سانسور و حقیقت در فرقه رجوی!
در تشکیلات مافیایی فرقه رجوی اساسا چیزی که موضوعیت نداشت حقیقت بود چون این فرقه تماما بر اساس کلک و حقه بازی و نیرنگ بنا شده بود. خط کار رجوی همین بود که افراد هیچ گونه ارتباطی با دنیای خارج فرقه نداشته باشند و رجوی در محیط کنترل شده بهتر می توانست القائات خود را پیش ببرد
قربانیان فرقه ۳ و ۴ – کامران بیاتی و خدام گل محمدی
یکی دیگر از اعضا ناراضی و قربانی شده کامران بیاتی متولد ۱۳۴۲ می باشد. او در سال ۱۳۷۷ در سن ۳۵ سالگی و بدستور تشکیلات مافیایی رجوی بطرز مشکوکی کشته شد. گفته می شد که وی را مجبور نمودند با قرص سیانور خودکشی نماید.
خزان مرتضی بهشتی در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
خانم نرگس بهشتی سال ها تلاش کرد تا با دو برادر خود ملاقات کند و از هیچ کوششی برای رهایی آنان از اسارت فرقه رجوی دریغ نورزید؛ ولی سران فرقه بی رحم رجوی مانع ملاقات برادران بهشتی با خانواده شان شدند. فرقه رجوی با به کشتن دادن مرتضی بهشتی در 19 فروردین 1390، داغی بر دل این خانواده چشم انتظار گذاشت که رنج قربانی شدن مرتضی فقط با مجازات مسعود رجوی و عمالش، تسکین می یابد.
تنها ازدست باند رجوی میآید: ارتقاء تروریست ها به مقام کاوه اهنگر
این فرقه ی منحط وجزم اندیش درکنار سلطنت طلبان، برای فریب مردم، دلایل عقب ماندگی وانحطاط ایران را ندانسته ویا میدانند وبنفع خود نمی بینند که با نقد آن، چهره ی کریه استعمار را در بوجود آوردن آن افشاکنند که دراین صورت، خود نیز بعنوان کسانی که سازمان مجاهدین خلق را به زائده ی ناچیز استعمار تبدیل کرده اند، چیزی جزروسیاهی را نخواهند توانست به ملت ایران عرضه دارند!
یک خاطره از یک جدا شده
خلاصه در یکی از این نشستهایی که با مسعود داشتیم ایشان برگشت گفت: آقایانی که خیال جنگ با عراق را دارند بفهمند که اگر و اگر و اگر هم جنگی شد٬تصور نکنندکه ما لباس شخصی پوشیده و با کت و شلوار و کراوات و موهای آرایش شده به استقبال بورژوازی می رویم!
به زعم مریدان رجوی، خانواده ها باید مطیع محض انها باشند و یا مزدور!!
آقای کاظم صفایی که این روزها برای مقاله نویسی به پای اینترنت کشیده شده، خواسته است که با بکار بردن شیوه ی نامرضیه ی قیاس به مثل، مثلا رهبران و یا دراصل رهبر خود را از اتهاماتی که همواره ما خانواده ها بر آن وارد میسازیم، تبرئه نماید ویا اگر نشد، شریک جرمی برای او بتراشد!
حلب، صفحاتی از ننگ و جنایت! حمایت باندرجوی از یک جنایت جنگی آشکار
پیروزی مورد نظر گروه تروریستی مجاهدین همان اقدام هولناکی است که آقای استفان دی میستورا فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه می گوید حمله شورشیان در حلب به غیرنظامیان شهر او را”وحشتزده و شوکه” کرده است. وی گفت که حملات راکتی”بی امان و بدون تبعیض” باعث مرگ ده ها غیرنظامی در غرب حلب طی ۴۸ ساعت گذشته شده است.
چه آینده ای برای فرقه رجوی متصور است؟
رجوی که با رفتن به عراق و سوار کردن استراتژی اش روی جنگ ایران و عراق می خواست بقول خودش سرنگونی را محقق بکند ؛ اکنون با از دست دادن حمایتهای همه جانبه صدام حسین و خلع سلاح و از دست دادن پایگاه استراتژیکی اشرف و نهایتا هم با خروج خفت بار از عراق و رفتن به کمپ پناهندگی تیرانا عملا دیگر این تشکیلات به مرده متحرک تبدیل گشته است و نه تنها دیگر هیچ کارایی ندارد بلکه بی آیندگی و فروپاشی اش در چشم انداز بسیار نزدیکی قرار گرفته است
حمایت فرقه رجوی از سارقین، اراذل و اوباش، خفت گیران، قاچاقچیان و کلیه ی ناقضین امنیت و آرامش
نمونه هم صنفی فرقه رجوی با سارقین وافراد شرور تعرض و دزدی آن ها از بانکهای تخریب شده عراق در زمان حمله آمریکا به این کشور است که برخی اعضایشان را مامور تخلیه اموال و وجوه نقدی بانک ها کردند و مبالغ گزافی از این راه بدست آوردند به این دلیل است که این گونه جرائم در نزدشان کوچک و پیش پا افتاده است.
قربانیان فرقه (۱و۲) – نسرین احمدی (+ قتل هفت نفر از اعضا)
مهوش سپهری دستور داد نسرین احمدی را به محل نشست ما آوردند و با دیدن او مهوش و دیگر فرماندهان حاضر در جلسه سعی کردند به نوعی نسرین را از تصمیم خود منصرف سازند اما نسرین بسیار مصمم بود و از ابتدای شروع جلسه تا آخر که از ساعت یک بعد از ظهر شروع و تا ساعت هشت شب ادامه داشت همچنان در تصمیم خود پایدار ماند
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و چهار
مادر منصور فدایی گوهری می گوید:”فرزندم در جنگ اسیر شد و اکنون سال هاست که در اسارت فرقه تبهکار رجوی می باشد. به دفعات برای دیدار، ملاقات حضوری و رهایی منصور از تشکیلات مافیایی رجوی به عراق نا امن سفر کردیم ولیکن هر بار از ملاقات با منصور منع شدیم
این توصیه ها را به رهبر فعلی خود(مریم رجوی) بکنید!
نمونه های این دادخواهی، کی، کجا وچگونه انجام شده که ما بعنوان ساکنین داخل کشور که مسلما مشکلات را با رگ و پوست وسیستم عصبی خود بهتر درک میکنیم، شاهدش نیستیم؟!