مسعود رجوی

مجاهدین از خیانت تا جنایت

روز 30 فروردین یادآور خیانت مسعود رجوی نسبت به هم رزمانش و همکاری وی با ساواک رژیم شاه می باشد. خیانتی که موجب شد در چنین روزی در سال 1351 اولین دسته از اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق به نام های ناصر صادق، علی میهندوست، محمد بازرگانی و علی باکری تیرباران شوند و البته مسعود رجوی جان به در ببرد. در این خصوص بعد از انقلاب مدارک و اسناد محکمی به دست آمده که صحت این موضوع را کاملا به اثبات می رساند.
این خیانت آشکار که موجب اعدام نشدن مسعود رجوی گردید مسیر او را برای رسیدن به رهبری سازمان و مبدل کردن آن به یک فرقه تروریستی کامل العیار و دست زدن به هر خیانت و جنایت دیگری، در غیاب بنیانگذاران و کادرهای مرکزی، هموار نمود. در سال های بعد همچنان شاهد خیانت های سازمانی و ملی بسیاری از جانب او بودیم که نهایتا از مسعود رجوی چهره ای منفور در اذهان عمومی و حتی اعضای خود سازمان ساخت.
مسعود رجوی خائنانه و خام خیالانه در 30 خرداد 1360 اعلام جنگ مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی نوپا نمود و سازمان را وارد مهلکه ای کرد که جز نابودی سرانجام دیگری نداشت. او در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، با دشمن متجاوز به خاک میهن همکاری کرد و علیه کشور و مردم ایران به جاسوسی پرداخت و فعالانه در جنگ، البته در طرف عراقی، شرکت نمود. در جریان بحران ساختگی هسته ای علیه ایران نیز همراه با آمریکا و اسرائیل به نشر خبرهای کذب و اقدام علیه دانشمندان هسته ای پرداخت. او همچنین خائنانه مستمرا و مداوم خواهان اعمال تحریم های هرچه بیشتر علیه ملت ایران گردید.
مسعود رجوی حتی از خیانت به اعتماد بی دریغ اعضای فرقه خود، که بدترین نوع خیانت است، نیز دریغ نورزید و از انجام هیچ جنایتی علیه آنان خودداری نکرد و آنان را در قبال امتیازاتی که به دست آورد به صدام و دیگران فروخت که تعداد کثیر جداشدگان از این سازمان بسیاری از این خیانت ها و جنایت ها را افشا کرده اند.
ترور مسئولان نظام و حتی مردم کوچه و بازار در داخل کشور، مقابله با مدافعان و مرزبانان میهن در طول هشت سال دفاع مقدس و به شهادت رساندن آنان به نفع دشمن متجاوز، کشتار شیعیان و کردهای داخل عراق در همدستی با صدام حسین، ترور دانشمندان هسته ای در همکاری با رژیم غاصب و جنایتکار اسرائیل، شکنجه و کشتن اعضای مخالف و منتقد در درون سازمان، به اسارت عینی و ذهنی گرفتن اعضا و ممنوعیت خروج آنان از فرقه، و همچنین ممنوعیت ملاقات با خانواده ها از جمله جنایاتی است که منشا آن خیانت و خیانت پیشگی مسعود رجوی است. او حقا، اکنون که پنهان شده، کارنامه سیاهی از خود به جا گذاشته است.  
مسعود رجوی، بعد از داعیه های پر طمطراق ضد امپریالیسی و ضد سرمایه داری بعد از انقلاب، سازمان مجاهدین خلق را ابتدا به مزدور رژیم بعث عراق و در حال حاضر به عمله دست چندم رژیم صهیونیستی مبدل کرده است.
سازمانی که روزگاری خود را مقدم ترین مدافع انقلاب فلسطین معرفی می کرد در حال حاضر همسو با اسرائیل مبارزات مردم فلسطین را تخطئه می کند و به بلندگوی تبلیغاتی اتحاد وهابی – صهیونی مبدل گشته است. بی شک مردم ایران و خصوصا اعضای سازمان که به اعتماد آنان ضربه خورده هرگز این خیانت ها را فراموش نخواهند کرد.
محمدی
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا