دیدار صمیمی ۷ نفر از اعضای جدا شده فرقه مجاهدین ساکن اروپا ـ قسمت اول
قابل ذکر است که بدانیم پس از قطع ارتباط با مناسبات فرقه (بتناسب مدت زمانی که فرد در اسارت جسمی و ذهنی بسر برده است) دوران گذار از شرایط بحرانی برای ترمیم آسیب های روحی به شرایط نرمال آغاز می گردد. مددکاران تجربی (جداشدگان از فرقه رجوی) در این مورد می توانند در پروسه ترمیم آسیب های وارده و بازگشت به هویت فردی، نقش بسیار مهمی را ایفا نمایند.
نگاهی گذرا به ۱۷ ژوئن تا ۳ ژوئیه
این فرقه سکت همان کرد که درجریان هستید که در اثر ایجاد جو شانتاژ و مغزشویی توانست شماری را در اروپا به عمل قبیح خودسوزی وادار کند و جان دو نفر را بگیرد نکند که به خواهرمریم در زندان! فرانسه بد بگذرد.همزمان دراشرف هم یادمان دادند که مطلق سوال نکنیم که کی و چگونه خواهر مریم با چهارصد نفر به فرانسه گریختند ببخشید عزیمت کردند!! فقط شرم کنید که نتوانستیم خواهر مریم و برادر را به تهران برسانید و اینکه چرا هواداران خارج کشورغیرت به خرج دادند و زودی خودسوزی کردند
منطقه ممنوعه
در قرارگاه اشرف که آدمها همه همدیگر را مثل یک خانواده می دانستند, ظاهر امر این بود ولی در همین محوطه نقاطی بود که برای آدمهای آنجا نقطه ممنوع به حساب می آمد و نفرات خاصی مجاز به رفت و آمد به آنجا بودند. مناطقی بود با دیوارهای بلند و خاکریزهای چند متری که ماشین های گشت اطراف ان می چرخیدند و این شده بود تناقض افراد و کسی نمی دانست پشت این دیوارها چه می گذرد که اینگونه محافظت می شود البته این فقط تنها جائی نبود که ممنوع بود از نظر تشکیلات دیدار افراد با یکدیگر ممنوع بود
کنترل اعضای انتقالی به کشور آلبانی توسط فرقه رجوی
منابع آگاه در بغداد و آلبانی خبر دادند که از سی نفر انتقال یافتگان جدید به آلبانی پنج نفر زن هستند و رهبری سازمان مجاهدین در کمپ لیبرتی برخی افراد خاص و نزدیک خود را هم قاطی بیماران کرده و به آلبانی می فرستد تا به کنترل افراد جداشده و مخالف بپردازند. در همین رابطه سازمان مجاهدین دو نفر از سرکردگان خود در فرانسه را که مستقیما تحت نظر رهبری فرقه مجاهدین در قلعه اوورسوراواز فرانسه هدایت می شوند و به آلبانی فرستاده تا در آنجا هم سرکوب و اعمال کنترل تشکیلاتی را علیه افراد به کارببندند
تیمورلنگ های دست آموز مجاهدین در کمین
مهاجمان افراط گرا غالباً اعضای گروه هایی با مهارت بسیار بالا برای شستشوی مغزی هستند. این گروه ها اعضا را چنان استثمار می کنند که فرد به اختیار خود به افراد دیگر و حتی هم گروه های خود آسیب برساند و یا آن ها را به قتل برساند. این گروه ها که در دسته ی فرقه ها می گنجند، مشهور به فرقه های”مخرب” یا”زیان آور” هستند. نکته ی مهم درباره ی فرقه ها ی مخرب این است که آسیب های آن ها تنها جسمی نیست، این آسیب ها می تواند روانی هم باشد که غالباً از دید عموم پنهان می ماند.
