همیشه رهبران خائن اصلی هستند و مردم و افراد وابسته قربانی می شوند
برای من که سالها در میان این فرقه عمرم را هدر دادم کاملا واضح بود که حتی یکی از سران این فرقه در این اعتصاب شرکت نخواهند کرد همانطور که میان کشته شدگانشان کسی دیده نمی شود. گرسنگی برای اشرفیان و افطار چند نوع غذا برای رهبری، گرمای طاقت فرسای عراق برای اشرفیان و آب هوای اروپایی برای رهبری، واقعا به گفته خود اوق مسعود:”همیشه رهبران خائن اصلی هستند و مردم و افراد وابسته فقط قربانی می شوند.”
دولت عراق با آزادی ۳۶ تروریست شکست دیگری را بر فرقه رجوی تحمیل نمود
این اقدام انساندوستانه دولت عراق نکات بسیار مهمی رانیز باخود دربرداشت خود که بگونه ای باید آنها را مورد برسی وبازخوانی قرارداد. آزادی این تروریست های اسیر نشان داد که دولت عراق ضمن تاکید مجدد بر اعمال حاکمیت خود براین پایگاه تروریستی برخلاف ادعاهای تبلیغاتی دروغ یکساله اخیر این گروه قصد تحویل افراد دون پایه و پیاده نظام های این گروه به دولت ایران را ندارد و طبعا حساب سران ترور می تواند ازاین قائده مستثنی باشد.
جار و جنجال پیروزی برای سرپوش گذاشتن به شکست روش جاری فرقه رجوی
با ازادی 36 نفر از نفرات فرقه که توسط دولت عراق زندانی بودند فرقه رجوی انرا یک پیروزی اعلام کرد و با بزرگ کردن این واقعه اینگونه القا میکند که هنوز هم سر پا ایستاده البته برای فرقه ای که هر روز پیش از روز پیش در مسیر نابودی قدم بر می دارد چیزی غیر از این متصور نیست فرقه ای که معلوم نیست رهبرش کجاست فرقه ای که مثل یک قطار بدون راننده وبدون ترمز حرکت میکند وتازه این بیرون ان است حالا ببینید در درون این فرقه چه خبر است
عقب نشینی مفتضحانه باند رجوی در مقابل دولت عراق
دولت آمریکا به درخواست این فرقه جهت بازگشت به اشرف و قبول کردن حفاظت آن توجهی نکرده و برعکس با حضور و کنترل دولت عراق بر کمپ اشرف موافقت کرده است. بنابراین آقای مسعود خان باید بفهمد که دیگر دوران بادآورده حمابت پنتاگون به پایان رسیده است و اکنون پرونده این فرقه در دست دولت عراق است و شاخ و شانه کشیدن برای دولت قانونی عراق نیز جایی ندارد.
حوادث اخیر درجهنم رجوی دستور سرکردگان مجاهدین
برای حفظ قرارگاه اشرف وترساندن دولت عراق وتمام دنیا 36 بازداشتی بهترین بهانه است. ودستور این است اعتصاب غذا تا سرحد مرگ. یا دولت عراق تسلیم می شود و36 نفر را آزاد می کند که این خود سکوی سایر پیشروی برای ما (مجاهدین) و گرفتن امتیازات گوناگون خواهد شد. یا دراعتصاب غذا تعدادی کشته می شوند که جنازه های روی دست مانده را با تبلیغات گسترده جهانی بهانه ای برای طلب کاری خود از تمام دنیا خواهیم کرد.
نگاه امریکایی به سلطه طلبی رهبری عقیدتی مجاهدین
در اواسط دهه نود میلادی بنا به درخواست کنگره امریکا گزارشی تحقیقی در باره ی فرقه ی تروریستی مجاهدین از سوی آقای وندی آرشرمن معاون وقت وزیر خارجه در امور قانونگذاری به آقای لی اچ همیلتون، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا تحویل شد که دارای نکات تامل انگیزی در باره ی خصوصیات و ویژگی های رهبری مجاهدین و ماهیت مناسبات فرقه ای و تحرکات ستیزه جویانه و تروریستی آن می باشد. نیم نگاهی به این گزارش بیانگر نگاه امریکایی به ماهیت مجاهدین و تفکر بسته و تمامیت خواهانه رهبری عقیدتی مسعود رجوی است
همه فرمانهای فرقه رجوی از اوور پاریس صادر می شود
آنچه قابل توجه است و باید مورد توجه اروپائیان بطور خاص ارگانها و سیاستمداران دولت فرانسه باشد اینکه تمامی فرامین اعمال فرقه مثل خودسوزی های سال 2003 در فرانسه و رویارویی و درگیر شدن با پلیس عراق و خوابیدن جلو چرخهای خودروهای عراقی در کمپ اشرف وهمچنین اعتصاب غذا در اشرف و کشورهای اروپایی به فرمان پدر خوانده این فرقه (مسعود رجوی) و مادر خوانده این فرقه مریم قجر صادر می شود
خیانت رهبران مجاهدین
حالا در ماجرای اشرف باز برملا شد خودشان بعد از آنهمه هوچی گری و به کشتن دادن 11 نفر و اعتصاب غذا یا بهتر بگویم گشنگی به چه چیزی نائل آمدند؟ به ماندن در اشرف خوب این چه اهمیتی دارد قبلا هم که در آنجا بودند. اما در این جریان کدامیک از آنها مریم رجوی یا مسعود ناپدید شده کدامیک در کتک خوردنها و اعتصاب غذا شرکت داشتند و اصلا به جز پیامهای تکراری مبارک باد و پیروز شدیم چه دادند؟
اتمام اعتصاب دروغین رجویها، پیروزی یا شکست
همانطور که مشخص بود اعتصاب غذا در اشرف یک بازی دروغین بیش نبود که رجوی از سر استیصال و درماندگی و وفادار جلوه دادن نیروهایش به آن دست زد. بنابراین ادعای پیروزی بر اساس آنچه که در پیام ها و بیانیه های رجوی آمده است ادعای پوچ و تبلیغاتی فرصت طلبانه است تا با استفاده از آن شکست های سیاسی و استراتژیکی اش را حداقل برای مدتی بپوشاند.
تغییر ۱۸۰ درجه ای رهبران فرقه رجوی ها
این روزها در سیمای به اصطلاح آزادی فرقه دیگر بر علیه عراقیها چیزی گفته نمی شود و در این شرایط خیلی برجسته است و باید سوال کرد چرا آقایان و خانمها! یک مرتبه 180 درجه چرخش کردند. مگر همان عراقیها نیستند که در ماه گذشته از آنها با عنوان نیروهای قدس یاد می کردید و یا به آقای نوری مالکی مارک ایرانی بودن می زدید ولی امروز اینها از زبان شما نمی افتند و تغییر کردید , چه چیزی شما را از رادیکالی در آورده است.
مجاهدین و افکار عمومی فرانسه
از شروع انتخابات ریاست جمهوری ایران و حوادث پس از آن،جلسات و بحث های سیاسی بسیار زیادی بصورت زنده از کانال های تلویزیونی فرانسه پخش شده است که نشان از تغییر برای تعامل دموکراتیک با مردم ایران دارد. بیان این دیدگاه ها از رسانه های جمعی و تلویزیون های فرانسه طبعا خوشآیند برخی جنگ طلبان بازنشسته و حامیان آنان نیست. و آرام بخش این دسته از فرانسویان، سرمایه گذاری بر رویاهای بظاهر دموکراتیکی است که” تجلی” آن را در”خانم رجوی و سازمان مجاهدین” می بینند.
شکست استراتژی تثبیت موجود نامشروع مجاهدین
روش رجوی برای ماندن در عراق، الگوبرداری از نوع زیست اسرائیل در منطقه ی خاورمیانه است، به این معنی که وقتی یک موجود نامشروع مانند رژیم صهیونیستی با حمایت برخی از قدرتها و از جمله آمریکا می تواند برای خودش کشور داشته باشد. رسیدن رجوی به این نقطه که فارغ از تمام پزهای استقلال، مقبولیت مردمی و سراسری بودن، وقیحانه از آمریکا بخواهد چتر حضانتش را برای در اختیار داشتن قطعه زمینی که می تواند رهبری و تشکیلات وی را حفظ کند، بر سر آنها بگستراند، از جهت مشابهت فوق العاده ی تفکر وی با فرقه ی تروریست صهیونیستی است