جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
از دولت آلبانی تقاضای دیدار با علی اصغر کلاته سیفری را داریم 11 شهریور 1399

از دولت آلبانی تقاضای دیدار با علی اصغر کلاته سیفری را داریم

علی اصغر کلاته سیفری 33 سال است که اسیر فرقه رجوی می باشد. خانواده ایشان نگران وضعیت برادرشان علی اصغر هستند و هریک در پیام های جداگانه از دولت آلبانی خواستارند شرایطی فراهم گردد که بتوانند با علی اصغر ملاقات داشته باشند. ما در این سالها تنها با عکس تو زندگی کردیم. خواهرش زهرا می […]

شکوه جان کجا زندگی می کنی که امکان تماس با خانواده را نداری؟! 11 شهریور 1399

شکوه جان کجا زندگی می کنی که امکان تماس با خانواده را نداری؟!

دخترم سلام امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانم با ویروس کرونا که در آلبانی شیوع پیدا کرده چکار می کنی؟! تماسی با من نمی گیری که از اوضاع و احوالت با خبر شوم! از طرفی شماره ای از شما ندارم که بتوانم با شما تماس بگیرم. من نگران شما هستم. ما الان در عصر […]

درخواست خواهر داوود حیدریان ابهری از مقامات کشور آلبانی 06 شهریور 1399

درخواست خواهر داوود حیدریان ابهری از مقامات کشور آلبانی

خانم معصومه حیدریان ابهری خواهر داوود حیدریان ابهری حدود چهل سال است که برادرش را ندیده و زمانیکه او 9 سال سن داشت برادرش در جبهه های جنگ بین ایران وعراق اسیر و هم اکنون در تشکیلات مخوف رجوی بدون هیچ ارتباطی با خانواده در اسارت مطلق میباشد. این اسیرجنگی پس از اسارت ، ناخواسته […]

مادر هر روز به من می گوید خبری از غلامعلی نشد؟ 06 شهریور 1399

مادر هر روز به من می گوید خبری از غلامعلی نشد؟

غلامعلی برادر عزیزم سلام. سالهاست که ما از تو خبری نداریم. مادر و پدر از دوری تو رنج می برند. باور کن هرروز مادر به من می گوید خبری از غلامعلی نشد؟ چون دیشب خوابش را دیدم. باورکن ما نمی دانیم چه جوابی به او بدهیم فقط می گوئیم مادرجان ما هم دلواپس برادرمان هستیم […]

درخواست کمک آقای علویان از نخست محترم آلبانی 06 شهریور 1399

درخواست کمک آقای علویان از نخست محترم آلبانی

آقای نخست وزیر، پدر و مادرم با چشمانی منتظر و با دلی شکسته و در حسرت فراوان برای دیدار با فرزند اسیرشان هر دو از دنیا رفتند.

پیام آقای صمد یوسفی سادات برای برادرش علی که در کمپ های مجاهدین به سر می برد 05 شهریور 1399

پیام آقای صمد یوسفی سادات برای برادرش علی که در کمپ های مجاهدین به سر می برد

صمد یوسفی سادات برادر چشم انتظار یکی از اسیران فرقه رجوی به برادر خود پیامی فرستاد. پیام ویدئویی برادر چشم انتظار علی یوسفی سادات را در زیر مشاهده می کنید: خودت می دانی در اشرف چقدر برای آزادی تو زحمت کشیدم. ۳۰ سال [زندان] اشرف را برای خودتان کسب کردید. به تو بارها گفتم که […]

هجران چهل ساله، موهایمان را سفید و کمرمان را خم کرد 05 شهریور 1399

هجران چهل ساله، موهایمان را سفید و کمرمان را خم کرد

خانم فاطمه افتخار اگر گرفتار فرقه نمی شد، و رهبران بدنام مجاهدین او را نیز همانند سایر زنان و مردان آلوده اَعمال تروریستی و وطن فروشانه خود نمی کردند، اکنون او نیز بعنوان یک پزشک داروساز در خدمت مردمش بود. فاطمه افتخار در سال ۱۳۳۹ در شهرستان خوی متولد شد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه […]

علی جانم به ریسمان محبت اهل بیت چنگ بزن و راه نجاتت را بیاب 05 شهریور 1399

علی جانم به ریسمان محبت اهل بیت چنگ بزن و راه نجاتت را بیاب

سلام بر حسین(ع) ، سلام برزینب (س) ، سلام برای رقیه(س) ، سلام براصحاب حسین برادرم سلام . خوبی عزیزم اگراز احوالات خانواده از جمله پدر خواسته باشی؟ الحمدالله خوبند و برایت سلامی گرم وصمیمی دارند. علی جان میدانم که میدانی در ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان اباعبدالله آقا امام حسین (ع) در ماه […]

پیام از طرف خواهر محمد علی قارایی از اصفهان 05 شهریور 1399

پیام از طرف خواهر محمد علی قارایی از اصفهان

خواهر چشم انتظار محمد علی قارایی: مامان و بابا منتظرت هستند، امیدوارم تو هم دلت برای ما تنگ شده باشد و زودتر پیش ما بیایی.

نگرانی و شک و تردید را ازخودت دورکن و تصمیم به جدایی بگیر 04 شهریور 1399

نگرانی و شک و تردید را ازخودت دورکن و تصمیم به جدایی بگیر

سلام به خوشگل ترین داداشی دنیا خوبی علی جان .. خوشگلم …نازم …منم کفایت خواهرت هستم. عزیزم ..قربونت برم الهی.. امیدورام همیشه وهرکجا که هستی تندرست وسلامت باشی که نهایت آرزوی ماست . علی جان همه اعضای خانواده درجه یک یعنی خواهرها وبرادرها برایت نامه نوشتند و درد دل کردند وعکسهایی هم برات فرستادند که […]

از اسارت دوباره تو ۳۰ سال می گذرد 03 شهریور 1399

از اسارت دوباره تو ۳۰ سال می گذرد

برادرعزیزم سلام انشاالله که خوب باشید . به بهانه 26 مرداد سال 69( سالروز آزادی اسرا) دوباره حسرتی کشیدم . برادرم ، چهل سال گذشت . ما خانواده ات 8 سال از آن دوران را دلمان به نامه هایت خوش بود و به این دلخوش بودیم که روزی جنگ تمام بشود و تو بازگردی . […]

لیلا گیوکان: “پدرم و من تاکنون صدای یکدیگر را نشنیده ایم” 02 شهریور 1399

لیلا گیوکان: “پدرم و من تاکنون صدای یکدیگر را نشنیده ایم”

رحیم گیوکان در اسفند ماه سال 1323 متولد شد. او در سال 1360 در حالی که هوادار سازمان مجاهدین خلق بود متواری گشت و در سال 1361 از کشور خارج و به پاکستان و سپس عراق رفت و به سازمان پیوست. آن زمان او دارای همسر و چهار فرزند بود. همسرش خانم بهجت صدیقی، فرزندانشان […]

blank
blank
blank