این مادران به چه می اندیشند؟
آقای رجوی وخانم مریم رجوی که خود را درفرانسه مدافع حقوق زنان ایرانی می دانید چرا ازخود نمی پرسند که چرا این حقوق شامل این مادران نمیشود؟! مگر اینها محکومین به تقصیر هستند باین جرم که بزرگترین آرزوی زندگی شان دربغل گرفتن فرزند اسیرشان است؟
اتهامات تروریستی هرسینی، پایه واساس ندارد!
فقط این سخن ازاین بابت منطقی میتواند باشد که” کافر همه را به کیش خود پندارد” ورجوی سانان براین تصور اند که دست زدن به تروریزم دردی ازکسی را علاج میکند چنانکه برای مجاهدین کرد؟؟!! درمورد صدور بنیاد گرایی که چه عرض کنم، اما میدانم که مادر وسرمنشا بنیاد گرایی خودهمان کسانی هستند که بخاطر منافعشان وعقب نگه داشته کردن کشورهای پیرامونی این کار رانشو نمو داده اند و قربانیان (عاملان) این بنیاد گرایی، تکفیری ها هستند که خون ایرانیان شیعه را حلال میدانند!
هذیان گویی رجوی ها در مورد حضور مردم در ۲۲ بهمن ۹۳
رجوی های خبیث آنقدر از حضور گسترده مردم در جشن وحدت ملی ایرانیان در روز 22 بهمن به خشم آمدند که کاملا دچار جنون شده و به هذیان گویی افتاده اند. چند سایت فرقه و منجمله سایت اصلی آنها در تلاش برای کمرنگ نشان دادن حضور مردم، مدعی شدند که تنها «چند هزار نفر که زیر ده هزار نفر می باشند» در تظاهرات تهران شرکت نموده اند!! که اساسا شرکت کنندگان کارکنان دولت یا دانش آموزان بودند که به اجبار به صحنه آورده شده اند و برخی دیگر از شرکت کنندگان نیز کسانی بودند که به خاطر یک وعده غذا و اندکی تفریح به وسیله اتوبوس به محل تظاهرات آمدند!!
اولین کسی که از اشرف فرار کرد
در یکی از شبهای بعد از سقوط، ناگهان در سیما (تلویزیون متعلق به مجاهدین) دیدیم که مجید معینی یا اقا با عبا وعمامه در سیما به عنوان پیشنماز ظاهر شد همگان داشتند هم می خندیدند هم بهت کرده بودند که مگر اخوند کسی نبود که باید گردن زده شود و تمامی آثار ان از جامعه ایران باید پاک شود دیگر سازمان به چه ذلتی افتاده که بقول مسعود که در پیامش چند روز بعد از سقوط صدام که نیروها هنوز در پراکندگی بودند گفت: با امریکا هرگونه همکاری اطلاعاتی امنیتی داریم حتی اگر لازم باشد دامن هم می پوشیم اما از عبا وعمامه چیزی نگفت و نمی دانست عمق ذلت سیاسی خطی اش تا کجا خواهد بود.
هیچ کس از آنها یاد نکرد! – در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان
اما دریغ از یک کلمه برای مجروحین و معلولین این حمله که یکی بعد از دیگری در صف مرگ چشم انتظار تصمیم نهایی مجاهدین برای خروج از عراق هستند! براستی چرا مجاهدین امسال برای این سالگرد هیچ اهمیتی قائل نشدند! و آنرا زیر چشمی رد کردند!؟ آیا این مرگها بحدی عادی و روزمره شده که دیگر مجاهدین حتی زحمت مراسم و برنامه های صوری را هم برای این سالگرد ها بخود نمیدهند!! یا شاید تعداد کشته شدگان بقدری زیاد شده که حساب از دست دست اندرکاران در رفته است!؟ براستی، علت چیست که از لیبرتی و ساکنانش دیگر جز نامه های تکراری و یک شکل بر علیه مخالفان و منتقدان مجاهدین و خانواده هایشان هیچ چیز دیگری شنیده نمیشود!؟
مجاهدین خود را می سوزانند، داعش دیگران را، آیا تفاوتی می کند؟
قربانی کردن انسان ها برای دست یازیدن به اهداف گروهی و سازمانی یکی از وجه تشابه های بسیار داعش و فرقه رجوی است.به خاطر داریم که در روزهای نخستی که داعش در حال پیشروی در خاک عراق و سوریه بود و از هیچ جنایتی فروگزار نمی کرد، رهبران مجاهدین بیشرمانه آنها را عشایر انقلابی عراق می خواندند و اخبار مربوط به آن را روزانه در سایت های متبوع پوشش می دادند و اکنون نیز که رهبران این فرقه به اجبار گاهی اقدامات داعش را محکوم می کنند از سر ناچاری و تنگ آمدن قافیه است و الا که تا آنجا که به مجاهدین بر می گردد هر آشوب و نا امنی در منطقه در راستای استراتژی” ماست و تغار” آقای رجوی است و ایشان هنوز درمخفیگاه خود منتظرند که تغاری بشکند و ماستی بریزد
آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟
رجوی در این پیام همچنین گفته است که:”من هیچکس از شماها را نمیخواهم، من محفل نمی خواهم، مناسبات غیر تشکیلاتی نمیخواهم، بریده و سیاهی لشکر نمی خواهم، بروید به دنبال زندگی تان، برای من ۳۱۳ نفر بمانند کافی است”. عدد ۳۱۳ تعداد نفرات سپاه حضرت محمد (ص) در جنگ بدر در برابر هزاران تن سپاه کفار می باشد. همچنین در روایات تعداد یاران امام زمان (عج) در دعوت اولیه را هم ۳۱۳ تن ذکر نموده اند.
