مصاحبه با خانم نسرین ابراهیمی عضو سابق مجاهدین خلق ـ قسمت دوم
در اشرف همه می دانیم که یک بحثی وجود داشت که زنان همگی درحریم رجوی قرار دارند و به این دلیل کسی حق نگاه کردن و فکر کردن به این زنان را نداشت و یا همگی از مسعود گردنبندهایی را گرفتیم که معنی آن وصل به رهبری بود بعد هم پله به پله جلوتر که می رفتیم بحثهای جدیدتری می شنیدیم مثلا بعد از گرفتن این گردنبندها بحث چهار دیواری با ما شد و اینکه ما درحقیقت صاحبی داریم به نام مسعود رجوی
مصاحبه با خانم نسرین ابراهیمی عضو سابق مجاهدین خلق ـ قسمت اول
البته این شعار برابری زن و مرد هم واقعی نبود این بار همه مردها زیر دست زنان قرار گرفتند. توجیه سازمان این بود که تا حالا مردها همه کاره و مسئول بوده اند وحالا نمی شود زنها در کنار مردها قرار بگیرند و کار کنند چون مردان نمی توانند به زنان برابر با مردان نگاه کنند پس می بایست مردان مدتی زیر دست زنان کار کنند تا بتوانند برابری واقعی زن و مرد را بپذیرند!
ناگفته های عبدالحمید رئوفیان از فرقه رجوی
آقای رئوفیان در مورد چگونگی سپری کردن اوقات در داخل فرقه رجوی چنین می گوید که در آنجا ما را مجبور کردند تا به آموزشهای نظامی از جمله آموزش دیده بانی در برجک و رانندگی تانک و نیز کالکاوی و ابزاری که فقط برای حمله های نظامی بدرد می خورد و نیز اموزش سلاحها و خمپاره ها و 106 م.م همچنین کارهای جاری مانند ساختن بنگال و غیره وادار می کردند بطوریکه در مدت شبانه روز آنچنان مشغول بودیم که حتی فرصت فکر کردن به خودمان را نیز نداشتیم.
نگاهی به اظهارات یکی از همسران رجوی، وزیر خیالی مجاهدین خلق
اعضای شورای رهبری پیشین مجاهدین که اخیرا از تشکیلات خارج شده اند افشاگریهای وسیعی علیه فساد و مناسبات کثیفی که رجوی در ارتباط با زنان شورای رهبری برقرار می کرد انجام دادند. رجوی تمامی اعضای زن شورای رهبری را که از شوهران خود در جریان انقلاب ایدئولوژیک طلاق گرفته بودند، به عقد و نکاح خود در آورد و با همه آنها بصورت تکی و حتی به صورت جمعی رابطه جنسی برقرار کرده است.
تأملی کوتاه بر ویژگی های فرقه مجاهدین
تمامی اعضای متأهل فرقه باید همسران خویش را طلاق دهند.وحتی اعضای مجرد هم باید سوگند طلاق دائمی یاد کنند و فکر ازدواج و تشکیل خانواده را از سر خود دور کرده و تمامی زندگی و همه توانایی های خویش را صرف پیشبرد خط و خطوط فرقه کنند.تنها کسی که در فرقه رجوی حق ازدواج دارد شخص مسعود رجوی است که مریم عضدانلو را به همسری برگزیده است. مسعود رجوی دارای یک حرامسرای شخصی مثل حرمسرای ناصرالدین شاه قاجار و یا معمر قذافی میباشد.
بهروز رحیمیان قربانی دیگر از فرقه رجوی
جا دارد که فرصت را مغتنم شمرده و هشدار بدهم که امثال بهروزها درکمپ لیبرتی کم نیستند واز دولت عراق و ازآقای مارتین کوبلر نماینده ویژه سازمان ملل میخواهم که بدون توجه به محدودیت اعمال شده ازجانب تشکیلات مافیایی رجوی با تمام توش و توان این افراد مریض ومعلول را به حکم انسانی وحس حقوق بشری حمایت جدی بکنند واگرشده بطوراضطراری به بیمارستانهای بغداد و حتی شده به خارج کشورانتقال و مورد مداوا قرار بگیرند تا مانع از سوء استفاده رجوی از وجود و یا عدم وجود آن نگون بختها بشود.
