دمکراتیک ترین انتخابات را در فرقه رجوی جستجو کنید
فرقه تروریستی و ضد مردمی رجوی این روزها بشدت بروی این موضوع تبلیغ میکند که انتخابات ریاست جمهوری در ایران فرمایشی است و از قبل همه چیز مهندسی شده است و دولتمردان و رهبری اهمیتی به رای مردم نمیدهند! جالب اینجاست که ما این صحبتها را از کسانی میشنویم که خودشان فوق تخصص در بر پایی انتخابات فرمایشی و نتیجه از قبل معین شده دارند! برای مثال همین داستان معرفی مریم رجوی بعنوان رییس جمهور یکی از اصلی ترین این موارد است.
نامه کانون ایران ستارگان به کمیساریای عالی پناهندگان و سازمانهای حقوق بشری در ژنو
باید به اطلاع شما برسانیم که اعضای گرفتار در کمپ لیبرتی , اغلب آنها دچار بیماریهایی هستند که نیاز به مراقبت و رسیدگی ویژه دارند , ولی متاسفانه به دستور رهبری فرقه از رسیدگی به این بیماران جلوگیری می شود تا تقصیر را گردن دولت عراق انداخته و از خون این افراد برای پیش برد سیاستهای غلط خودش استفاده کند , از جمله شانتاژ کردن برای برگشتن به اشرف , لذا جان تک تک افراد مریض در این کمپ در خطر می باشد چرا که رهبری فرقه مانع از معالجه آنها می شود و اخیرا هم شاهد در گذشت یکی از این افراد بر اثر رسیدگی نکردن به بیماری وی بودیم
چرا باید بیماران در سازمان مجاهدین از درد و رنج بمیرند؟!
آقای مسعود رجوی و خانم مریم عضدانلو پاسخ دهید: نام تمام افردادی را که من از ابتدای سال ۲۰۱۱ تا امروز برده ام که به دلیل بیماری در درد و رنج جان داده اند و یا کسانی را که دم تیغ داده اید تا کشته شوند، را بگویید که چرا از دست رفته اند و آیا برای آنها درمان و راه نجاتی نبوده است؟ آیا این امکان وجود نداشت که این بیماران به اروپا و محیط امن منتقل شوند تا تحت درمان قرار بگیرند؟
دیدگاههای آقای محمود دشتستانی طی دیدار با خانواده ها در ارومیه ـ قسمت پنجم
تیپی که من درسازمان داشتم این جوری بود که با همه بگو و بخند داشتم با زنان و مردان، فرماندهان و مسئولین سازمان. برای همین وقتی از آنجا فرار کردم همه بچه ها حتما پچ پچ می کنند دلیل اینکه محمود فرار کرد چی بود؟ چون بچه هایی که دو هفته بعد از من از آنجا خارج شدند به من گفتند: رفته بودیم نشست جمعی، همه به هم می گفتند محمود دشتستانی کجا رفته است؟ فرار کرده؟ هیچکس هم باورش نمی شد. خب کافی است شخص خودش اراده خروج از سازمان داشته باشد راههای خروج را پیدا می کند این خیلی مهم است شما وقتی به ملاقات آنها رفتید به آنها امید بدهید و انگیزه، آنها خود راه خروجشان را پیدا می کنند.
مسول مرگ رضا نصیری کیه!؟
چونکه دیدم رضا سرش پایین است و درگیر و سکوت است پرسیدم خب بعد چی؟ چه کارت کردند؟ رضا گفت چه ازاین بدترهزار و یک مشکل داشتم این یکی هم روش این یکی کشنده ترهست چون روزانه روی اعضاب و روانم راه میروند که تومگرانقلاب کرده نیستی و چرا واسطه خواهر و محمود شده ای!! دستکم هفته ای یکبار در جلسه انتقادی سوژه میشوم و بعدهم فحش و ناسزا و تحقیر و هجمه جمع که زودی دوباره انقلاب کن!!
اسیر دیگری در لیبرتی در گذشت!
از این طریق می خواهم به اطلاع همه ارگانهای بین المللی و حقوق بشری و شخصیتهای سیاسی و فعالان حقوق بشری برسانم گرچه خیلی از اعضاء پیر و از کار افتاده و دچار بیماریهای مختلف هستند اما اینها قابل درمان هست و اگر این مریضی ها به مرگ زود رس منتهی می شود باعث ان شخص رجوی و مریم قجر و دیگر سران فرقه رجوی هستند که به همراه جیره خواران و همپالگیهایشان راه خروج برای این نگون بختها بسته اند و انها را از همه امکانات محروم کرده اند تا از مرده انها هم برای اهداف و امیال کثیف خودشان سوء استفاده کنند.
