اینجا اشرف است، غروبکده آرمان هزاران انسان آزادیخواه
در آنسوی اشرف انسانیت را نابود کرده اند در کمال شقاوت و بی رحمی. فرزندان را وادار می سازند تا به والدین اهانت نمایند و والدین را مجبور می سازند تا عطوفت مادری و محبت پدری را زیر پا نهند و نمایشی از زشتی ها را خلق نمایند بدین شکل نیت پلید رهبر سفاک را عریان نمایند.
تدبیر در سیاست
بنی صدر به همراه رهبر سازمان تروریستی مجاهدین به فرانسه فرار کرد. رهبری که پس از بروز اختلاف نظر بین سازمانش و حکومت وقت دست به اسلحه برد. پایتخت ایران را تبدیل به تگزاس و فیلم های وسترن کرد. او فکر کرد که هر کسی زودتر هفت تیر بکشد پیروز است. تدبیرش در اسلحه اش خلاصه شده بود. سیاستش سیاست روز نبود. به حمایت مردمی معتقد نبود. هوادارانش احساسی و بدور ازمنطق عمل میکردند. نتیجه اش این شد که خودش مخفی شد. نهایتا هواداران و میلیشیا را به حال خود رها و به دیار فرانسه فرار کرد. مسعود رجوی هنوز هم فراری است. اکنون نه تنها از دید مردم فراری است بلکه از نظر هوادارانش هم غایب است. اما یک سنت را از خود باقی گذاشته است. سنت خشونت
گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت چهارم
آخر کجای این سازمان انقلابی و مردمی است تعدادی آدم عقده ای در سازمان مجاهدین جمع شدند و با سرنوشت بچه های مردم بازی می کنند و از ین طریق عقده های خودشان را خالی می کنند و برای کسب قدرت به هر روش غیر دموکراتیک و غیر اخلاقی متوسل می شوند.
دبیرکل کانون هابیلیان در جمع اساتید دانشگاه های مشهد
می خواستند درانقلاب سهمی برای خود دست و پا کنند، بنابراین با شروع مخالفت های مردمی با آنها، شروع به ترور و ایجاد ارعاب در بین مردم کردند. منافقین از همان ابتدا با آگاهی از نوپا بودن انقلاب و فعال نبودن نهادهای نظامی مانند ارتش و سپاه و با علم به این که مسولین نظام در تدارک رتق و فتق امور انقلاب و سازماندهی بعد از انقلاب هستند،
مبنا و محتوای راه حل سوم خانم رجوی یعنی حمله نظامی آمریکا به ایران
در ابتدای گفتگو شنونده ای در خصوص عضویت شاهسوندی به سازمان از منظر عقل و دل سوالاتی مطرح نمود. شاهسوندی با تاکید بر تبعیت غیر عقلانی خود از سازمان و رجوی بر این مهم تاکید کرد که عموم آدم های آرمانگرا نه از راه خرد و عقل که از راه عشق به حوزه مبارزات اجتماعی وارد می شوند. وی با تصریح تقابل عقلانیت با عشق و اشاره به نمونه هایی در عرفان در تقابل این دو پدیده تصریح کرد:
متحد خبیث نومحافظه کاران
مجاهدین خلق ایران سابقه ای طولانی از حرکاتی تروریستی دارد. آن ها که فعالیت خود را در ایران آغاز کردند، نخستین حرکات تروریستی شان علیه حاکمان سیاسی ایران، کارمندان حکومتی، عموم مردم ایران، افسران نظامی امریکا و کرامندان شرکت بین المللی راکول، بود. در 1981،سران دولت ایران توانستند مسعود رجوی و مجاهدین را از کشور بیرون برانند. متأسفانه فرانسه آن ها را پذیرفت و از مجاهدین حمایت کرد. بعدها، یکی از حکومت های فرانسه موقتاً مجاهدین را از فرانسه اخراج کرد.
اخراج از فرانسه، تاسیس ارتش آزادی بخش در عراق و جدایی
شاهسوندی در آخرین بخش اظهارات خود پروسه جدایی اش از سازمان مجاهدین را مورد بازخوانی و تصریح کرد این امر در مقاطع مختلف و با مشاهده عملکرد سازمان در سرفصل های مختلف شکل گرفت و تشدید شد، اما بطور مشخص پس از وقوع انقلاب ایدئولوژیک و تماشای فیلم محاکمه علی زرکش مادی و عینی شد.
مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت هفتم
دوستانی که بخاطر محکومبت های کوتاه مدت زود تر از دیگران از زندان آزاد شده بودند فعالیت خود را در این زمینه آغاز کردند. دونفر از مؤثر ترین این افراد سپاسی آشتیانی و عباس آقا زمانی بودند. با ازاد شدن تدریجی بچه ها تعداد افراد بیرون زیاد و زیادتر می شد در این رابطه یک جلسه عمومی در منزل جواد و اجمد منصوری بر گزار شد
مصاحبه سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران – قسمت اول
این درست مصادف با زمانی است که معاون مسعود رجوی، علی زرکش، هم کمی پیش از من به اتهام خیانت محاکمه و محکوم به اعدام شده ولی با یک درجه تخفیف توسط مسعود رجوی بصورت زندانی نگهداری میشد. اطلاع یافتن من از این ماجرا آتش اعتراض من را شعله ور تر ساخت و من را جری تر کرد بر اینکه نظراتم را تند تر و حادتر بیان کنم چون علی رغم اختلافات شخصی که با مرحوم زرکش داشتم ولی حق را به او میدادم.
گفتوگو با نشریه چشمانداز ایران بخش اول 2
در آن ایام تصویر عمومی از مجاهدین تصویری درمجموع مثبت بود. خاطرههایی که مردم از شهدای مجاهدین، از محمد حنیفنژاد، سعید محسن، علیاصغر بدیعزادگان و بخصوص خانواده رضاییها و بعد هم مجید شریفواقفی و مجموعه اینها داشتند مثلثی را در ذهنها تداعی میکرد؛
مصاحبه سعید شاهسوندی با نشریه چشم انداز – قسمت سوم
مسئله این بود که نه حاکمیت جمهوریاسلامی حکومت علی(ع) بود و نه مجاهدین خوارج صدر اسلام. به فرض هم که مجاهدین خوارج صدر اسلام بودند، خود علی(ع) در وصیتنامهاش میگوید”فرزند زمان خود باشید” مطمئناً اگر علی(ع) در زمان ما زندگی میکرد برخورد او با خوارج این زمان به گونهای دیگر بود.
گفتوگو با نشریه چشمانداز ایران – بخش اول
آذرماه 1361 درکردستان اولین نظرات انتقادی در من جوانه زد. جوهر این اعتراضات فقدان روابط دموکراتیک بود و باعث شد که من کردستان را ترک کنم. پس از توقفی طولانی در ترکیه که هدف آن خستهکردن من جهت بازگشت به تشکیلات بود به فرانسه رفتم.