رهبری مجاهدین قبل و بعد از انقلاب ایدئولوژیک
مقوله رهبری در سازمان مجاهدین خلق از تاسیس (1344) تا اکنون و علیرغم اینکه در شکل مبتنی بر سانترالیزم دمکراتیک بوده، اما عملا با چالش جدی مواجه بوده است. در مقطع ابتدایی یعنی از 44 تا 51 یعنی زمان اعدام محمد حنیف نژاد هژمونی سیاسی او بر تشکیلات به گونه ای است که درجمع بندی ضربه سال 1350 که منجر به متلاشی شدن بیش از 80% از کادرهای سازمان شد،
انتشار گزارشهای تلخ از کردکشی تروریستهای مجاهدین خلق
در ماه مارس سال 1991 پس از جنگ خلیج فارس و بیرون رانده شدن نیروهای عراقی از کویت، کردهای عراقی در قیامی علیه حکومت صدام که مورد حمایت آمریکا و متحدانش قرار گرفت، توانستند کنترل شهرهای کردنشین شمال عراق را در دست بگیرند و حکومت صدام را وادار به عقبنشینی به مناطق مرکزی نمایند. در این میان شهر استراتژیک و نفت خیز کرکوک نیز به دست شورشیان کرد افتاد.
تروریستها در جایگاه نفرت انسانیت
خنده دار است که همانند دیوانگان افسار گسیخته برای تحقق این خواست خود به هر دری می زنند، هر آواز و فریادی را امتحان می کنند، هم کاسه هر انسان نمایی می شوند، دوره می افتند و راهپیمایی 50 نفره و همایش عظیم 2 و 3 هزار نفره برقرار می کنند، فحشی می دهند و تخریب شخصیت می کنند و برای مقامات رسمی و منتخب ملت عراق عربده کشی می کنند.
تبیین ایدئولوژیک خط سرخ رجوی در پیام ۱۲ تیر
برای مجاهدین از زمان وقوع انقلاب ایدئولوژیک به بعد صرف مرزبندی و دوری از جمهوری اسلامی دلیل مشروعیت و غیر مشروع بودن نبود. بلکه میزان عینی تر و مادی تر، دوری و نزدیکی جریانات موازی با پدیده ای همچون انقلاب ایدئولوژیک تعریف می شد. مجاهدین پس از اعلام انقلاب ایدئولوژیک به صراحت آن را به عنوان مرز سرخ اعلام کردند
نظارت یک سازمان حقوق بشری بر نقض حقوق بشر در اشرف
دفتر کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد این موضوع را در نامه یی به علی صفوی از اعضای کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت وبسته به فرقه مجاهدین ابلاغ کرده است. در این نامه در پاسخ به نگرانیهای مربوط به وضعیتنقض حقوق بشر در اشرف تصریح شده است:
ره برو بی ره مرو هر چند که ره پیچان بود
و بقول شاعر توانا میرزاده عشقی «پدر ملت ما اگر این بی پدر است…» پس به وضوح می یابیم که اگر راه درستی بود همه مردم به دنبال آن می رفتند و چون اکثریت میرفتند دیگر مشکلی نبود اما چون راه درستی نبود نه تنها افراد زیادی را به خود نکشید بلکه به فراموشی سپرده شد و چون نتواننست با تکامل خود را سازگار کند از گردونه در حال محو شدن است.
آقای داعی الاسلام ما خواستار جنگ نمی باشیم
او در جلسه گفتگوی تلویزیونی خود با VOA از اقرار به فرقه ای بودن خود، سخت طفره رفت. این ایرانی واخورده که میان مدافعین حقوق بشری جایگاهی ندارد، سرسختانه و عاجزانه برای ایرانیانی که در وطن به امرار معاش مشغول و در شرایط اقتصادی بسیار بد قرار دارند، بعنوان مدعی مدافع حقوق ملت مظلوم ایران، همچون سرور خود (رجوی های وطن فروش) که از درک واقعیات های ایران عاجز اند
احوالاتی از دورن شورای مقاومت
گفته دیگراز نزدیکان شورا این میباشد که اوضاع مجاهدین در عراق به شدت مشدد است وتعدادی از افراد بالای سازمان که امکان دستگیریشان بدلیل شرکت در سرکوب مردم عراق از طرف دولت میرود به اردن رفته ودرکنار مسعود رجوی پنهان شده اند.
بنام خلقی که باید! قهرمان باشد
نمیدانم که چرا از این واقعه خوشحال نمی شوم.در حالیکه دولت عراق حق طبیعی خود می داند که وابستگان به صدام را نیز که اهداف او را پیش می برده اند و بازوی نظامی او را تشکیل می داده اند به محاکمه بکشاند علت خوشحال نشدنم شاید مربوط به این باشد که در چنین شرایطی رهبری مانند همیشه، از گوشتهای جلوی توپ خود استفاده می کند تا به نوعی خود را از محاکمه برهاند.
من انم که رستم بود پهلوان
و به ایشان باید گفت جنبش مسلحانه بدلیل حرکت های خود خواهانه و استبدادی مرده است و اپوزیسیون مسلح از نظر نظامی بازنده شده است بدلیل سرکوب داخلی و تغییر قطب بندی جهانی. ولی بسیار ی از اپوزیسیون در تبیعید شکست نظامی را پذیرفته اند و لی شرافت خود و روح خود را مانند رجوی و هوادرانش که به صدام و پنتاگون فروخته اند ؛) نفروخته اند
امریکا، سعودی ها و تروریسم
مدت هاست که نومحافظه کاران واشنگتن و صهیونیست های اروپا خواستار حذف نام این فرقه ی ترور از فهرست های ویژه ی تروریست هایشان هستند،به این دلیل که دشمن دشمن شما دوست شما است! اما اعضای فرقه که از خود به عنوان مشعل های انسانی در مقابل سفارت های ایرانی در اروپا استفاده کردند، به این مدعا کمکی نکردند و تا کنون نام گروه در هر دو فهرست وجود دارد.
اینترپل در تعقیب مسعود و مریم رجوی
دادستان کل دادگاه عالی جنایی عراق درباره تصمیم دادگاه عالی جنایی عراق برای صدورحکم علیه اعضاء این گروه تروریستی گفت: حقیقت این است که دادگاه عالی جنایی عراق هر جنایتکاری را درهرمکانی که باشد، تحت تعقیب و پیگرد قرارمی دهد و به پای میز محاکمه می کشاند و حتی اگر این جنایتکاران از عراق خارج شده باشند، اقداماتی برای بازگرداندن این افراد صورت می گیرد