نگاهی به وضعیت ساکنان اردوگاه لیبرتی
یچ پیشرفتی از جانب ملل متحد یا دولت عراق یا هر نهاد دیگری حاصل نخواهد شد مگر آن که خانواده های این قربانیان به صورت فعال به عنوان پارامتر اصلی وارد هر راه حل ممکن گردند. همچنین قربانیان فرقه باید از زیر سلطه و کنترل فرقه ای مسعود رجوی خارج شوند و در شرایطی قرار گیرند که بتوانند آزادانه و مختارانه تصمیم بگیرند. این راه حل در گزارش RANDهم به تفصیل بیان شده است. این گزارش صراحتا اعلام می دارد که تنها جدا کردن رهبری از بدنه می تواند راه حل معمای سیاسی مجاهدین خلق در عراق باشد
زنان، دربند استثمار مضاعف فرقه رجوی
بعداز پیروزی انقلاب و شروع دوباره فعالیتهای سیاسی این روند ادامه پیدا کرد.رهبران سازمان به منظور جذب زنان شروع به تبلیغات گسترده ای حول اعضای زن کشته شده سازمان نمود. با چاپ پوستر و کتاب و بیان خاطرات و نقش حماسه های مقاومت در زندانهای شاه تلاش کرد زمینه را برای جذب زنان و بخصوص قشرجوان فراهم آورد. و در این را تا آنجا پیش رفت که حتی زنانی که در جریان تغییر ایدئولوژی سازمان مارکسیست شده بودند را مجاهد جا زد.
تشکل مذهبی دراویش یا فرقه سیاسی و خشونت گرا
چه شده که جان این دو اینقدر برایتان مهم شده که در رابطه با آن پیام میدهید!؟ در جنگ هشت ساله یکی از بانیان و مسببین کشتار سربازان ایرانی در همکاری و گرا دادنها و مختصات دادنها به ارتش عراق بودید آنها ایرانی نبودند؟؟ یا برای رسیدن به قدرت در ایران که در رویایتان بود باید ایرانیها را هم سر میبریدید!؟ حال از آنسوی جهان و در ناز و نعمت بفکر زندانیان در اعتصاب غذا هستید؟
فرقه های ایرانی در هزاره سوم
از همان روزهای اول بهار می بینیم که رسانه های خبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بی وقفه و پی در پی خبرهایی در مورد دراویش گنابادی انتشار می دهند و روی آن مانور تبلیغی می کنند. یکروز مریم رجوی پیام می دهد و یکروز دیگر شورای ملی مقاومت و روز بعد دیگر سران فرقه و دست اندرکاران سایتها و آیدیهای فیسبوکی آنان مشغول بکار می شوند. بنا به تجارب چند دهه اخیر به جرأت می توان گفت که سران فرقه مجاهدین جز به تخریب دیگر گروهها و جریانات نپرداخته اند و به هیچوجه نمی توان نمونه ای یافت که این فرقه بی چشمداشت از آن حمایت نموده باشد
بررسی ساختار و کارکردهای فرقه مجاهدین از دید اندیشمندان اروپایی – قسمت ششم
آقای رجوی یک تصویر خوب از خود داشته و میخواهد این تصویر خیالی از خود را در آینه جامعه نیز ببیند، او حتماً یک شخصیت کاریزماتیک برای اطرافیانش بوده که این افراد، بیماری روانی وی را به ساده گی درک نمیکنند.من فکر میکنم که تا به حال کسی به طور عمیق و جدی به بیماری روانی آقای رجوی نپرداخته و تحقیق نکرده است. حداقل آنچه که افکار عمومی میداند این است که شخصیت روانی او مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار نگرفته است
انقلاب طلاق یا مغز شویی تشکیلاتی
نکته قابل توجه از توجیهات رجوی در رابطه انقلاب طلاق اجباری در این نشست این بود که می گفت با کوله باری از تجربه تشکیلاتی و فداکاری وارد علمیات فروغ شدیم وقتی پای تنگه رسیدیم یک دفعه خدا یقه ام را گرفت و گفت کجا، برگردد و باید سازمانت را بتکانی و خانه تکانی کنی و همه حایل ها را کنار بزنی که این حایل زن و شوهر است و تا این حائل را کنار نزنید از سرنگونی خبری نیست.
هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت
آقای رجوی هیچ اطلاعی نداشتند که در دوران چک امنیتی در عراق و در اشرف افراد سازمان زیر شکنجه و بدترین اهانت ها (و به قولی خواهران شورای رهبری تا فحش خواهر و مادر به افراد می دادند) بوده اند و الا حتما دستور توقف شکنجه را می دادند و اثبات این فرمایش را نیز باید از زبان خود مسعود نقل کنم که گفتند:”همه ی مجاهدین در زندان ها اعدام شده اند و شما که سر و مر و گنده اینجا هستید حتما ریگی به کفش دارید و باید جواب پس بدهید.”