در فرقه رجوی، خودسوزی عملی مقدس و در راه خدا میباشد
واقعیت اینست که هر عمل حرامی مانند خودسوزی در فرقه رجوی میتواند کلاه شرعی ایدئولوژیکی به سر گذارد و جزیی از مقدسترین اعمال شود که نصیب هرکسی هم نمیشود! بخوبی بیاد دارم من که در آن زمان در قرارگاه اشرف بودم از سوی مسئولین سازمان دستور تشکیلاتی گرفتیم که بایستی همه اعضاء گزارشی بنویسند و در آن درخواست خودسوزی بدهند
ما به این خاطر می گوییم گروگان فرقه رجوی بودیم – قسمت دوم
رجوی از سیه دلی، آنان را غیر قانونی وارد عراق می کرد تا در صورت تعارض به آنها بفهماند که در صورت اراده کردن برای برگشت و خروج از عراق با زندان 8 ساله آنهم در ابو غریب به سبب ورود غیرقانونی به عراق مواجهند.قربانی بعد از ورود به اشرف متوجه میشد که در آنجا نه از تماس تلفنی و یا رد و بدل نامه با خانواده ودوستان خبری هست و نه از زندگی نرمال که موقع فریب به او وعده شده بود.
انقلاب درونی مجاهدین درچند جمله – قسمت ششم
بعد از مدتی که این نشستها براه افتاد هرکس که فاکتهای فردیتش را در نشستها میخواند جمع حاضر را در نشست برعلیه آن فردی که فاکتهایش را خوانده است میشوراندند و تحت شدیدترین توهین ها و فحش و ناسزا قرار میدادند. و آن فرد را در شرایطی قرار میدادند که مجبور شود به خودش فحش بدهد
اعتراف رجوی ها به گرفتن تعهد و دست نوشته های اجباری از اعضای اسیر
جداشدگان از فرقه بارها و بارها افشا نمودند که رجوی ها همیشه به زور و یا با مغزشویی از اعضا فرقه دست نوشته یا تعهد می گیرند تا این گونه وانمود کنند که اعضای در این فرقه مختارند. رجوی ها که معلوم است از جدا شدن آقای عیسی آزاده به شدت سوخته اند، بعد از یکسال که تلاش نمودند تا بر فرارهای مستمر از فرقه، با سکوت سرپوش بگذارند، به خیال خودشان دست به افشاگری بر علیه آقای آزاده زده!! و تلاش کردند تا او را مزدور ایران بخوانند!!
مسعود رجوی را بیشتر بشناسیم – قسمت دوم
این عجز ودرماندگی و تهدید این تروریست البته از سر ضعف ودشمنی با مردم ایران بود که در انتخابات ها او وگروهک اورا تحویل نگرفته وعددی محسوب ننمودند _ مسعود رجوی دیوانه تشنه قدرتی بود که مصصم شده بود تابن واستخوان به ایران وایرانی خیانت کند وچنین شد که بعد از مدتی ازایران به فرانسه واز انجا به اغوش ارباب خود صدام (دشمن شماره یک ایران) پناه برد
آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها – قسمت های اول، دوم و سوم
بسیار از افرادی بودند که از بستگانشان برای دیدار و اقامت کوتاه دعوت می نمودند و در موارد بسیاری که خانواده از شرایط تشکیلات و اقامت در کمپ اطلاع نداشت به عشق دیدار خواهر و برادر عازم عراق شده و در دام تشکیلات اسیر می شدند.ده ها نمونه مشخص از دهه ۷۰ به بعد در کمپ و تشکیلات وجود داشت که ابتدا با دعوت خانواده و بستگان خود و صرفاً برای یک دوره کوتاه مدت و دیدار دعوت شده بودند ولی در نهایت مجبور به ماندن در کمپ اشرف و اسارت در این فرقه گردیدند.
در فرهنگ رجوی افراد بعد از مرگ نام و نشان دار می شوند؟!