طومار امضاء شده خانواده ها به ارگانها وشخصیت ها در حاشیه همایش انجمن نجات آذربایجان شرقی
ریاست محترم هلال احمر جمهوری اسلامی ایران جهت استحضار ومساعدت لازم غرض از مزاحمت، اعلام مکرر این موضوع است که فرزندان واعضای خانواده ی ما با وعده ی زندگی بهتر، دموکراتیک تر کردن جامعه ی ایران و… جذب سازمانی که چند دهه سابقه ی تروریستی دارد واین تروریزم را با بهانه ی واهی تحکیم حقوق بشر درایران توجیه میکرد، گردیده اند!…
رجوی ها از فرط کینه مرا هم مزدور نامیدند
من وقتی به اشرف آمدم برای گرفتن جواب سئوالاتم بودکه در داخل کشور برایم ایجاد شده بود و می خواستم از نزدیک شاهد مناسبات سازمان باشم ولی در کمال تعجب متوجه شدم که سران فرقه جز دروغ به اعضای خود چیز دیگری یاد نداده و حتی از آزادی های فردی آنان نیز جلوگیری بعمل می آورند. در صحبت با جمع خانواده هایی که برای ملاقات فرزندانشان به اشرف آمده بودم متوجه شدم که بعضا چندین بار این خانواده ها به درب اشرف مراجعه کرده ولی با هتاکی مسئولین فرقه مواجه شده و ناامید از دیدار با عزیزانشان به ایران بازگشته بودند و این مسئله برایم بسیار تعجب آور بود که چطور سازمانی که مدعی دفاع از خلق!! می باشد این گونه در مقابل مادران و پدران پیر تحمل یک ملاقات ساده را ندارد.
۲۲ بهمن نمایش اقتدار و بیگانه ستیزی ملت ایران
22 بهمن امسال با شکوه هر چه تمامتر بسا با سال قبل متفاوت و متمایزتر بود و ملت ایران با حس و درایت بیگانه ستیزی یک” نه” قاطع درحمایت ازارزشهای خود فریاد کردند که انعکاس وسیع داخلی وخارجی آن گواه همین ادعا است وبس. دراین وانفسا رجوی مفلوک وبیچاره امسال هم درضدیت هستریک با ملت ایران وارزشهای آنان بسا خزعبلات بافته و وارونه نمایی داشته است. بد نیست با هم درحد حوصله مروری هرچند کوتاه بدان داشته باشیم
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت پنجم
رهبران فرقه برای اینکه بتواند برای خودشان مرید و پیرو داشته باشند دست به کارهای وسیع ایدئولوژیکی در درون تشکیلات زدند. مریم ومسعود را رهبران معنوی نامیدند. بعد از آن تلاش کردند تا خودشان رابه عنوان یک رهبر سیاسی و معنوی به دنیا اثبات کنند اما به دلیل افشای کارهای انجام شده در درون تشکیلات که توسط رها شده ها انجام میشد، هرگز کسی درخارج مناسبات مسعود را رهبر معنوی برای تشکیلات فرقه مجاهدین خلق برسمیت نشناخت و فقط در درون تشکیلات تا حدودی بین لایه های پایین توانسته خودش را بعنوان رهبر معنوی تثبیت کند.
به نام خدا و به شرف انسانی و برای مظلومان در بند و گرفتار که خود از آنان بوده و هستم
این چه مزدوریست؟ پدرم مزدور است یاتو رجوی بیشرف و مریم خونخوار بدکاره که خون بچه های مظلومی همچون حنیف امامی و یاسرو یاسرها را میریزید که به قدرت برسید ……… آنان خواهرها و برادران من هستند و دختران و پسران مصطفی محمدی که درود خداوند بر او باد