایستی عوض شود. اما خانم هارمن امیدوار است راه حل صلح آمیزی وجود داشته باشد. جوزف لیبرمن، سناتور و کاندیدای ریاست جمهوری از طرف حزب دموکرات، معتقد بود که "تغییر رژیم در ایران تنها راه حل برای برطرف کردن تهدید تهران برای واشنگتن می باشد. با وجود این، به منظور اجتناب از تحریک واکنش ضدامریکایی توسط آن دسته از ایرانی هایی که از ایالات متحده هواداری می کنند، وی عملیات نظامی را مستثنی می کند. جی راکفلر، معاون رئیس کمیته اطلاعاتی سنا، نیز همین قدر محتاط به نظر می رسد. آسوشیتدپرس در اواخر ماه می 2003 گزارش داد که:

وی به سی.ان.ان گفت فکر می کند خبرهای خوبی از ایران شنیده خواهد شد. وی ادامه داد که "تلاش برای بی ثبات کردن ایران بر مبنای هرگونه پیش بینی درمورد حمایت مردمی از چنین حرکتی بی دقتی محض خواهد بود." (7)

در همان زمان کمال خرازی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در کنفرانسی خبری با لوفیگارو سخن گفت، و شرایط را برای حملات در فرانسه در ژوئن 2003 مهیا کرد.

"آیا مسئله عراق توسعه ارتباطات بین ایران و امریکا را توجیه می کند؟ ما در رابطه با افغانستان با امریکایی ها تماس هایی داشته ایم و امروز هم درباره عراق به آن ها ادامه می دهیم. اگر این تماس ها در شرایط برابر و با روحیه همکاری انجام نشوند نتیجه ای نخواهند داشت. اما امریکایی ها وعده هایی می دهند ولی بر سر وعده خود نمی مانند… از زمانی که امریکایی ها مجاهدین خلق درعراق را خلع سلاح کرده اند، رهبران این گروه به فرانسه پناهنده شده اند. واکنش شما به این امر چیست؟ در حقیقت، این امر مشکلی پیچیده برای فرانسه بوجود می آورد. مجاهدین در فهرست سازمان های تروریستی که توسط اتحادیه اروپا درست شده گنجانده شده اند. بنابراین فرانسه نمی تواند به آن ها پناهندگی سیاسی بدهد…" (8)

کدام راه به بیرون می رود؟

چرا فرانسه خط فکری خنثی سازی مجاهدین خلق را انتخاب کرد. منطقی است که فرانسه از این بترسد که هواداران رجوی از خاک این کشور برای حملات تروریستی علیه ایران استفاده کنند، و از داخل اروپا قبول مسئولیت نمایند. آخر، از آنجا که امریکا کنترل عراق را به دست گرفته، مجاهدین پایگاه های پشتیبانی شان، نزدیک به هدف ها، را از دست داده اند. در هر صورت، در عراق فردا، جایی برای مجاهدین خلق ایران وجود ندارد. مسعود رجوی و پیروانش بایستی نقاط جغرافیایی مستحکم جدید و استراتژی هایی نو برای خودشان بیابند. بازوی شبه نظامی آنها، ارتش آزادیبخش ملی ایران دسترسی مستقیم به مرزهای ایران را از دست داده است. و این امر نفوذ زمینی آن ها به داخل ایران را متوقف کرده: فاجعه ای برای آن نیروهایی که معتقدند: "بازوی نظامی مقاومت بهترین تضمین کننده سقوط دیکتاتوری مذهبی است." (9)

از این پس، رهبری مجاهدین خلق می داند که ترکیه (پایگاه ایده آل شان) هیچ کمکی به آن ها نخواهد کرد. "مقاومت بارها از دولت ترکیه درخواست کرده که جنگجویانش در استان های مرزی را مستقر و پشتیبانی کند تا رفت و آمدشان به ایران تسهیل شود. اما آنکارا این درخواست را رد کرده است."(10) این موضع تغییر نخواهد کرد. دولت رجب طیب اردوغان،‌ نخست وزیر ترکیه، بیش از هرچیزی، از آن می ترسد که کردها در شمال عراق به گرفتن سرنوشتشان در دست خود راضی نشوند و در نتیجه جنگ دوم خلیج فارس حکومت خودشان را مستقر کنند. این ممکن است به اقلیت کرد ترکیه هم سرایت کند. بنابراین، آنکارا جناح شرقی خود را قفل کرده. مجاهدین هیچ شانسی ندارند مگر این که فعالیت هایشان را از اروپا آغاز کنند. برای انجام این کار، می توانند بر حمایت فعال یک "پروگرسیو اینترنشنال" متکی باشند،‌که سال ها آرزوی تضعیف شدن غرب را داشته. این چپ افراطی هیچ ریشه ای در جریان های فکری سیاسی سنتی ندارد، و حتی از ایده "دموکراسی" به عنوان طعمه ای استفاده کرده به منظور منحرف کردن افراد به گمراهی نوعی سوسیالیسم درونی.

درک نیروهای مختلفی که متحد می شوند تا آینده ای – که برای ما بهتر نخواهد بود، ولی برای معدود نخبگانش بسیار خوب خواهد بود- را بر بشریت تحمیل کنند مستلزم سفری اعجاب انگیز است. در تصویر حلقه های جهنمی دانته، بایستی از میان مرام های مختلف این منصوبین بگذریم،‌که از اشک و رنج تکیه گاهشان، از بیش ترین مزایای خشونت بهره مند می شوند. این امر ایجاد شرایط مصنوعی به منظور مهیا کردن بافتار مناسب برای خشونت را نیز شامل می شود.

منبع: Mojahedin.ws

مولف: آنتونی گسلر

مترجم: آر. فورشتنزر

منابع:

1. خبرگزاری فرانسه، 17 ژوئن 2003، Coup de filet contre les Moudjahidin du people iranien

2. آسوشیتد پرس (AP)، 17 ژوئن 2003، Operation de grande envergure contre les Moudjahidin du people en region parisienne

3. خبرگزاری فرانسه و رویترز، 20 ژوئن 2003، Coup de filet des Moudjahidin du people- Nouvelles tentatives d’immolations a Rome et Berne

4. آسوشیتدپرس (AP)، 10 ژوئن 2003، Les Moudjahidin du people s’appretaient a commettre des attentats selon la DST

5. سیلوان بسن، لو تمپس، 13 می 2003، Ennemis irreductibles, l’Iran et les Etats-Unis esquissent leur rapproachment a Geneve

6. خبرگزاری فرانسه، 25 می 2003، Washington envisage des actions pour destabiliser l’Iran

7. آسوشیتدپرس، 26 می 2003، Les parlementaires americains souhaitent un changement de regime en Iran

8. لوفیگارو، 26 می 2003، مصاحبه ای از کلود لوریو و پیر روزلین، Kharazi: L’Amerique ne tient pas ses promesses

9. خیانت به دموکراسی، منتشر شده توسط کمیسیون امور خارجه شورای ملی مقاومت، 1993، Democracy Betrayed- une response au Rapport du Department d’Etat americain

10. همان ماخذ، یادداشت 51

   

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا