شکست استراتژی تثبیت موجود نامشروع مجاهدین
روش رجوی برای ماندن در عراق، الگوبرداری از نوع زیست اسرائیل در منطقه ی خاورمیانه است، به این معنی که وقتی یک موجود نامشروع مانند رژیم صهیونیستی با حمایت برخی از قدرتها و از جمله آمریکا می تواند برای خودش کشور داشته باشد. رسیدن رجوی به این نقطه که فارغ از تمام پزهای استقلال، مقبولیت مردمی و سراسری بودن، وقیحانه از آمریکا بخواهد چتر حضانتش را برای در اختیار داشتن قطعه زمینی که می تواند رهبری و تشکیلات وی را حفظ کند، بر سر آنها بگستراند، از جهت مشابهت فوق العاده ی تفکر وی با فرقه ی تروریست صهیونیستی است
واهمه ی رهبران مجاهدین از حقایقی که برای اعضای آزاد شده فاش شده است
این گمان دور از ذهن نیست که این 36 نفری که برای بیش از 70 روز از ساختار کنترل فرقه دور بوده اند، توانستند فرصتی بیابند که مدتی با خود تنها باشند. آن ها می توانستند به دور از قواعد غالب بر نظام فرقه با فردیت خود روبرو شوند، قواعدی که بر همه ی جوانب روح و زندگی ان ها سلطه داشتند. آن ها می توانستند وقت کافی برای تفکر عمیق داشته باشند یا حتی ممکن است با کسانی با عقاید متفاوت دیدار کرده باشند و در نتیجه حقایقی تازه از جهان بیرونی از اشرف دریافته باشند که احتمالاً با آن چه فرقه به آن ها القا می کرده است مغایر بوده است.
صبر جمیل اعضاء مجاهدین به امید رهایی
سالها پیش زمانی که در کنج زندان انفرادی تنها و بی کس بودم , امیدم را هرگز از دست ندادم و صبر و تحمل پیشه کردم, بله” صبر جمیل” که همیشه مسعود می گفت از زندانهای انفرادی اش شروع و هنوز ادامه دارد , تا روزیکه این باصطلاح رهبر! (منظور همان حسن صباح قلعه الموت امروزی) به سزای جنایاتش در دادگاه عدل الهی برسد و آن روز” صبر جمیل” بپایان خواهد رسید.جوانان پاک این میهن که در طی سالهای اسارت خاموشی گشته اند و با تنی سرد و خون آلود در عمق دیگ های داغ عراق آرمیده اند , منتظرند و رسالت آنها نیز بر دوش ماست و سنگینی می کند.
ارودگاه اشرف آینه تمام نمای عملکرد رجوی
قرارگاه موسوم به اشرف و تمامی رخداد های آن در گذشته (شکنجه اعضاء ناراضی در دوران حکومت صدام و نقض حقوق بشر و حقوق اولیه انسانی) و یا آنچه در حال حاضر دراین اردوگاه در حال روی دادن است آینه تمام نمایی است که می توان بی خردی و عدم مسئولیت پذیری و جاه طلبی سران سازمان مجاهدین را در آن به وضوح دید.آنچه در این سرفصل از نظرها دور مانده جان انسانهای بیگناهی است که اغلب خواستار ماندن درفرقه و در خاک عراق نیستند، افرادی که مدتهای مدید از جوانی خود را بیهوده در بیانهای عراق سپری کرده و حال سر خورده و نا امید درانتظار گشوده شدن راهی می باشند.
اقدامات ضد انسانی فرقه رجوی و راه حل مناسب جهت خنثی کردن ان
فرقه ای که برای حفظ منافع فرقه ای خود در سال 2003 در فرانسه تعدادی قربانی دیگر را به قربانگاه فرستاد تا رهبر این فرقه بتواند با از دست رفتن جان ان قربانیان از محاکمه و پاسخگویی بگریزد. اعتصاب غذا و خودسوزی از شگردها وابزار کار این فرقه میاشد که به عنوان اهرم فشاربروی دولتمردان و سیاستمداران کشورهای اروپایی در جهت حفظ منافع فرقه ای خود وجلوگیری از افشای جنایتهایش در هر کجا که نیاز باشد استفاده میکند.
کمدی غم انگیز فرقه مجاهدین
در این بازی مسخره یکی از اعضای شورای فرمایشی مجاهدین به نام کریم قصیم با عجله نه تنها تبریک گفته بلکه از انواع و اقسام عوامل بیگانه بخاطر کمک به آزادی این افراد تشکر کرده و در انتها در توهم کامل مدعی شده است که این موضوع بشارت پیروزی قیام مردم ایران خواهد بود!! البته از وی و مابقی هم پالکی هایش انتظار بیشتر از این نمی توان داشت که بازداشت و آزادی عده ای از ساکنان قرارگاه اشرف دلیل پیروزی قیام در ایران باشد.