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند!
اگر قرار بود سبزه ها چیده شوند پس چرا خدا در دامان طبیعت سبزه ها را گستراند اگر زن و بچه و زندگی بد هستند چرا خدا از هر موجودی اینچنین خلق کرد؟ اینها برای اینند که بدانیم خدا زندگی به ما داد و این چیزی است که رجوی ضد آن است. او از زندگی میترسد با تمام وجودش تبلیغ تباهی است! از تمام نمادهای زندگی خصوصا عشق می ترسد. اگر در دو دستگاه مریم رجوی نگاه کنید تمام معانی باید ضد آن یکی باشد! در مقابل زندگی باید, مرگ را قرار داد و برای اثبات آن نوشت میخواهم مرده بمانم!
نامه سرگشاده کانون صلح و آزادی دنا به نماینده ویژه سازمان ملل متحد
کانون صلح و آزادی دنا یک انجمن حقوق بشری و مدافع حقوق اسیران و قربانیان خشونت بوده و در کشور اتریش فعال است.کانون صلح و آزادی دنا، متشکل از اعضای جدا شده فرقه مذهبی و خرابکار مجاهدین و همچنین تعدادی از شهروندان صلح دوست کشور اتریش میباشد. فعالین کانون صلح و آزادی دنا درواقع قربانیان فرقه ای میباشند که به هیچ معیار و ارزش بشری به ویژه به معیارهای شناخته شده حقوق بشری بینالمللی پایبند نمیباشد.
حمله به قربانیان زن فرقه رجوی به امید استفاده ابزاری از تروریسم
انتشار اخبار این زنان در مطبوعات بشدت کنترل و محدود می شود چرا که برخی فکر می کنند هنوز هم می توانند از تروریسم این گروه بعنوان یک وسیله استفاده کنند. امروز این زنان با هیولایی بنام”پول و قدرت” روبرو شده اند که میخواهد صدای آنها را خاموش کند. این هیولای”پول و قدرت” همچنین بشدت بدنبال آرایش و بزک کردن جنایتکار و ناقض حقوق بشر یعنی مریم رجوی هم هست تا بتواند وی را در سالن های پر زرق و برق بنشاند و از”قوانین ازدواج” انتقاد کند
نامه سرگشاده خانم زهرا السادات میرباقری به مجامع بین المللی و حقوق بشری
من بیاد می آورم که وقتی در کمپ اشرف اسیر این سازمان ورهبری آن بود بطور نوبه ای ما ساکنان اشرف را با متنهای کامپیوتری که ازطرف مسعود رجوی بصورت پیام کتبی به ما دیکته می شد نامه هایی را برای مجامع حقوق بشری ازجمله سازمان ملل متحد بنویسیم و امضا کنیم، این اجبارات در شرایطی بود که من وصدها نفر مانند من خواهان جدایی وآزادی از سازمان مجاهدین خلق بودیم
در اردوگاه لیبرتی چه خبر است؟
از آنجا که محیط اردوگاه لیبرتی بسیار کوچک بوده و آپارتاید جنسی به شکلی که در پادگان اشرف اعمال می شد امکان پذیر نیست، لاجرم به هر نحو نگاه آقایان به همسران و نوامیس مسعود رجوی (در حال حاضر تمامی زنان داخل تشکیلات رسما و علنا با این عنوان نامیده میشوند) می افتد که گناه بزرگی محسوب میگردد. در چنین حالتی مرد مربوطه می بایست فورا چشم ها را دستگیر کرده یعنی آنها را ببندد.
مصاحبه با خانم نسرین ابراهیمی عضو سابق مجاهدین خلق – قسمت سوم
در یک سال اول که در اشرف بودم، خب وقتی که دیدم همه چیز سرابی بیش نیست و دروغ بزرگی بیش نیست و دیدم از چاله به چاه افتاده ام بدون اینکه فکر کنم به اینکه ممکن است که سربه نیست بشوم شروع کردم به انتقاد سراین مسائل و خیلی رک بهشون گفتم که من احساس می کنم در زندان هستم و شما تبلیغاتتون فرق دارد با ماهیت واقعی تان! خب من یک جوان ۱۴ ساله بودم همانطوری که گفتم درمورد اینها مطالعه ای هم نداشتم و نمی دانستم که اینها یک سازمان مافیایی هستند