در واقع در تشکیلات همیشه یکسری مسائل حل نشده هست که گردن آدم های بد بخت می افتد و دستگاه رجوی همواره تمامی خرابی ها و نقص هایش را به گردن افراد بیچاره سازمان می اندازد که این شیوه برخورد منحصر به خود رجوی است؟! یادم هست در بحث های درونی سازمان به افراد می گفتند تا الان که مسعود اینجاست و نتوانسته به تهران برود به دلیل اعمال نکرده شماست؟! در این حال بود که افراد همواره مقصر شناخته می شدند.
فرقه رجوی در رأس فرقه های سری – قسمت دوم
همۀ ما نیروها باید یک تن واحد یا کوبل داشته باشیم و انتخاب آن در دست مسئولین فرقه بود و فرد هیچ اختیاری در انتخاب آن نداشت به یاد دارم در قرارگاه 15 که بودم شخصی را به نام جواد که اختلاف سنی زیادی با هم داشتیم برایم به عنوان تن واحد انتخاب کردند و همچون فیلم جمجمه ساخته هالیوود تولید2011 که برای افراد جفت معنوی تعیین می شد برای ما هم صورت می گرفت البته جفت معنوی، تن واحد یا کوبل، اسم شیک همان” به پا” ست که در دستور العمل تشکیلات فرقه بود
ادامه فریبکاری ها و دسیسه های رجوی
رجوی برای ظاهرا ارتقای روحیه و البته مشغول نگاه داشتن نفراتش در لیبرتی دستور داده است تا آنان به نوبت به صورت پراکنده در سنگر بخوابند که این امر موجب نارضایتی و اعتراض بسیاری شده است. او در نشست خود بیان داشته که میداند افراد با این کار سرما میخورند و سختی میکشند ولی تحمل این سختی ها به دنبالش پیروزی های الانبار و رمادی و فلوجه و سوریه و ترکیه را دارد و همه جنبش های جهان از وی و فرقه اش الگوبرداری کرده اند.
یاسر عزتی: وصیتنامه دروغین از مادرم جعل کردند تا دست به اسلحه ببرم
در سال ۷۶ وصیت نامه دروغینی از مادرم که در عملیات مرصاد جان خود را از دست داده بود به من دادند که در آن نوشته شده بود «تو باید اسلحه بدست بگیری و راه من را ادامه بدهی» من هم تحت تأثیر آن قرار گرفتم. پس از آن ما را به فرانسه و محل اقامت مریم رجوی فرستادند که در آنجا بحث های مفصلی در جهت اهداف سازمان آغاز شد. عمده افراد حاضر در آنجا هم از کادرهای قدیمی سازمان مجاهدین بودند.
افشای شیوههای کثیف مجاهدین برای جذب نیرو
مادر فریدون ندایی افزود: گویا پسرم مدتی را نیز در اختیار نیروهای عراقی بوده و در این مدت به شدت شکنجه شده که همین موضوع سبب افسردگی شدید وی شده است. وی سپس به اشرف بازگردانده میشود و من پس از این هیچ خبری از فریدون ندارم. تنها اخبار من مربوط به جداشدگان از سازمان است که اطلاعاتی از زنده بودن وی به من دادهاند.
در اسارت تابوهای فرقه ای – قسمت اول
در مناسبات فرقه چنین جا انداخته بود که هرکسی که بخواهد جدابشود بخاطر مسائل جنسی است و فرد را بدین ترتیب در اسارت نگه میداشتند و فرد بخاط ترس از این اتهام، قدرت رهائی از او گرفته میشد. خروج نیرو از مناسبات فرقه نیز مانند پیوستن آنها به رژیم معنی میشد و برای فرد بصورت تابوئی غیرقابل حل در می آمد. ترس از اینکه اگر جداشوم بمن می گویند که به رژیم پیوسته ام و مرا جاسوس جمهوری اسلامی خطاب کنند، بعنوان تابوئی مرا از حرکت بازمیداشت.