سابقه امر پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 تا اواخر سال 59، نزاع و درگیری های برنامه ریزی شده سازمان مجاهدین خلق با نهادهای جمهوری اسلامی به تدریج بیشتر شد و سرانجام از وضعیت نیمه مخفی به اختفا و پنهان کاری کامل درآمد. در پایان این دوره مسعود رجوی و همدستانش با عجله […]
سابقه امر
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 تا اواخر سال 59، نزاع و درگیری های برنامه ریزی شده سازمان مجاهدین خلق با نهادهای جمهوری اسلامی به تدریج بیشتر شد و سرانجام از وضعیت نیمه مخفی به اختفا و پنهان کاری کامل درآمد. در پایان این دوره مسعود رجوی و همدستانش با عجله و سرعتی تمام، نیات پنهان داشته خود را آشکار کردند و جنگ مسلحانه ای را که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در تدارک آن بودند، آغاز نمودند.
جدید ترین تاکتیک سازمان، برای آماده سازی زمینه براندازی حاکمیت جمهوری اسلامی، “نفوذ” در نهادهای حساس و تعیین کننده نظام، از قبیل دادسراهای انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران و کمیته های انقلاب اسلامی، وزارتخانه های مهم، ریاست جمهوری، نخست وزیری و شورای عالی امنیت ملی کشور بود. خط نفوذ سازمان از متقن ترین نشانه هایی است که بر اهداف براندازانه این تشکیلات از همان روزهای نخست گواهی میدهد.
به دلیل تجاوز دشمن خارجی در سال 1359 و به علت اعزام نیروهای کمیته و سپاه و مردم داوطلب به جبهه ها و کاهش اهمیت مسایل مربوط به امنیت داخلی در افکار عمومی، محدودیتهای اجتماعی و مردمی در شهرها برای فعالیت مخرب گروههایی مانند سازمان مجاهدین خلق کاهش یافت.
دستگیری و محاکمه محمدرضا سعادتی به عنوان اولین پرونده جاسوسی در جمهوری اسلامی، و سفر مخفیانه رجوی به فرانسه و ارتباط گیری با عراق قبل از جنگ، و نیز برخورد منفعلانه و بازدارنده سازمان مجاهدین خلق در برابر تجاوز دشمن بعثی، تا این مقطع به خوبی نشان می داد که سازمان مجاهدین خلق قصد سرنگونی جمهوری اسلامی با کمک بیگانگان را دارد.
کودتای مسلحانه نافرجام 30 خرداد 1360
از صبح روز شنبه ۳۰ خرداد 60، اخبار ضد و نقیضی از تحرک مجاهدین خلق به دست میرسید. نیروهای بسیج در چهارراه سیمتری نارمک و جاهای دیگر مستقر شده بودند تا از درگیریهای احتمالی جلوگیری کنند. هواداران مجاهدین خلق بر اساس برنامه ریزی های قبلی به خیابان ها ریخته بودند و امکان کودتا وجود داشت. با اوضاع و احوالی که در دو سه ماه اخیر به وجود آمده بود، هیچ بعید نبود که مجاهدین خلق با پنهان شدن پشت بنیصدر، علیه جمهوری اسلامی کودتا کنند.
سازمان مجاهدین خلق، حرکت مسلحانه 30 خرداد سال 1360 را گذار از فاز سیاسی به فاز نظامی و سرآغاز مبارزه مسلحانه نامیده است که به بهانه اعتراض به بررسی کفایت بنی صدر به عنوان رئیس جمهور در مجلس شورای اسلامی به دنبال نامه 120 تن از نمایندگان مجلس صورت گرفت. حال آنکه اجرای یک کودتا جهت براندازی نظام تدارک دیده شده بود.
سازمان در شرایطی در 30 خرداد سال 60 اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی نوپا را براه انداخت که نیروهای نظامی و انتظامی کشور درگیر دفع تجاوز خارجی بودند و بخش هایی از کشور در اشغال نیروهای نظامی رژیم بعث عراق تحت حاکمیت صدام حسین قرار داشت.
در قوانین تمام کشورها، شرایط دوران جنگ تعریف خاص خودش را پیدا می کند و جرائم ارتکابی خصوصاً اگر سازمان یافته باشند نیز بار متفاوت و مجازات متفاوتی دارد. اگر عملکرد مسعود رجوی به عنوان سرکرده یک سازمان سیاسی – نظامی در برابر تجاوز دشمن (تا همان مقطع 30 خرداد 60) در قوانین هر کشوری مورد بررسی قرار گیرد، به جز خیانت آشکار به کشور در زمان جنگ که اشد مجازات را به همراه دارد، عنوان دیگری نمی تواند داشته باشد.
لازم به ذکر است که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا و اسرائیل و کلاً غرب برخورد خصمانه ای با جمهوری اسلامی ایران داشته و توطئه ها و کودتاهای متعددی را تدارک دیدند. همچنین مشهود بود که غرب از عراق در جنگ با ایران حمایت سیاسی و لجستیکی و اطلاعاتی می کرد و در مقابل، ایران تحت شدیدترین تحریم ها قرار داشت. بنابراین اقدامات ضد امنیتی مجاهدین خلق آشکارا به عنوان همدستی با دشمن در شرایط جنگ محسوب می گردد. این همدستی بعداً بسیار آشکارتر گردید.
این سازمان تلاش داشت تا در هماهنگی با رژیم بعث عراق، که قرارهای آن از قبل در پاریس گذاشته شده بود، در حالی که تمام نیروهای نظامی و انتظامی کشور درگیر دفع نیروی متجاوز خارجی و مسائل داخلی بودند اقدام به کودتا نماید. این اقدام قرار بود با عملیات تروریستی 7 تیر و 8 شهریور و ترورهای متعدد جهت تضعیف کنترل نظام تکمیل گردد و سپس با حرکات بعدی مشابه 30 خرداد کار نظام نوپا و تضعیف شده جمهوری اسلامی که فاقد دستگاه امنیتی بود را یکسره کند، اما این کودتا به صورت کامل شکست خورد و نافرجام ماند.
مقایسه تطبیقی با طراحی کودتای نافرجام سال گذشته
مشابهت این کودتای نافرجام با اغتشاشات 18 و 19 دی ماه سال 1404، و متعاقبا اقدامات تروریستی روی رهبری و مسئولین رده بالای لشکری و کشوری نظام در 9 و 10 اسفند، و امید به تداوم اغتشاشات بعدی در حالی که نظام تضعیف شده است، قابل توجه می باشد که از همان روش برای کودتا استفاده شده و لذا آبشخور و سرمنشأ همان است.
بررسی تطبیقی وقایع سال 1360 با شرایط سال گذشته نشان می دهد که این بار دشمنان ایران و ایرانی، از آنجا که دیگر خبری از صدام حسین و مسعود رجوی نبود و هر دو به تاریخ پیوسته و از صحنه حذف شده بودند، به ناچار از پشت صحنه بیرون آمده و اقدامات جنگی و تروریستی و اغتشاشات داخلی را تماماً خود رأسا به عهده گرفته اند.
سناریو همان، و برنامه همان بود، فقط جای صدام و رجوی خالی بود که ترامپ و نتانیاهو اجباراً آن را خود پر کردند و با گره زدن سه عنصر “جنگ خارجی” و “اغتشاشات داخلی” و “ترور مسئولین” تلاش نمودند تا عیناً همان برنامه کودتا را پیش ببرند که خوشبختانه به یمن هوشیاری و پایداری ملت و مسئولین و رشد و ارتقای کیفی نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی باز هم شکست خوردند.
سال گذشته دشمن با هدف نابودی نظام یا به تسلیم مطلق وادار کردن آن مجدداً بخت خود را همچون سال 60 آزمایش کرد. اما این بار هم مثل همان سال شکست خورد و طرفی نبست و این کودتا نیز نافرجام ماند و دشمن به ناچار به تسلیم و توافق تن داد.
پر واضح است و کسی تردید ندارد که دشمن در موازنه قوای فعلی اجباراً تن به این توافق داده و هر زمان احساس کند که این توازن قدرت تغییر کرده است مجدداً به اجرای اهداف پلید و شوم خود اقدام خواهد کرد. بعید نیست که دشمن به اندازه کافی ادب نشده باشد و باز هم در آینده بخواهد بخت خود را آزمایش کند.
عاطفه نادعلیان

