توهمات مسئولین سازمان بعد از تسلیم شدن در برابر آمریکا

رجوی در زمستان 1381 و قبل از حمله آمریکا به عراق در نشستی عنوان داشت که ما همیشه حامی صاحب خانه یعنی صدام هستیم. ولی بعد از سرنگونی صدام، او را دیکتاتور نامید و در نهایت وقتی خبری برای رفتن به داخل کشور نشد، رجوی تسلیم را قبول کرد و بعد از آن خلع سلاح […]

رجوی در زمستان 1381 و قبل از حمله آمریکا به عراق در نشستی عنوان داشت که ما همیشه حامی صاحب خانه یعنی صدام هستیم. ولی بعد از سرنگونی صدام، او را دیکتاتور نامید و در نهایت وقتی خبری برای رفتن به داخل کشور نشد، رجوی تسلیم را قبول کرد و بعد از آن خلع سلاح توسط نیروهای آمریکایی را پذیرفت.

بعد از خلع سلاح مراحل مصاحبه با نیروهای وزارت خارجه آمریکا شروع شد. این مسئله برایم خیلی جای سئوال داشت که چرا رجوی باز علم ماندن در اشرف را بلند کرده است و نیروهای او در نشست ها ماندن در اشرف را نعره می کشند؟!

بعد از مصاحبه با وزارت خارجه آمریکا گزارشی برای مسئولین سازمان نوشتم، مبنی بر اینکه دیگر ماندن در اشرف به نفع سازمان نیست و باید عراق را ترک نموده و به مبارزه سیاسی رو بیاوریم و ارتش آزادیبخش شکست خورده است. این گزارشم اتمام حجتی بود تا نشان دهم ما در عراق شکست خوردیم و ماندن در اشرف هیچ سودی ندارد اما کو گوش شنوا؟!

بعد از چند روز مرا به نشستی بردند که در آن پروین صفایی بعنوان فرمانده محور و اسماعیل مرتضایی (جواد خراسان) حضور داشتند تا در مورد گزارشی که نوشتم صحبت کنند. من هر چقدر دلیل و برهان می آوردم و از گروههای مسلح آمریکای لاتین مثال آوردم که دیگر غرب تحمل هیچ گروه مسلحی را ندارد ولی متاسفانه آنان هم چنان حرفهای رجوی را بلغور می کردند و برایم از حمایت مردم عراق و اینکه فلان گروهبان آمریکایی در اشرف از ما حمایت کرده و این نمونه ها نشان می دهد آمریکا برای ما اهمیت قائل است و اراجیفی از این مدل، به من می گفتند. آنها می گفتند بعد از سرنگونی صدام ، غرب متوجه می شود باید حکومت ایران را سرنگون کند به همین خاطر بهترین نیرویی که قبلا مسلح بوده و توان مبارزه و جنگ را دارد ما هستیم و ما باید تا آن موقع خط موازی با غرب را پیش ببریم و از تضاد کار کردن با آنان خودداری کنیم و از حمایت های آنان استفاده کنیم.

این جملات برایم بسیار خنده دار بود و در ذهنم به آنان احسنت می گفتم که چه تحلیل مسخره ای ارائه می دهند که اگر قرار بود آمریکا شما را به کار بگیرد چرا خلع سلاح تان کرد ؟ و هزاران سئوال دیگر .

زمان گذشت و مسئولین سازمان با فریبکاری سعی نمودند افراد را به ماندن در اشرف مجبور کنند. حرفهایی که رجوی می گفت این بود که اشرف مرز سرخ است و ما تا حد مرگ باید در اشرف بمانیم و به همین راحتی اشرف را ترک نمی کنیم. البته روزهای بعد نشان داده شد که حرفهای رجوی یک مشت اراجیفی بود که برای نگهداشتن افراد در مناسبات استفاده می کرده است .

در نهایت شاهد بودیم که چگونه با خفت و خواری و به دستور آمریکا اشرف را تخلیه نموده و بعد از مدتی نیز به آلبانی فرستاده شدند تا دیگر رجوی و مسئولین خوش خیالش هوس رفتن به ایران به ذهن شان نزند . حال سئوالی که از آن دو مسئول رجوی که این قدر دم از رفتن به ایران و مسلح شدن توسط آمریکا می زدند دارم. آیا شما به خواسته و آرزوهای خود رسیدید ؟ آیا هنوز هم منتظر مسلح شدن از جانب آمریکا هستید ؟ تا کی می خواهید واقعیت ها را قبول کنید ؟ تا کی می خواهید در توهمات رجوی غرق شوید. شما از خودتان هیچ اراده ای ندارید.

این نمونه ای از توهمات بچه گانه ای بود که مسئولین سازمان به نیروها القا می کردند حال خودتان تا ته قضیه را بخوانید که چگونه رجوی و مسئولین وی با توهمات بچه گانه هنوز به دنبال مسلح شدن از جانب غرب هستند.

هادی شبانی