برچسب ها
اعترافگیری اجباری، جاسوسسازی و مرگ یک نوجوان خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت دوازدهم
بحران بازسازی پس از جدایی از مجاهدین خلق مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند
رجوی در مانور غرش شیر بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت دوازدهم
بعد از گذشت نزدیک به دو ماه بازداشت و بازجوییهای سنگین، مرا از ساختمانهای قسمت B که قبلاً آسایشگاه بود، به قسمت A منتقل کردند؛ همانجایی که قبل از آن اتاق کار، کلاس و سالن غذاخوری بود. در همانجا بود که بعدها حسن محصل میگفت “شورش راه انداخته بودم”. در جریان بازجوییها فشار شدیدی بر […]
مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند
ترک ساختار کنترل گر رجوی، اقدامی جسورانه برای دستیابی به آزادی است، که در عمل میتواند بسیار دشوار باشد. آغاز دورهای احتمالی از بیثباتی روانی و اجتماعی که پیمودن آن اگر چه سخت اما نتیجه آن بسیار شیرین و گواراست. در جهان آزاد خارج از حصارهای تشکیلاتی مجاهدین خلق، همراهی و همدلی با فرد جدا […]
بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابانهای عراق به راه میانداخت. در هر مانوری که انجام میشد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت میکردند و به صدام گزارش میدادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیعتر […]


































