خانواده علی مدد صادقی: مشتاقانه برای دیدار تو لحظه شماری می کنیم
خانواده علی مدد صادقی ضمن ملاقات با اعضای انجمن نجات استان زنجان اعلام کردند که بی صبرانه برای دیدار علی مدد لحظه شماری می کنند و آرزو دارند تا به زودی شرایطی مهیا شود تا بتوانند ملاقاتی با وی داشته باشند. علی مدد صادقی بیش از سه دهه است که در مناسبات فرقه مجاهدین گرفتار […]
نامه ای از طاهره حسن کاویار به برادرش محسن در آلبانی
سلام به برادر عزیزم برادرم محسن، پدر در آن سال هایی که به دیدارت آمد قطعأ برایت گفته که درآن حوادث پیش آمده چه کسانی رفتند و خود پدر هم قریب به 5 سال است که ما را تنها گذاشته است. بعد از فوت پدر برادر بزرگمان حسن نیز از دنیا رفت. فقط مانده من […]
امیر اصلان جانم، سی و نهمین بهار زندگیت را بی تو جشن گرفتیم
مادر تنها کسی است که در این دنیا با وجود مشاهده تمام حالتهای فرزند، روح، جسم و بند بند وجودش را تقدیم او کرده و عاشقانه بوسه بارانش میکند. ثریا عبداللهی، یکی از این مادران عاشق است که برای وصال با فرزندش به معنای واقعی بند بند وجودش را تقدیم کرده است. شب یلدای امسال […]
نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی
حسن جان سلام، امیدوارم حالت خوب باشد. خیلی وقت است با ما تماسی نداشتی و من و خانواده ات نگران هستیم. وقتی با ما تماس می گرفتی ما خیلی خوشحال می شدیم به خصوص مادرمان. مدتی ست که قطع تماس داشتی و مادر می گوید چرا حسن تماس نمی گیرد. در شب یلدا دور هم […]
تبریک شب یلدا به علی قلیزاده از اعضای اسیر رجوی در آلبانی
برادر عزیزم نبودنت در شب یلدا غم بزرگی است که همیشه دلمان را تا عمق وجود می سوزاند. کاش پیش ما می بودی و کاش با بودنت شب یلدای ما پر از شادی میشد. کاش می بودی تا برای دورهمی که قرار است بگیریم دیگر غم نبودنت اینقدر اذیتمان نمی کرد. امشب ما دور هم […]
نامه خانواده نجفی به محمد جعفر اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین
محمد جعفر سلام امیدواریم حالت خوب باشد. خیلی وقت است از شما خبری نداریم و شما هم تماسی با ما بر قرار نمی کنی که از اوضاع و احوالت با خبر شویم. چرا با خانواده ات تماس نمی گیری. در این کمپی که شما را زندانی کردند چکار می کنی؟ چندین سال چه کاری را […]
نامه مهدی فاطمی به خواهرش اعظم فاطمی در کمپ آلبانی
اعظم سلام، این چندمین نامه ای است که برای شما می نویسم و شما تماسی با من نمی گیری. در کجای دنیا زندگی می کنی که امکان تماس با برادرت را نداری؟! فردی که در دورافتاده ترین روستا در ایران زندگی می کند امکان تماس با همه را دارد. کم و بیش خبرها را می […]
حمید رضا، پدر چشم به راهت است
حمید رضا سلام احوالت چطور است؟ خانواده شما مستمر برای شما نامه ارسال می کنند، بلکه به فکر بیفتی و خودت را نجات دهی. حمید رضا فکری به حال خودت بکن، تمام خانواده منتظر آمدنت هستند. پدرمان خیلی نگران شماست و مدام عکست را نگاه می کند و می گوید حمید رضا کی بر می […]
نامه ذبیح الله کاربخش به برادرش حشمت الله اسیر در کمپ فرقه رجوی
حشمت الله برادر عزیزم سلام حشمت جان برادر خوبم امیدوارم که در صحت و سلامت کامل باشی. راستش قبلا چندین بار برایت نامه نوشتم اما نمی دانم بدستت رسیده یا نه! من در آن نامه ها از دلتنگی های خانواده و بخصوص مادرمان برایت نوشته بودم. متاسفانه هیچوقت جوابی از تو بدست ما نرسید. چند […]
نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در آلبانی
سلام دخترم، حالت چطور است؟ نمی دانم در وضعیت کرونایی در محلی که زندگی می کنی خوب هستی یا خیر . چرا تماسی با من و مادرت نمی گیری؟ پدر و مادرت را فراموش کردی یا به شما اجازه نمی دهند . نمی دانم از کجا شروع کنم . چند روز پیش تلویزیون مربوط به […]
نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی در آلبانی
مصطفی جان سلام ، امیدوارم که حالت خوب باشد. چندین نامه برای شما نوشته ام ولی هیچ جوابی به من نداده اید و تماسی هم با من نگرفتید. نمی دانم اوضاع جسمی شما در چه وضعیتی است. از یکی از دوستانت که قبلا با شما بود شنیدم که شماره عینکت بالا رفته و سیگار هم […]
نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ فرقه رجوی در آلبانی
فرزین جان سلام ، امیدوارم که حالت خوب باشد. وقتی مادرمان از دنیا رفت من منتظر شما بودم، انتظار داشتم تماسی با من بگیری ولی متاسفانه این کار را انجام ندادی . تا آنجایی که من خبر دارم دست شما به لحاظ دسترسی به فضای مجازی بازتر است تا ما بقی نفراتی که در کمپ […]