تحفه ای که به مقصد نرسید
در این فرقه سیاست هدف وسیله را توجیه میکند تا بوده نفرات داخل را بیشتر به نیستی کشانده تا هدف را. انقلاب ایدئولوژیک و طلاق زنان. حالا تقریبا به سیاست کلی که دنبالش بود رسیده بود (من همش را میخوام) و اینک تنها به زنان سازمان بسنده کرده بود. قله آرمانی و بیرون کشیدن رحم زنان به دستور مریم قجر. و در زمان جنگ و حکومت صدام، فرستادن دختران سازمان به حرمسرای افسران حزب بعث امری عادی به نظر میرسید.
قربانیان مجاهدین خلق نیازمند کمک از بیرون هستند
رنج مشترک دو پدری که این مطلب به آن ها اشاره شد، آن دو را بر آن داشت که در نزدیکی مقر سازمان در اورسوردواز پاریس دست به اقدامات افشاگرانه درباره ی ماهیت فرقه مجاهدین خلق بزنند. آن ها با پخش بروشور و تصویر و سی دی به آگاهی ساکنان اورسوردواز رساندند که دخترانشان از سوی مجاهدین خلق ربوده شدند و این سازمان ماهیتی غیر دمکراتیک دارد.
بازی هایی برای فریفتن اسرای لیبرتی!
یعنی اینکه باید تحلیل های عالمان وشخصیت های نامداری مانند نوام چامسکی ودیگران را پذیرفت که نمایندگان آمریکا خود را ازوجیه الملگی به وکیل الدولگی وبدتر از آن به وکیل کسانی از یک درصدی های حاکم برآمریکا تبدیل کرده اند که هزینه ی بسیار سنگین انتخاباتی آنها را مهیا میکنند تا به چیزی جز بیان منافع آنها لب نگشایند.
اگر این مشکل وجود دارد، ازخانواده های حاضر کمک بگیرید!
اگر دولت عراق به رعایت استانداردهای حقوق بشری متعهد شده، آیا قصوری درانجام وظایف خود ازجمله عدم اجرای قوانین دراین کمپ انجام نداده وبه اقلیتی از پادوان رجوی اجازه نداده که اکثریت این اسرا را درکلاس های شستشوی مغزی جمع کرده و اوقات خواب وبیداری و… آنها را خودسرانه تعیین کرده وحقوق فردی واجتماعی آنها را نقض کند؟!
۵۰ سال موجودیت پر تضاد و متناقض!
اینکه کسانی ازباند رجوی پیدا میشوند که این 15 سال موجودیت سازمان حنیف نژادها و… را با 35 سال عمر جریانی که ذاتا به باند وفرقه ای مخرب تبدیل شده، بهم ربط صد درصدی داده وبین این دومرحله” اینهمانی” قایل شوند، ضمن اینکه مبارزات پر نشیب وفراز ومملو ازافت وخیز 15 ساله ی سازمان مجاهدین خلق را بدنام میکنند، برای فرقه ی رجوی حی وحاضر هم کمکی نمیکنند وچرا؟
سوختن و سوزوگداز عمیق رجویها از دستاورد توافق هسته ای
رجویها با تحلیل آب دوغ خیاری خود مطلق به عملی شدن مرحله توافق هسته ای اعتقادی نداشتند وهمواره درپی محقق شدن گزینه های نظامی روی میز ارباباشان امریکا ونتیجتا به بیماری” سرنگونی” می اندیشیدند که البته ازاساس مصرف داخلی برای نیروهای وامانده واغفال شده خود درلیبرتی را داشتند.
عاقبت کار رهبرى مجاهدین
شاید زیباترین خاطراتت بعد از جنگها و شکستهای متوالی زیباترین حوادث برایت رژه خودروها برای شکست دادن خانوادهها درب قرارگاه اشرف بود، که ماهها با فیلم هایش مانور کردی. از تانکهای به جا مانده فقط تانکر آب و سبتیک است که بیشتر به چشم میخورد، شاید روزی هوای سان و رژه در البانی به سرت زد، دنیا را چه دیدی؟ حالا با ورود به مرزهای اسپانیا دادگاههای آن دیار هم همیشه در دسترست خواهند بود!؟ دیدی یک عمر کوچک و بزرگ، زن ومرد را به قربانگاه و وادی الموتی خود بردی و غرق در دریای امیال کثیف خود کردی و در سوگ کشته هااشک تمساح ریختی؟ و این اشک نه از برای قربانیان و هر چه بود برای طرح هایی بود که هیچگاه درست از آب در نیامدند.
