دل فرزندمان از زندان اشرف بگرفت خدایا مددی
وقتی به عراق سفر می کنم برای نجات فرزندم عازم پادگان اشرف می شوم در مقابلم دنیای خشن را می بینم دلم می لرزد بارها از خودم پرسیده ام که ما انسانها و انسانهایی که در پادگان اشرف هستند چرا اینقدر از ما دورند. چرا آنها ما را از یاد برده اند و چرا ما را فراموش کرده اند. چه کسی مسبب این کار است. کاش می شد سران شکنجه گر چهره های عبوس، چهره های خشن، ترسناک ترین دشمن انسانیت را می دیدم و به آنها می گفتم ای سران شکنجه گر فرزندان ما از دست شما به کجا پناه ببرند.
داد و فغان مریم رجوی از تکرار زمان باقی مانده توسط دولت مردان عراقی
خانم رجوی کمیساریای عالی پناهندگان طبق قانون کشور میزبان باید با پناهنده رفتار کند ودر یک محل بدون حضور شما با تک تک نفرات ملاقات کنند.آن محل را کمیساریای عالی پناهندگان می تواند به دولت میزبان پیشنهاد کند اما در آخر تصمیم با دولت عراق است نه رهبر باند تروریستی گروگانگیرکه سی سال است یک نسل را در حصارخود نگه داشته و الان هم از ترس فرار و ریزش آنها دست به توطئه چینی می زند. وای برشما که هیچ قانونی را رعایت نکردید و امروز دیگران را قانون شکن می نامید.
بُن بست استراتژیک فرقه رجوی
موضع گیری قاطع دولت عراق در رابطه با بستن اُردوگاه اشرف تا پایان سال 2011 باعث شده رهبران فرقه در خارجه بد جوری خودشان را به در و دیوار می کوبند که راه حلی برای این موضوع پیدا کنند. سر رهبران فرقه در این رابطه به سنگ خورده. قرار است آژانس پناهندگان سازمان ملل با تک تک اشرفی ها بصورت فردی و به دور از سران فرقه مصاحبه کنند. ظاهرا رهبران فرقه طرح را پذیرفته اند ولی در درونشان عزا گرفته اند.
رجوی چه هدفی را در خصوص اشرف دنبال میکند؟
سازمان مجاهدین خلق به شدت تلاش میکند تا با بین المللی و خصوصا ایرانی (مسئله ای مربوط به رژیم ایران) کردن مسئله جلوی بسته شدن پادگان اشرف (ظرف متدولوژی روانی القای ذهن فرقه ای) را بگیرد. رجوی میخواهد که اگر اشرف بسته میشود این کار با حداکثر خونریزی همراه باشد تا خون کافی برای ادامه راه ذخیره نماید.
نقدی بر آه و ناله های محمدرضا روحانی برای مواضع جدید امریکایی ها
آقای روحانی در این سالهای حضورت اصلاٌ ثانیه ای سازمان به شما اجازه داده با نفرات اسارتگاه اشرف حرفی بزنی؟ چون موقع حضور شورایی ها در اشرف، به ماها که مطلقاٌ خبر نمی دادند و معمولاٌ از فاصله 500 متری هیبت کت و شلواری و مفت خوری شما را می دیدیم. ضمن اینکه در بریف های تشکیلاتی مثلا مهناز شهنازی از مسئولین سازمان می گفت بچه ها این ها را جدی نگیرید. این شورایی ها اگر ما پول به آنها ندهیم و هوای آنها را نداشته باشیم هیچ هستند
دغدغه های سازمان مجاهدین در قبال دولتمردان عراقی
قاطعیت و سرسختی وزیر خارجه عراق در تاکید موضوع اخراج مجاهدین حتی قبل از موعد مقرر در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک در چند روز اخیر آب سردی بود که در ایام کمتر از 80 روزمانده به مهلت اخراج برسر تشکیلات مجاهدین پاشیده شد. در هرحال فاز جدید مواضع سازمان در عراق در روزهای آتی بنمایش گذاشته خواهد شد. ضمنا گمانه زنی های کارشناسان مربوطه این است سازمان تا مرز حفظ تشکیلات در عراق شاید به مراوداتی دست زند ولی نهایتا همکاری نکرده و در صدد ایجاد حمام خون تازه ای برای کشته سازی اعضای حاضر در حصار پیش خواهد رفت.
