جار و جنجال پیروزی برای سرپوش گذاشتن به شکست روش جاری فرقه رجوی

با ازادی 36 نفر از نفرات فرقه که توسط دولت عراق زندانی بودند فرقه رجوی انرا یک پیروزی اعلام کرد و با بزرگ کردن این واقعه اینگونه القا میکند که هنوز هم سر پا ایستاده البته برای فرقه ای که هر روز پیش از روز پیش در مسیر نابودی قدم بر می دارد چیزی غیر از این متصور نیست فرقه ای که معلوم نیست رهبرش کجاست فرقه ای که مثل یک قطار بدون راننده وبدون ترمز حرکت میکند وتازه این بیرون ان است حالا ببینید در درون این فرقه چه خبر است از انجا که ما خود در درون این فرقه بوده ایم می دانیم که این هیاهو ها چیزی جز ترس روز افزون بر حوادث پیش رو نیست مسیری که فرقه رجوی طی کرده وهر روز هم که میگذرد چیزی به جز انزوا برای ان ندارد وعلاوه بر ان مهمترین گواه بر این موضوع طرد این فرقه توسط عموم ایرانیان است این فرقه نه تنها هیچ پایگاهی در بین مردم ایران ندارد بلکه ایرانیان ازاده خارج کشور نیز به ماهیت این فرقه پی برده اند و بصورت گسترده از جانب ایرانیان طرد شده اند. اما انچه که قابل تامل است اینکه فرقه رجوی یک روش شناخته شده دارد وان اینکه هر شکست را به اسم پیروزی قلمداد می کند وبا فریب افکار میخواهد مسیر فروپاشی را عقب بیاندازد اما غافل از اینکه کشتی این فرقه در مسیر فروپاشی قدم گذاشته ودیگر هیچ کسی را توان نجات انرا نیست فقط یک راه بر سر ان باقیست وانهم فروپاشی است اما این فرقه تلاش میکند به هر ترتیب این واقعیت را به عقب بیاندازد در این مسیر از هیچ جنایتی هم دریغ نمی کند. کشته شدن 11 نفر از نفرات اشرف نیز در همین راستا بود وتنها چیزی که برای سران فرقه رجوی مهم نبوده و نیست جان این اسیران در بند است همانگونه که پیش از این نیز چنین کردند. اما سوال اینجاست که فرقه رجوی تا به کی میخواهد که از این ستون به ان ستون کند البته بر همگان پر واضح است که بعد از سقوط صدام حسین این فرقه مافیائی نیز به او پیوست از انجا که ما جداشدگان در درون این فرقه بوده ایم خوب می فهمیم که الان نیروهای درون این فرقه در عراق در چه فکری هستند انها هم بدنبال راه نجات میگردند اما سران این فرقه با شیادی هر چه تمام انها را فریب میدهند واینگونه وانمود میکنند که فرقه رجوی با ازاد شدن ان 36 نفر به پیروزی رسیده است اما نمی گوید که استراتژی اش با شکست مواجه شده ودر یک باتلاق گیر کرده ونمی گوید که دیگر صدام حسینی در کار نیست که بخواهد این فرقه را ساپورت کند. ونمی گوید که چرا باید سران فرقه در اور سورواز باشند ودیگر قربانیان واسیران در عراق ایا انها به این سوال ساده پاسخ میدهند که تحت چه عنوانی باید دست به اعتصاب بزنند و برای چه چیزی باید ایستادگی کنند براستی اگر ایستادگی به حق بود پس چرا سران فرقه رجوی از اشرف فرار کردند وهزاران سوال بی پاسخ دیگر… اما یک سوال دیگر اگر کسی بتواند حتی یک مورد بیابد که این فرقه در 30 سال گذشته گفته باشد که ما اشتباه کردیم مطمئنا نخواهد یافت پس قطعا شکست در وقایع اخیر در اشرف را هم پیروزی قلمداد میکند در وقایع اشرف این دولت عراق بود که دیکته میکرد دلیل ان هم خیلی واضح است بخاطر اینکه این دولت مربوط به کشور عراق است وحاکمیت عراق در نتیجه باید این فرقه حاکمیت دولت عراق را بپذیرد هیچ کس حتی نیروهای ائتلاف هم نمی توانند در امور مربوط به عراق دخالت کنند نتیجه اینکه دیر یا زود این فرقه علیرغم شعر وشعارهای توخالی مبنی بر ماندن در اشرف با ید از ان سرزمین خارج شود اما یک تفاوت دیگر نیز در این مرحله می ماند وان این است که با خروج نیروها از اشرف انها مسیر دیگری را خواهند رفت به قطع ویقین بسیاری از همان نفرات پس از ورود به دنیای ازاد در مسیر دیگری قدم خواهند گذاشت وخواهند فهمید که در چه غاری عمر خود را به هدر دادند همانطور که وقتی ما به دنیای ازاد رسیدیم فهمیدیم که فرقه رجوی چه جنایت بزرگی در حق ما کرده است به امید روزی که همه اسیران فرقه وارد دنیای ازاد شوند منصور نظری قربانی فرقه رجوی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.