در قسمت های قبلی به مسئله خیانت رجوی پرداخته شد. نفرات جدا شده استان مازندران در دورهمی خود به گوشه هایی از خیانت رجوی اشاره کردند و حال به بقیه صحبت های دوستان جداشده می پردازیم . آقای دریاباری اظهار داشت یکی از دوستانم برایم تعریف کرد: ما یک تیم ترور سازمان را به داخل […]
در قسمت های قبلی به مسئله خیانت رجوی پرداخته شد. نفرات جدا شده استان مازندران در دورهمی خود به گوشه هایی از خیانت رجوی اشاره کردند و حال به بقیه صحبت های دوستان جداشده می پردازیم .
آقای دریاباری اظهار داشت یکی از دوستانم برایم تعریف کرد: ما یک تیم ترور سازمان را به داخل کشور اعزام کردیم به آنان گفته شده بود به هر کسی که ریش دارد رحم نکنید و آنها را بکشید. اعضای تیم با این حرف مسئول شان مسئله دار می شوند و از رفتن به ماموریت خودداری می کنند. بعدا در نشست های درونی به آنها مهر خیانت زدند .
آقای ایرج صالحی به نمونه دیگری از خیانت رجوی اشاره نمود و عنوان داشت: شما همه علی اکرامی را می شناسید. او در روابط سازمان در بغداد کار می کرد. او عنوان داشت وقتی عراق به ایران موشک می زد سازمان با داخل کشور تماس گرفته و از زیر زبان شان در می آورد موشک عراقی به کجا اصابت کرده و نقطه مورد نظر را مشخص و سپس گرای اصابت موشک را تصحیح کرده و به عراقی ها می دادند تا ارتش عراق دقیقتر بزند.
آنان حتی در جنگ رمضان نیز از تعدادی هواداران سازمان در داخل ایران موقعیت مواضع نظامی و حساس ایران را با ارتباط گیری به دست می آوردند و سازمان هم آن اطلاعات را به آمریکایی ها می داد تا در جنگ علیه ایران استفاده کنند.
آقای پرویز حیدرزاده اظهار داشت: وقتی ما به آلبانی رفتیم آنجا هم به دنبال ضربه زدن به ایران بودند. یکی از کارهای آنها این بود که نیروها را که اکنون قدرت نظامی ندارند در ارتش سایبری یعنی در فضای مجازی استفاده کنند. آنان به افراد آموزش دادند با اکانت های مختلف با جوانان ایرانی ارتباط بگیرند. البته با اسامی ناشناخته اطلاعات جمع آوری کنند. ما به هیچ عنوان حق معرفی خود به عنوان اعضای سازمان مجاهدین را نداشتیم چون بودند افرادی که به محض معرفی خودمان از ما فاصله گرفته و ارتباط قطع می شد .

نفرات جدا شده استان مازندران
آقای محمدرضا گلی که در قسمت ستاد اجتماعی سازمان در اشرف کار می کرد، عنوان داشت: در آن ستاد یکی از کارهای ما ارتباط گیری با دنیای بیرون بود. با اکانت هایی که سازمان به ما می داد نه به اسم خودمان بلکه به اسم دیگران ارتباط برقرار می کردیم و خیلی انسان دوستانه وارد می شدیم. کم کم و یا حتی ماهها آن فرد را زیر نظر داشتیم کخ زمینه وصل شدن دارد؟ و اگر چنین بود به خودمان وصل می کردیم. هیچ گاه مستقیم به آن فرد نمی گفتیم ما از اعضای سازمان هستیم تا وقتی که کاملا محرز می شد آن فرد با حاکمیت ایران بسیار زاویه دارد و می شود از او استفاده کرد گاهی اوقات همین ارتباط گیری تا 6 ماه هم طول می کشید که بشود به آن فرد اعتماد کرد اما ناگفته نماند ما در داخل ایران موفقیت چندانی نداشتیم زیرا جوانان ایرانی وقتی در فضای مجازی متوجه می شدند ما از طرف سازمان مجاهدین هستیم ارتباط شان را قطع می کردند .
مسئول انجمن نجات مازندران عنوان داشت: رجوی برای محق جلوه دادن خیانت از همان ابتدا سنگ بنای تشکیلات خود را روی خیانت استوار نمود همانگونه که دوستان گفتند بعد از دستگیری مسعود رجوی در زمان شاه نقطه شروع خیانت وی لو دادن محل بنیانگذاران بود. بعد به همکاری با دشمن مردم ایران یعنی عراق پرداخت اکنون هم بطور افسار گسیخته با غرب و اسرائیل کودک کش همکاری گسترده دارد.
از دید مردم ایران خیانت کلمه بسیار زشت و کثیفی است ولی رجوی این کلمه را در مناسبات به ابزاری تبدیل کرده که دیگر برای کسی مهم نیست. او خیانت را در سازمانش نهادینه کرده و حتی افرادی که در خارج از کشور با سازمان همکاری می کنند حاضر نیستند قبول نمایند در منجلاب خیانت رجوی هر روز فرو می روند و برای مشروح جلوه دادن آن رنگ انقلابی گری می زنند .
من و همه ما سالها عمر خود را در مناسبات سازمان مجاهدین تلف کردیم. ما حتی وقتی در مناسبات سازمان بودیم اصلا خیانت رجوی را نمی دیدم و فکر می کردیم در طرف انقلابی حضور داریم ولی هر چقدر که از سازمان جدا شده و فاصله گرفتیم اکنون بیشتر برایمان مشخص می شود خیانت رجوی چه ابعادی داشته است. او هیچ وقت یک کار انقلابی برای نمونه هم انجام نداده! می توان این گونه رجوی را ترسیم کرد که او جرثومه خیانت به کشور و مردم ایران است .
در پایان از شما دوستان عزیز تشکر می کنم دعوت ما را قبول کردید و یک روز به یاد ماندنی دیگر را خلق کردیم تا از زیبایی های جنگل لذت ببریم. این دورهمی نفرات جدا شده این پیام را به همراه دارد اگر فرد از مناسبات جهنمی رجوی جدا شود مرگ در انتظارش نیست بلکه هر چه که هست آزادی و لذت بردن از زندگی است و این برای ما یعنی تولدی دوباره که باید برای هر لحظه آن جشن گرفت .
امیدوارم روزی همه اعضای سازمان از مناسبات جدا شده و معنی زندگی و آزادی را درک کنند. باید به این باور برسند رجوی سالیان تنها چیزی که به ما گفته دروغ بوده است. او به همه خیانت کرده و اکنون این مانند روز برای ما روشن شده است.
رجوی سر هر اتفاقی کوچک جار و جنجال راه انداخته و موضعگیری می کرد. در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان و شهادت کودکان میناب و لامرد خفه خون گرفته است. اگر وی خود را حامی مردم ایران معرفی می کند چرا سکوت پیشه کرد ؟ مریم رجوی هم با حقه بازی تمام اکنون دم از صلح می زند و عنوان می کند سازمان ما همیشه به دنبال صلح بوده است. ما یادمان نرفته فرمان حمله به ایران در عملیات فروغ جاویدان را خود مریم رجوی داده و اکنون دم زدن از صلح بیشتر به تف سر بالا شباهت دارد .
من و همه نفرات جدا شده استان مازندران با تمام توان سعی می کنیم بتوانیم شما دوستان سابق در اشرف سه را به آگاهی برسانیم. چون وظیفه خود می دانیم و اعتقاد داریم شما هم مانند ما اسیر فریب کاری و حقه بازی رجوی شدید. او همه چیز را برای خودش می خواهد و جان انسانها هیچ ارزشی برایش ندارد .
در پایان بعد از صرف نهار و گرفتن عکس و بیان خاطرات گذشته این قول را دادیم که باز هم دور هم جمع شده و به کوری چشم رجوی جشن بگیریم .