آب در هاون کوبیدن فرقه رجوی – قسمت سوم
رجوی بعد از این خیانت ها به کردها و نیروهای خود شرایط داخل را برای نفرات سخت کرد طوری که در سال 73 ماموریت جداسازی انجام گرفت.که ثمره آن سربه نیست ها وخود کشی ها بود باید یک نکته را در اینجا بگویم رجوی همان شرایط را که برای نیروها الان ترسیم می کند که اگر شما بی قانونی کنید کسی نمی تواند با شما کار داشته باشد آن موقع هم رجوی به زندانبانان و شکنجه گران می گفت که خودتان انقلاب کرده هستید هر کسی در تشکیلات جوم خورد تا زمانی که اعتراف نکرد که من نفوذی هستم بزنید و بکشید کسی به شما تو هم نمی تواند بگوید و قیمت ماندن شما این است.
ملاقات پشت دیوار اشرف – قسمت هشتم
مسئولین سرکوب سازمان، بدستور شخص مسعود رجوی، راه کارهای زیادی را ابداع کردند تا”بهرقیمت” افراد را در اشرف نگه دارند، آنقدر به بهانه های مختلف کاری بچه ها را بیدار نگه میدارند تا کسی نتواند فکر کند که کجاست و چه بلایی سرش می آید. عملیات جاری و نشست های انتقادی بعنوان محوری ترین و یکی از مرز سرخ های اصلی سازمان بود که بنا به اخبار رسیده توسط کسانی که فرار کردند کاملاً از محتوا خالی شده است و دیگر کسی مجبور نمی شود جواب انتقادها را بیاورد
مجاهدین و خواسته های کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل
چنانچه مطلعیم بالاخره موضوع تمکین مجاهدین برای استارت کار درخواست پناهندگی و مصاحبه انفرادی افراد در محلی به تشخیص کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و قطعا دور از اردوگاه عراق نو (اشرف) آغاز شد. اولا بخوبی مشخص شد سازمان صد در صد از مواضع حتی 70 روز پیش خود و گنده گویی هایش کوتاه آمده بطوریکه حرفهای مریم قجر که می گفت ما دراشرف می مانیم و سر این هم با کسی مذاکره نمیکنیم، بطور کلی پنبه شد
عجز و ناله های مریم رجوی در ناتوانی از نتایج برگزاری کنفرانس های تبلیغاتی
حجم کنفرانس های قبل از اعلام لیست درحد ماکزیمم های تشکیلاتی مجاهدین دنبال می شد تا سازمان بتواند حداقل هایش را با حفظ اردوگاه اشرف بدست آورد ولی بالاخره جداشدگان، فعالین حقوق بشر و جامعه جهانی و ملت ایران و حتی کارشناسان و تحلیل گران گروههای تروریستی امریکا هم مسیر دیگری را برگزیدند و اینک سازمان در تعجب این اتفاق ناگوار ناچارا و بالاجبار روبه تنها گزینه موجود نموده و با کلنجار رفتن با مواضع مشخص کمیساریای ملل متحد و طرح عناوینی همچون درخواست پناهندگی جمعی
مجاهدین از تاسیس تا پایان
بعد از رهبری رجوی در درون تشکیلات تغییر ایدئولوژیک دادند و بعد از مدتی فضای سیاسی کشور به سمت انقلاب رفت و این گروه با ایدئولوژیک التقاطی وارد صحنه سیاسی ایران شدند و چون در میان مردم و انقلاب برای خودشان جایی پیدا نکردند. در سال60 رسماٌ اعلام مبارزه مسلحانه کردند که رجوی سریع به ماهیت اصلی خود برگشتند یعنی مزدوری , وطن فروشی
فتح مبین یا پذیرش ذلت بار انحلال اشرف
اگر از شعر و شعارهای سالهای قبل مریم قجر و رهبری سازمان که خروج از اشرف را مرز سرخ ایدئولوژیک خود قرار داده و ادعا می کردند که اشرف، شرف و همه چیز ما می باشد و برای حفظ آن باید از همه چیز خودمان گذشت کنیم (که همین امر در طول دو سال گذشته باعث مرگ بیش از 50 نفر گشته است) بگذریم، امروز شاهد آن هستیم که رجوی در زیر فشارهای بین المللی و دولت عراق و پایداری خانواده ها در جلوی اشرف مجبور به عقب نشینی آشکار شده است