به امید روزی که خبر آزادیت به دست ما برسد

نامه آقای مجتبی نوری به برادرش حمید رضا نوری

سلام !
حمید رضا خبر زلزله اخیر در آلبانی را از طریق اخبار شنیدم همه ما نگران شما شدیم امیدوارم که حالت خوب باشد. من و پدر و مادرم نگران وضعیت شما هستیم. چرا تماسی با ما و یا با پدر و مادرمان نمی گیری پدر و مادر شما لحظه شماری می کنند و منتظر تماس شما هستند .
می خواهم خیلی راحت با شما صحبت کنم !
الان چندین سال است خودت را در چاهی انداخته ای و به راحتی نمی توانی خودت را نجات دهی زمانی که در عراق بودی من و خانواده شما خیلی تلاش کردیم که با شما دیداری داشته باشیم ولی متاسفانه موفق نشدیم با شما دیداری داشته باشیم. از زمانی که به آلبانی رفته ای مادرم انتظار داشت که تماسی با او بگیری ولی خبری از شما نشد! آیا پدر و مادرت به گردن شما حق ندارند؟ این چه چاهی است که شما در درون آن افتاده ای؟! باور کن یک زندانی حبس ابدی هم حق تماس با خانواده خود را دارد . فرقه ای که در آن هستی مدعی آزادی است! این چه آزادیه که حق تماس با خانواده خود را نداری . از زندان هم فراتر است . با خودت کمی فکر کن که این سالها چه بلایی بر سر خودت آوردی . فرقه رجوی سر شما و ما بقی کلاه گذاشته. بعد ها به حرف من می رسی . این چه بلایی بود بر سر خودت آوردی؟! جهت اطلاع به شما می گویم فرقه رجوی در ایران هیچ جایگاه و پایگاهی ندارد تبلیغات کذب به خورد شما می دهند شما را فریب می دهند به خودت بیا هنوز دیر نشده می توانی خودت را نجات بدهی می توانی آزاد زندگی کنی به چه دلیل خودت را داری نابود می کنی خیلی از دوستانت که با شما بودند خودشان را نجات دادند و الان زندگی آزاد دارند. زندگی آزاد حق شماست تصمیم بگیر و خودت را نجات بده پدر و مادرت و تمام خانواده منتظر شما هستند و با آغوش باز شما را می پذیرند . پدر و مادرم می گویند می شود یک روز خبر به ما برسد که حمید رضا خودش را نجات داده و دل ما بعد از چندین سال شاد شود .. می شود تا در قید حیات هستیم حمید رضا را ببینیم . کمی دلت به حال پدر و مادر پیرت بسوزد پدر و مادری که قرار بود شما عصای دست آنها باشید . به امید روزی نه چندان دور که خبر آزادیت بدست ما برسد .
برادرت مجتبی نوری

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن