حنیف بالی که نماینده پارلمان سوئد است و حنیف بالی هائی که رجوی به کشتن داد
حنیف بالی اخیراً مصاحبهای انجام داده است که بسیار جالب و آموزنده است خصوصا برای نسل جوان که بدانند و فریب دروغهای فرقه رجوی را نخورند فرقه رجوی که سرتا پایش دروغ و فریب است وتابحال باعث ویرانی چند نسل گشته است.حنیف بالی در مصاحبه به درستی به دروغگوئی و شیادی فرقه رجوی میپردازد و چهره واقعی اینها را برملا میکند. او همچنین در مصاحبه به شیوه و شگردهای فرقه برای کشاندن او به عراق میپردازد و اینکه فرقه رجوی به هر وسیلهای متمسک شد تا او را فریب داده
سنت دیرینه مجاهدین، تخریب منتقدین
برای بکارگری این سنت در هر مقطع و زمان سوژه ای وجود دارد،یک زمان جدا شدگان از اسارت تشکیلاتی یا افرادی که از شورا فاصله می گیرند را هدف قرار می دهند و زمانی تهمت و افترا را متوجه گروه های دیگر در خارج کشور می کنند و یا زمانی حتی به مقامات کشورهای دیگر بند می کنند و وقتی کفگیر به ته دیگ می رسد خانواده هائی را که برای دیدن فرزندان به گروگان گرفته خود که هنوز در تشکیلات سازمان گرفتار هستند مارک مزدوری می زنند.
حاج مسعود رجوی”کی شود دریا ز پوز سگ نجس؟
این فرارهای گسترده و رو به افزایش نشاندهنده یک واقعیت هست و آن هم اینکه ما جدا شده ها و قربانیان این فرقه رجوی تا بحال هر چه در باره مناسبات ضد انسانی و جنایات، مزدوری و وطن فروشی و……. گفته ایم تماماً واقعی بوده و هر کسی که از چنگال و اسارت فرقه رجوی فرار میکند و لو با یک جمله و یا یک نامه و مصاحبه به موضوعات و مطالبی اشاره می کند که تائید کننده حرف هر جدا شده و یا منتقد و مخالف حاج مسعود رجوی بوده است.
اعتراض نه به حق پناهندگی، که اسیر شدن دردست رجوی است!
اگر این فریب خوردگان رجوی ازآگاهی زیر متوسطی هم برخوردار بودند، بدون برخورداری ازحق انتخاب شدن وانتخاب کردن، زمام امور- زندگی و…- را باین سادگی دردست بوالهوسی مانند مسعود رجوی قرار نمیدادند که علاوه برجان ومال وناموس شان، دوگرم غشای مغزی شان را هم به رجوی بدهکار باشند.
رجوی بعنوان ناقض خشن حقوق بشر، حق دخالت دراین عرصه را ندارد!
باردیگر بدون اینکه حمایتی ازعملکرد حقوق بشری جمهوری اسلامی درکار باشد، ازشما می پرسم که آیا این مخاطبان شما سئوال نکردند که وضعیت حقوق بشری تشکیلات رجوی چگونه است؟! اگر نپرسیدند و بطور فله ای اقدام به صدور این احکام کردند که کارشان از ارزش لازم برخوردار نبوده است! حال آنکه ما میدانیم که آنها از اوضاع شما بخوبی باخبرند واگر نیت خیری داشتند، بشما میگفتند بروید وضع خود را اصلاح کنید وآنگاه مدعی حمایت ازحقوق دیگران باشید!!
مجاهدین از خیانت تا جنایت
مسعود رجوی حتی از خیانت به اعتماد بی دریغ اعضای فرقه خود، که بدترین نوع خیانت است، نیز دریغ نورزید و از انجام هیچ جنایتی علیه آنان خودداری نکرد و آنان را در قبال امتیازاتی که به دست آورد به صدام و دیگران فروخت که تعداد کثیر جداشدگان از این سازمان بسیاری از این خیانت ها و جنایت ها را افشا کرده اند.