اسیران فرقه رجوی، مردگان تاریخ
یک روز وقتی هنوز در فرقه ی رجوی بودم آژیر قرمز به صدا در آمد و همه طبق سیاق ثابت می بایستی میرفتند داخل سنگر های از قبل آماده شده. وقتی ما به کنار سنگرها رسیدیم تعدادی اندک به داخل سنگرها پریدیم اما اغلب کنار سنگر متوقف شدند. از برخی از آنها سوال کردم که چرا به داخل سنگر نمی آیند گفتند چون مسئول مستقیم ما نگفته نمی شود بدون اجازه به سنگر برویم نقض ضابطه است!!
فرقه رجوی و نقض حقوق مسئله داران یا ناراضیان
گرفتن نامه از مسئله داران و یا نوشتن نامه ی جعلی از سوی آنها برای خانواده و ارسال به ایران بطوریکه به آدرس سیستم های امنیتی ایران برسد و در آن نامه طوری طراحی شده بود که خانواده ی مسئله دار هم خطرافتد تا مسئله دار جرات برگشت به داخل خانواده اش را نداشته باشد.اینها تنها گوشه ای از شکنجه و نقض حقوق ناراضیان و مسئله داران در سازمان پر افتخار رجوی ها بود در قسمت های بعدی به بخش های دیگری از سوابق و کارنامه ی سیاه و پیچیده ی فرقه خواهیم پرداخت.
زن بارگی رجوی چه ربطی به آلخو ویدال کوادراس دارد؟
هر چه بیشتر می رویم و به مردم اطراف خود نگاه می کنیم بیشتر می بینیم چه بر سرمان آمده است. نگاه کنید بینید اینهمه آدم در لیبرتی با این شرایط و امکانات محدود زندگی می کنند اما افسارشان دست رجوی است به آنها نه تنها اجازه ملاقات با خانواده داده نمی شود بلکه باید به خانواده خود فحش هم بدهند! نه تنها از رادیو تلفن تلوزیون و اینترنت محرومند باید باز هم در این دنیای آزاد در غار زندگی کنن و بر صورت بورژوازی چنگ بزنند.! همین بورژوازی که رجوی خود در آغوشش خوابیده و ول کن آن نیست.
یادداشتهایی از دوران اسارتم در اسارتگاه اشرف – قسمت سوم
در یکی ازاین گزارشها آورده بود که نفرات با بدنسازی ارزشهای جامعه عادی را به فرقه آورده اند. لمپنیسم را برای ما آورده اند. یعنی بازو کلفت میکنند وآنرا به رخ همدیگرمیکشند. و جلوی خواهران شورای رهبری ژست می گیرند.و همه اش درباره خاطرات خود درایران ویا زمانی که در اروپا ورزش میکردند محفل میزنند. بعد از این گزارش بود که سران فرقه تصمیم گرفتند این محل بورژوازی (سالن بدنسازی)!!! را جمع کنند.
انقلاب مریم نسل کشی بوده است نه انقلاب بارندگی
نفرات زوج در لحظه اول به این کار مثبت نگاه می کردند که سازمان به رهبری مریم و مسعود به آنها خیلی لطف کرده که بچه هایشان از عراق درحال جنگ به مکان امنی برده و شاید فردا خودشان هم برای دیدن بچه ها به آن مکان بروند ولی این شگرد رجوی در آن شرایط برای خیلی ها روشن بود اما سرکوب درون تشکیلاتی نمی گذاشت بیان کنند و آن چیزی که نباید می شد، شد. رجوی بعد از آن زوج ها را از هم جدا کردند و بقای یک نسل از نفرات گرفته شد و این نسل کشی تا امروز هم ادامه دارد
گشتم نبود نگرد نیست!
خود مریم از تمامی این قوانین مستثنی بود! جدیدترین لباسها و ست کردن لنز چشمش با لباس تنش بایستی انجام میشد و کسی هم حق نداشت که بگوید چطور برای خودت به، برای بقیه اه؟! بعد از سال 1372 هم تمامی مسئولین بالای سازمان یا بعبارت درست تر مسئولین نیرویی سازمان، زنان شدند. زنانی که هیچگونه کار تشکیلاتی یا نیرویی نکرده بودند و فقط یاد گرفته بودند که با تحکم و پا فشاری بروی حرف خودشان که غالبا غیر منطقی و نادرست بود به نیروی تحت مسئولیت خود فشار آورد.