قربانیان عروسی
کار سازمان در راستای جراحی بزرگ که از ابتدا با عقد و عروسی مریم و مسعود، در ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۴ آغاز شده و اگر سازمان حربه های مختلف سیاسی و ایدئولوژیک و نظامی و زندان و تصفیه و غیره، را به کار نمی برد، چه بسا موج انتقادات و نارضایتی از درون و بیرون، طومار سازمان و رهبرانش را در هم می پیچید. اما کار به همین جا و همین تاریخ ختم نشد و سازمان جهت محکم کاری، خط و خطوط سابق را کماکان ادامه داد.
رجوی های تروریست وحمایت بی شرمانه از گروه جنایتکار داعش درعراق
باید به رجوی ها، مریم ومسعود رجوی گفت: زهی بی شرمی ازچنین حمایتی ازگروه آدمکش وکین توزوجنایتکاری که طی این سالها که پرونده ای از کشتارانبوه مردم عراق درانفجارات خیابانها وعملیات انتحاری داشته است. شما به دروغ درسایتها وپیام های خود برای دشمنی با دولت عراق ومالکی برای کشتارمردم عراق اشک تمساح می ریختید. حال باید پاسخ دهید با کشتار واعدام های جمعی وسربریدن ها در ملاء عام وخونریزی های فراوان گروه داعش چه جوابی دارید؟!
سی خرداد و پیامدهای آن برای رجوی ها
سی خرداد رجوی را ابتدا به فرانسه و نزدیکی با احزاب دست راستی اروپایی و بعد به عراق و همدستی با حزب بعث و در نهایت او را به متحد استراتژیکی صدام تبدیل می کند، مجاهدین را همدوش با نیروهای صدام علیه مردم ایران وارد جنگ می کند. سی خرداد بیشترین هزینه را بر مردم ایران تحمیل کرده است.
هشدار به سوء استفاده فرقه رجوی از ویلپنت پاریس
به خاطر لاپوشانی تحلیهای همیشه غلط رهبری فرقه ؛ گروه تروریستی و جنایت کار داعش را انقلابیون!!! می خوانند و وانمود می کنند که دولت آقای مالکی وادار به سکوت شده است در مقابل انقلابیون داعش و اینگونه جنگ روانی بین اعضاء گرفتار راه می اندازند.
ابراز شادمانی رجوی و ایادی اش از آشوب های عراق
در حالی که جهانیان از تهاجم گروه تروریستی داعش به مردم استان نینوا ونقاط دیگر ابراز نگرانی می کنند و برای پایان یافتن این آشوب و بلوا دعا می کنند اما تنها یک گروه بدنام است که در سایت های خود با ابراز شادمانی خبر تصرف شهر موصل را منتشر می کند و تروریست های وحشی را که کمترین کارشان سربریدن نظامیان و اعدام مردم بیگناه بوده است را انقلابیون عراق می خواند.
نامه سرگشاده به نوری المالکی (مجاهدین بدنبال قتل عام گروگانها در لیبرتی)
با شناخت و تجربه ای که از این گونه اقدامات مجاهدین وجود دارد قطع و یقین این است که در صورت شدت یافتن این بحران یا ظهور هرگونه تشنج دیگری درعراق، مجاهدین همچنان نقش تحریک کنندگی و حمایت از تروریست ها را بر عهده داشته باشند واین روندی هست که تا بهتر شدن اوضاع عراق باید کنترل شود وبهترین راه انتقال این اقراد به خارج از عراق هست که با این برنامه هم جان تعدادی قربانی در کمپ لیبرتی نجات پیدا میکند وهم تحرکات مسموم متوقف میشود.
حمایت گروه تروریستی مجاهدین از برادران خونی خود (داعش)
حمایت این گروه و رد گم کنی در اعلام اسم این گروه ومدعی شدن اینکه عشایر ومردم موصل را تصرف کرده اند از حماقت واحمق بودن این گروه خبر میدهد, موصل به دست تروریستهای داعش تصرف شده همان داعشی که مشخصا بخشی از آموزشهای نظامی خود را از همین مجاهدین به ارث برده همان داعشی که در حال برنامه ریزی برای کشتار دیگری در لیبرتی البته مخالفان تشکیلاتی در لیبرتی هست.
علت خوشحالی مسئولین فرقه رجوی از درگیری های عراق چیست؟
آنها بدنبال چند هدف در دستگاه فکری خود هستند. اول اینکه شاید که دامنه درگیری ها به بغداد و محل استقرار نیروهای آنها هم برسد و تعدادی دیگر از نیروهای آنها که فعلا در لیبرتی هستند در این درگیر ها کشته شوند و این کشته شدن خودش کلی منفعت دارد اول این که هرچه کمتر بشوند خیال رجوی راحتتر است دوم اینکه دوباره تا چند ماهی خوراک تبلیغی برای خود دست و پا میکنند
شباهت های ساختاری و محتوایی بوکو حرام با سازمان مجاهدین خلق
هر دو گروه خود را قیم جامعه و موظف به رهبری آن می دانند. و همچنین اعتقاد دارند گروه رهبری کننده و به قولی پیشرو در نهایت پایه گذار حکومت متقین و اداره جامعه خواهد بود. تحقق این آرمان نیز جز با استفاده از خشونت امکان پذیر نیست. گروه بوکوحرام هر چند در مقایسه با مجاهدین تاریخچه کوتاهی دارد، اما کمیت و کیفیت عملیات مسلحانه و قربانیانی که تا کنون و بخصوص از شهروندان عادی گرفته گواه شباهت های ماهوی این دو گروه است.
امید واهی مجاهدین به تحولات عراق: سی و سه سال ترور، مزدوری و خیانت، آخر هم هیچ
هر چند رجوی ها عادت دارند به امیدهای محال دل ببندند اما بازگشت عراق به گذشته محال است. حتی اگر قدرت نوری المالکی در عراق محدود شود چیزی به نفع فرقه مجاهدین تغییر نخواهد کرد. فرقه تروریستی مجاهدین خلق همان است که بود. این فرقه در نهایت همان فرقه تروریستی مزدوری است که قبلا بوده با همان مشی تروریستی و مزدوری.
۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ از دید آقای ایرج صالحی – جدا شده از فرقه رجوی
همانطور که گفتم رجوی تصور می کرد با شروع جنگ مسلحانه و کشتار مقامات و مسئولین نظام که وی از آن با عنوان « مرحله بی آینده کردن نظام » یاد می کرد، در عرض چند ماه جمهوری اسلامی را سرنگون و خود به قدرت خواهد رسید. اما او یک چیز را ندید و هنوز هم نمی بیند. اشتباه محاسبه ای که در همه جا با اوست
زمینه سازی کشتار ساکنین کمپ لیبرتی در عراق با بی مسئولیتی رهبری مجاهدین خلق
در حالی که حدود سه هزار نیروی مجاهدین در کمپ لیبرتی به قول رهبری مجاهدین”زندانی” شده اند، در حالی که این نیروها در محوطه ای بسیار کوچک، بطور متراکم اسکان داده شده اند، در حالی که این نیروها غیر مسلح بوده و امکان دفاع از خود را ندارند، در حالی که در دو سال گذشته این کمپ چندین بار هدف حمله آتشباری قرار گرفته و دهها نفر کشته و ۱۳۵۰ نفر در تهاجم به قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی زخمی شده اند، آیا تبلیغات این چنینی سازمان مجاهدین تحریک کننده نبوده