رجوی در باتلاق طرح تفکیک فرقه ای
آیا انسانهایی با میانگین سنی بالای 50 سال را که در تمام 30 سال گذشته تحت فشارهای خرد کننده جریانی مغزشویی فرقه ای رجوی بوده اند، و بیماریهای متعددی را تجربه می کنند را می توان به عنوان نیروی در سایه در نظر گرفت؟ بنابراین فرقه تروریستی رجوی که با طرح مناسبات فرقه ای خود انسانها را به ماشین تبدیل کرده است، با چه معیاری نظر پراکنی می کند؟
خانم مریم قجر و رهائی در فرهنگ وی
از نظر مریم قجر و مسعود خان بزرگ رهائی و آزادی از دید جنسیتی یعنی اینکه هر کس چقدر در منجلاب فرقه فرو رفته و سرسپرده تر می باشد و بیشتر از مریم و مسعود تعریف و تمجید می کند.آیا این همان رهائی است که می گوئید؟ بلکه ذوب شدن افراد و رهائی آنها را در انتخاب اعتقادات خود به شما می دانید.در عالم واقع با خرافات و تلقین طوری وانمود می کنید شما افراد معمولی نیستید و ادامه زندگی دیگر خارج از مناسبات برایتان مشکل است. اگر شما اینقدر با اطمینان صحبت می کنید از این زنان ومردان رها شده پس چرا اجازه دیدار با خانواده هایشان را نمی دهید و یا در مناسبات انقدر ضابطه برای رابطه ها تعیین نمیکردید
مجاهدین، شادی روباه و دمش؟!!
گروه تروریستی رجوی که براساس هزاران برگ سند و پرونده ی متقن بزرگترین ناقض حقوق بشراست به منبع مورد استناد گزارش های احمد شهید تبدیل شده است! وجای تعجب نیست که ابقای احمد شهید موجب شادی وهیجان فوق العاده سران این گروه تروریستی شده است که این روزها سرازپا نمی شناسند! بنابراین می توان گفت که احمد شهید با هیچ اصل ومنطقی شایستگی احراز سمت گزارشگرویژه سازمان ملل درامورایران را ندارد وارتباط تنگاتنگ وی با گروه تروریستی رجوی مصداق همان ضرب المثل روباه ودمش معروف است! امید است که سازمان ملل به این مهم توجه کرده ودرراستای بازگرداندن اعتبار به جایگاه خود چهره کاملا بی طرف وغیروابسته ایی را جایگزین احمد شهید کند
۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان
باری بهر جهت بعد از گذشت چهل و چهار سال ما اکنون شاهد هزار و یک خیانت دیگر وی هستیم،اما اینبار نه تنها در حق نفرات ویارانش،که در حق مردم وکشورش.اکنون اوج و وسعت خیانتهای رجوی و باند فاسدش چنان بر هموطنان آشکار و مسجل شده است که خیانت او به بنیانگذاران سازمان را کاملأ تحت الشعاع خود قرار داده است.اما سرنوشت امروزی او و ترس و وحشتی که از مرگ دارد حداقل چهارده سال است که اینبار بطور شبانه روزی گریبانش را گرفته و رهایش نمیکند،مرگی که یک روزبرای همیشه با خفت تمام گریبان او را خواهد گرفت.
متئو رنزی برای هشدارهای رجوی، تره هم خرد نکرد!
اگر واقعا نویسندگان این نامه ها، زندانیان سیاسی وآنهم ازنوع رجوی گونه هایش هستند، باید دراین مورد به جمهوری اسلامی مدال صلح نوبل داد که چنین امکاناتی برای نوچه های یک فرد مستبد، جاسوس و برانداز فراهم کرده است تا بتوانند چنین نامه های تند وتیزی را به خارج بفرستند و سریعا هم در رسانه های رجوی منعکس گردد!!
بازی کثیف تبلیغاتی فرقه رجوی تحت عنوان نامه نگاری زندانیان
تمام این نامه ها و نامه های دیگری که به اسم زندانیان در سایت های فرقه انتشار می یابد جعلی و کذب بوده و توسط خود فرقه و با این اهداف تولید می شوند که اولا از اینگونه تولیدات خود سوء استفاده سیاسی و تبلیغاتی بنمایند و ثانیا به خیال خود کاری کند که جمهوری اسلامی با کسانی که فرقه ادعای نوشتن نامه توسط آنها را دارد برخورد نماید. سپس فرقه این برخورد را دست آویز تبلیغات خود قرار داده و بگوید ببینید ما در داخل ایران نیرو داریم. ببینید حرف ما درست است و جمهوری اسلامی زندانیان را آزار می دهد و….