به انزوا کشاندن طرفداران اندک فرقه رجوی از جانب ایرانیان برون مرز
طی چهارماهه اخیر سرکرده خائن وفراری فرقه نیز از سوراخ مخفی گاه خود سربیرون کشید وبرای بدنام نمودن حرکات اعتراضی مردم ایران چند اعلامیه مسخره صادر نمود که نتیجه ای جز تمسخرهمگانی دربرنداشت. بزرگترین خفت وخواری اندک طرفداران این فرقه اما در گرد همایی های پشتیبانی ایرانیان در 25 جولای در بیش از 60 شهر درجهان خودرا بخوبی نشان داد زیرا این اندک سرسپردگان فرقه رجوی این اجازه را نیافتند تا با علم کردن عکس رهبران ترور درهیچ کدام از این گرد همایی ها شرکت نمایند.
واکنش به حقیقت سیستماتیک بودن اعتصاب غذای هواداران مجاهدین
واکنش های شتابزده و پراکنده به طرح موضوع سیستماتیک بودن و تشکیلاتی بودن اعتصاب غذا در قرارگاه اشرف و پاره ای کشورهای اروپایی حاکی از این است که طرح این موضوع فی النفسه ضروری و لازم بوده است. گو اینکه از لابلای این یادداشت ها و موضع گیری ها به انحاء مختلف می شود رد پای سیستماتیک بودن این اقدامات را پیدا کرد.
چه کسی حاضر است کشور سوم شود؟
از زمان به دست گرفتن کنترل اردوگاه اشرف توسط نیروهای عراقی، مجاهدین دریافته اند که دیگر در عراق جایی ندارند و باید به دو گزینه پیش رویشان فکر کنند: بازگشت به ایران یا پناه بردن به یک کشور سوم. طبیعی است که بیشتر مجاهدین این دو گزینه را بررسی کنند. اما چه کسی حاضر است کشور سوم شود؟ بدیهی است که چنین کشوری باید پیش از هر چیز کارنامه این گروه را بررسی کند تا مجبور نشود در آینده امنیت ملی و حقوق شهروندانش را فدای ژست حقوق بشری خود کند.
نقطه مشترک مجاهدین واسرائیل در حاشیه مسائل اتمی ایران
مذاکرات انجام شده از دید دولتمردان و سیاستمداران ایرانی و غربی در حال پیشرفت با رضایت نسبی است.اما کسانی که در این میانه به سربازی اسرائیل دلخوش کرده و به شغل ناشریف جاسوسی و افشاء…مشغولند، لکه ننگ دیگری بر”افتخارات”! شان افزوده شد.همانگونه که امروز در حاشیه چنین اخباری سکوت همزمان اسرائیل و مجاهدین نقطه مشترک تفاهم و همکاری آنان را برملا می سازد.
وقتی دم خروس افشاگریهای اتمی مجاهدین بیرون می زند
به نظر می رسد که مسئولین این فرقه یا همچنان در غار اصحاب کهف رهبرشان خفته اند و یا به حدی اوضاع متشنجی دارند که نمی دانند مردم ایران آن مردم دهها سال قبل نیستند که سخنان بی پایه و اساس اینان را به راحتی بپذیرند و سوآلی به ذهنشان نزند. اما روز شنبه 3 نوامبر دم خروس این بازیهای سیاسی از دهان آقای حسن داعی الاسلام سخنگو و تحلیل گر سیاسی فرقۀ رجوی در آمریکا بیرون زد و ایشان در حالتی عصبی و بهم ریخته اعلام نمود که این عکسها را از گوگل بیرون کشیده اند!
حامیان دارودسته ی رجوی و وارونه دیدن واقعیت های تاریخی
آقای جشمید پیمان در سایت ایران افشاگر متعلق به دارودسته رجوی با ذکر شواهد تاریخی اما با نگاهی وارونه و آنالیز غیر منطقی رویدادها و حوادت روی داده در شهر اشرف به شکلی باسمه ای و سرشار از تناقض حقیقت را به مسلخ برده است او در مقاله ی خویش سعی وافر دارد تا به هر طریقی شده است ماهیت فاشیستی و تروریستی رهبری مجاهدین و مناسبات مخوف و تمامیت خواهانه دارودسته رجوی را در قرارگاه اشرف تطهیر و توجیه کند.