خانواده ها

باور اینکه نباشى کار آسانى که نیست

سلام به خواهر عزیزم، به مریم جان عزیزم، خواهر خوبم که متاسفانه و ناگزیر مدتهاست از تو دورم و فقط یاد وخاطره اى در وجودم و در ذهنم از تو عزیز مهربان باقى مانده.

گرچه یادگارت مهدى عزیزم؛ همون مهدى کوچولوى دوست داشتنی، خوشبختانه حالا داماد عزیز خودمه و همچون پسرى مهربون همیشه در کنارمه .
اما درد و رنج دورى و فراق از تو را باهیچ کلام و جمله ای نمیتونم بیان کنم. در این مدت طولانی هر وقت از فراق تو دلم گرفته و میگیرد فقط با یاد و خاطراتت و به دلخوشى روزى که به آغوش خانواده برگردى و چشمان همه ى ما را روشن کنى، کمى آرام میگیرم و به امید آنروز، روز شمارى میکنم .

و در خیالات خودم در زیر بارانى که نیست
میروم با تو به خانه از خیابانى که نیست
مینشینى روبه رویم خستگى در میکنى
چاى میریزم برایت توى فنجانى که نیست
باز میخندى و میپرسى که حالت بهتر است؟!
بازمیخندم که خیلى! گرچه میدانى که نیست
رفته اى و خانه لبریز از نبودت میشود
باور اینکه نباشى کار آسانى که نیست. …

درخاتمه چند تا عکس ازخودم و مهدی جان و خانواده همچنین شماره تماسم رو برات فرستادم . و امیدوارم هرچه زودتر و بزودى در کنارمون باشى.
09153164182
برادر همیشه چشم به راهت على تدینى

مهدی پسر مریم تدینی
مهدی پسر مریم تدینی
مهدی پسر مریم تدینی
مهدی پسر مریم تدینی

خواهرم عکس اول و دوم از مهدی جان و مخصوص خودت گرفتم

علی تدینی

عکس بعدى من ومهدی جان و مهدى آقاهستن

وعکس بعدش من و مهدى جان هستیم، فدات بشم

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا