نگاهی به کشتار زندانیان درسال ۶۷ و نقش مجاهدین در این جنایت هولناک
گروه تروریستی خائن رجوی درواقع بعنوان یک گروه خشونت گرا دردهه شصت بهانه ساز ریشه کنی نهال های تازه رسته دموکراسی درایران توسط رژیم اسلامی گردید _ خیانت این گروه در پروسه مبارزاتی مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی وآزادی بسیار فراتر وعمیق تر از اقدامات حزب توده زمان نخست وزیری دکتر محمد مصدق به شما میرود که بایستی توسط محققان وپژوهشگران تاریخ مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرد.
روزهای آینده فرقه رجوی و درماندگی های پیش رو
در کشور عراق نیز بدنبال رحلت جناب عبد العزیز حکیم و انتخاب جایگزین ایشان و موضعگیری 10 حزب عمده کردی , جمهوریخواه و چپ عراق و برگزاری اجتماعات و همایش های متفاوت برای اخراج فرقه مجاهدین خلق با توجه به اتمام مدت یکماهه از سوی پلیس عراق رنگ و سرعت بخصوصی بخود گرفته است. اعتصاب غذای نفرات قدیمی و معدود سازمان در اردوگاه جدید عراق (اشرف) به جهت انحراف نگاهها به قرارگاه سازمان، کسب مظلومیتهای سیاسی لازم فی الواقع دیگر بعد از 30 روز حنایی بخود نداشته است.
اسرای فرقه رجوی به قربانگاه نزدیک می شوند
رجوی و همدستانش امید دارند که در جریان این خودکشی تشکیلاتی تعداد زیادی از این افراد را به کام مرگ فرستاده و از شر آنان رهائی یابند.مرگ این افراد خوراک تبلیغاتی بسیار خوبی را برای فرقه فراهم مینماید.پر واضح است که سرکرده فرقه و عمالش به دنبال چه اهداف و مطامع کثیف و شومی بوده و در اینراه از خون دیگران سرمایه گذاری میکنند.
فرق انسانها و رجویها
در طول تاریخ زنان و مردان بسیاری بوده و هستند که به نوعی برای نجات جان دیگران و یا حتی یک حیوان جان خودشان را به خطر می اندازند و حتی در برخی مواقع جان خودشان را از دست داده اند. در مقابل این انسانهای بزرگ، ددمنشانی مثل رجوی قاتل فراری و زنش مریم هم در تاریخ بشریت بوده و هستن که برای به قدرت رسیدن و نجات جان خودشان انسانهای بیگناه را به کشتن میدهند
تمامیت خواهی رهبری عقیدتی مجاهدین
وقتی جمعی انسانی در محیطی به نام قرارگاه اشرف، وادار به استقرار و زندگی کنترل شده می گردند و مناسبات و روابطی بازدارنده بر پایه ی ذهن بیمار رهبری عقیدتی در قرارگاه اشرف بنیان می شود،” توتالیتاریسم” به مفهوم واقعی کلمه محقق می گردد و پر واضح است وادار نمودن افراد مجاهدین به اقدامات ستیزه جویانه و تروریستی یا خودسوزی و اعتصاب غذا در مناسباتی که از آن به توتالیتاریسم یاد می گردد رفتار و اعمالی دور از انتظار نیست
بهای سنگین خود سوزی در فرقه رجوی
اینکه مسعود رجوی با آماده کردن افراد این فرقه از لحاظ روحی و روانی جهت خود کشی و خود سوزی آنها، در صورت نیاز، تلاش دارد از افراد این فرقه به عنوان گوشت قربانی استفاده کند و مانع از سقوط کامل و استرداد اردوگاه اشرف به دولت عراق شود چیزعجیبی نیست اما باید دید در این جهت و با پرداخت هزینه هایی که مسعود رجوی در نظر گرفته است، آیا می توان همانند پرونده 17 ژوئن که باعث آزادی مریم رجوی شد
نمایش کمدی اعتصاب غذای مجاهدین
بنابراین تداوم این حرکت نمایشی نه تنهاهیج گونه نتیجه ای برای این فرقه دربرنداشت بلکه ادامه یافتن آن بدین صورت باعث خنده و شرمساری بیشتر این گروه خواهد گردید _ توصیه من به سران این گروه تروریستی اینست که فورا این نمایش کمدی را از صحنه پائین آورده وبجای این اقدامات بدون نتیجه با دولت عراق وارد مذاکره گردند تا این تعین تکلیف درمحیطی به دور از خون وخشونت پایان خوشی داشته باشد
اعتصاب غذا در اشرف وهدف سران فرقه تروریستی مجاهدین
خانم رجوی به جای اعتصاب غذا و همبستگی با افرادی که خود آنان را به این روز در آورده درهمین ماه رمضان با لباس های گران قیمت فرانسوی درمحافل ظاهرمیشود وبرای حضار دعا میخواند واز خداوند می خواهد تا به اشرفیان یاری برساند، ایشان اگر راست می گوید ابتدا خودش وبه دنبال ایشان هم همان مسئولین فراری فرقه یک متکا ویک پتو بردارند ودر مقابل سازمان صلیب سرخ جهانی در ژنو دست به اعتصاب غذای چهل روزه بزنند نه اینکه برای افطار بر سر سفره هزار رنگ بنشینند وپس از سیر شدن برای اشرفیان دعا بخوانند.
رجوی مسئول کشته شدن نفرات در اشرف
اما وقایعی که در این چند روز اتفاق افتاده همان سناریو از پیش طراحی شده سران این فرقه بود تا ختم ماجرای اشرف را با یک خونریزی همراه کند و در پس این خونریزی دیگر سران باقیمانده در اشرف را فراری دهد از جمله انها مژگان پارسائی وعباس داوری وکسان دیگری که مسئول قتل و کشتار وهمکاری با صدام حسین بودند وکسانی که در شکنجه نیروهای داخلی سازمان دست داشتند و عامل کشته شدن تعداد زیادی از نیروهای داخلی سازمان بودند که از جمله انها اسدالله مثنی ومهدی براعی ومشتی جلاد وشکنجه گر دیگر…
یادداشت حمید حاجی پور به بهانه وقایع اخیر پادگان اشرف
سازمان مجاهدین با فحش وناسزا به اقای نوری مالکی میخواستند اذهان ما را تخریب کنند ولیکن ما که نیروهای سازمان بودیم درآن مقطع حق را به اقای مالکی میدادیم وازطرفی بعد ازتحویل دهی سلاح چون که از آن بلاتکلیفی وسردرگمی خسته شده بودیم ازخدا میخواستیم دولت مردمی عراق هرچه سریعتر وضعیت ما را تعیین تکلیف کند ولی مسئولین سازمان هرگز با این ایده وخواسته ما و دولت عراق موافق نبودند چونکه فروپاشی اشرف یعنی اتمام کارسازمان وتشکیلات آن.
از تاسیس تا تعطیلی سازمان مجاهدین
استفاده افراد مرید طوری بود که دردرون فرقه نفرات را سرکوب وشکنجه وهزارویک مارک به نفر ات می زدند وگاه همین مریدین نفر را سربه نیست می کردند ودر خارج از اشرف نیز برای خود سوزی وعملیات تروریستی استفاده می کرد. رجوی بعد از شکست در سیاسی گری خود از هیچ چیزی فرو گذار نکرد ودر اشرف با کمک صدام وسایل نظامی دریافت کرد ولی در درون فرقه به نفرات القاء می شد که یک دولت می باشد. وچون برای نفرات موجود راه برون رفت وجود نداشت مورد سواستفاده سیاسی فرقه ای رجوی قرار گرفتند.
از پدر خوانده مافیایی تا مادر خوانده فرقه ای رجویها
عملکرد زنان در این باند همانند عملکرد زنان در مناسبات فرقه می باشد به عنوان مثال آنان هم برای ارتقا به سطح رهبری می بایست به درجاتی از شقاوت و خشونت و شکنجه گری و عقده ای بودن و حتی آدم کشی برسند و به قول سایت بی بی سی باید از به اصطلاح سقف شیشه ای عبور کنند تا به عنوان مادر خوانده های این باند شناخته شوند ولی در مناسبات فرقه رجوی زنان باید سه طلاقه کرده و به عقد مسعود در آیند و پس از آن به مدار شورای رهبری برسند تا دیگر راه بازگشتی برایشان وجود نداشته باشد.