کمپ های خارج از کنترل، آموزش افراط گرایی و تهدید امنیت جهانی
بعداز ورود نیروهای آمریکایی به اشرف فضای مناسب برای فرار ناراضیان از این فرقه مهیا شد و با توجه به گزارشات مکرر از شکنجه های گوناگون در حق نفرات درون سازمان و مشاهدات نیروهای آمریکایی و مصاحبه با نفراتی که موفق به فرار شده بودند، انستیتوی تحقیقات دفاع ملی آمریکا RANDرا برآن داشت تا تحقیقات کاملی از سیاست داخلی و خارجی سازمان مجاهدین خلق تنظیم وبه رشته تحریر درآورده و این تحقیقات را جهت اطلاع در اختیار عموم قرار دهد.ومیتوان این تحقیقات را به عنوان کاملترین مجموعه تحقیقاتی در مورد این سازمان دانست که برای شناخت بهتر تشکیلات میتوان به این گزارشات مراجعه کرد.
بازتکرار بهره وری ناجوانمردانه از قربانیان در فرقه رجوی
عضو نابخرد رجوی با نام مستعار بی مسمای نسیم هامون اینبار دربهره وری از سالمرگ سوگ جانگدازمحسن انصاری ولیچرنشین با بکارگیری مشمئزکننده واژه گانی شعرگونه آنچنان ازمرحوم ستوده که انگاری اززمره” فدایی” رجویها بوده ونه عنصرمعترض ومنتقد وتمام عیار ضد رجوی!!
رفتار غیر انسانی و جنایتکارانه فرقه رجوی با اسرا در خلال جنگ تحمیلی
در روز دوم عملیات که آمار تلفات فرقه رجوی بالا رفت، تصمیم مسئولان فرقه عوض شد و دستور دادند اسرا تیرباران شوند ؛ که عده ی زیادی از اسرا در صحنه ی عملیات تیرباران شدند. به طور مثال حدود ۳۵ نفر از سربازان در روز دوم، اسیر شده بودند به دستور افشین(عبدالوهاب فرجی) به آنها دستبند و چشم بند زدند و در گوشه ای جمع شان کردند.یکی از فرمانده های دسته به افشین اطلاع داد که آنها آب می خواهند، افشین که علاقه زیادی به کلت داشت اسلحهاش را بیرون آورد و با اشاره گفت همه آنها را این طور آب بدهید. با اشاره افشین، همه اسرا تیرباران شدند و همه آنها روی هم ریخته شدند و از آنها عکس گرفته شد. این عکس تا مدتها به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای عملیات دروغ جاویدان در جلسات معرفی میشد.
نگاهی به حضور خانم امینه قرائی در برنامه همیاری
با برداشتن روسری، نمایش دادن موی سر” دم اسبی شده” و… درجلوی دوربین یک تلویزیون، حرف زدن تودماغی وشبه انگلیسی به تقلید از مهمانداران…، شرط لازم وکافی” سکولار” بودن نیست! سکولار بودن آلات وادوات دیگری ازجمله اعتقاد به حق انتخاب کردن وشدن درتشکیلات بارای آزادانه دارد که این مهم در تشکیلات رجوی که خانم نامبرده هم خود را جزئی ازآن میداند، محلی ازاعراب ندارد! مسئله ی حاشیه ای دیگر اعلام مبالغ درشت – از 3میلیون بگیر تابیست میلیون تومان- کمک های مالی بود که درمقایسه با سایر تلویزیون ها، خیلی بیشتر بود که این مسئله بیشتر جهت پنهان کردن منابع اصلی مالی باند رجوی را که منشآ خارجی دارد، بکار گرفته میشد!
آقای رجوی گناه آقای حسین نژاد و آقای مصطفی محمدی چیست
آقای مصطفی محمدی و آقای حسین نژاد ۲ پدر میباشند که هر کدام یک دختر در لیبرتی در مجاهدین دارند ۲ پدر با عشق و عاطفه ۲ پدر با قلبی پر از عشق به فرزندان خود آنها در هراسند که لیبرتی یک قتلگاه است و خواهان خروج فوری فرزندان خود از این قتلگاه میباشند آقای رجوی چرا آنها را بواسطه عشق و عاطفه نرمال که در هر پدری یافت میشود مورد ضرب و شتم قرار میدهید مگر شما خود یک پدر نیستید و یک انسان اگر شما در وضعیت و موقعیت آقای محمدی و یا آقای حسین نژاد بودید چکار میکردید آ یا برای نجات فرزندان خود از چنگال مرگ هر تلاشی را میکردید اگر نمیکردید دیگر انسان نبودید پس چرا پدران و مادران را بواسطه عشق و عاطفه آنها به فرزندان خود مورد ضرب و شتم قرار میدهید اگر شما انسان بودید و بویی از انسانیت برده بودید به خواست این ۲ پدر لبیک میگفتید