تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت سیزدهم
فهیمه با لحن کاملا جدی با من حرف زد و گفت: ببین مرضیه، حواست باشه. مادرت آمده ملاقات تو. ولی از سوی وزارت اطلاعات به اینجا آمده است و سپس به رژیم ایران بد و بیراه گفت. او از من خواست در نزد مادرم از رژیم بدگویی کنم و به دروغ اظهار کنم در اشرف راحت هستم و با میل خودم آنجا مانده ام و مادرم را به خاطر اینکه با هدایت انجمن نجات به قرارگاه اشرف آمده است مورد سرزنش و شماتت قرار دهم.
خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت هشتم
امروز هوا خیلی سرده شده و همه جا را مه گرفته است. صبح هم گفته شد که سه نفر فرار کرده اند، دو نفر از بلوک یک و یک نفر هم از بلوک 6 که کریم فنج و عادل رئیس جمهور اسم آنها است. عادل جزو کسانی است که معتقد است آذربایجان باید کشور شودو بچه ها او را رئیس جمهور آذربایجان صدا میکنند (الان که این خاطرات را مرور میکنم خبر دار شدم که عادل به تمام ترکها و حتی آتاتورک هم فحش میدهد و دلیلش هم این است که چند ماه پیش قاچاقی رفته بود ترکیه و توسط پلیس دستگیر شده و به زندان افتاده و پس از کتک اساسی به عراق دیپورت شده).
ملاقات نماینده”انجمن صلح” با مسئول امور ایرانیان مقیم نروژ
آقای قزی ضمن استقبال از پیشنهاد همکاری خانم”غزالہ نسیم” در مواردی از زمینه های اجتماعی و فرهنگی توضیحاتی در مورد فعالیتهای حقوق بشرانه انجمن صلح در نروژ و همچنین معضل 120 عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در عراق به عنوان یک مشکل حقوقی در یاری رسانی به این افراد اشاره کرده مدارکی در این ارتباط به ایشان ارائه دادند.
مصاحبه ای با آقای جمیل عبدالله زاده
فضایی که سازمان میداد این بود که مردم فقط منتظرند که ارتش بیاید و برای ما جانشان را میدهند. وقتی من امدم مردم و اهالی محل میپرسیدند که کجا بودی وقتی میگفتم اصلا سازمان را نمی شناختند. آنها یی که حتی سازمان را نمی شناسند چطور منتظر آمدن انها باید باشند در هر جامعه ایی نا رضایتی هست اما این منجر به شورش و انقلاب نخواهد شد الان مثل سالهای اوائل انقلاب نیست به هر حال مشکلاتی کم و بیش هست هیچکس نمی تواند منکر این شود اما نه اینکه هر کس سلاح بردارد و بجنگد من در طی این 7 یا 8 ماه این را نگرفتم.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۴
فتانه حسین محمدی گفت: ما عمدا به دخترها این دستور را دادیم که با مردها تند و سخت گیرانه برخورد کنند و هدف ما این است مردها را به این شکل و سیاق تست کنیم و بسنجیم. اینکه مردها تا کجا کشش دارند و آیا زیر هژمونی زنها می روند؟ و چقدر انعطاف نشان می دهند؟
حمایت لرد کوریت از فرقه رجوی به دلیل نشناختن مردم ایران است
اما حمایت افرادی چون لرد کوربت ولرد آلتون بارونس و… واظهارات برخی از آ نا ن به خوبی نشان گر این مسئله است که این افراد بدون در نظر گرفتن روحیات مردم ایران وبه دیگر سخن نا آشنا یی به موضع ملت ایران نسبت به فرقه ی رجوی چنین مواضعی گرفته واین چنین تحلیل هایی را ارائه می دهند.
خاطرات محمود هاشمی – قسمت ششم
دوباره ما را سازماندهی کردند و همه نفرات سطح من را در FMجدید خراسان جمع کردند فکر میکنم حدود 250 نفر می شدیم. همان شب اول چند نفر فرار می کنند اوضاع قرارگاه بهم ریخته می شود و بلوچها با سر نوشابه به روی فرماندهان تیغ می کشند. بخاطر فرار بچه ها خروج به بیرون برای ورزش و دویدن ممنوع می شود. در خروجی هر قرارگاه درهای آهنی بزرگ نسب میشود و تعدادسیم خاردار و سیم پنس را افزایش میدهند و آرام آرم بعد از یک ماه آمار کل FM جدید را می گیرند از 250 نفر حدود 110 نفر مانده بود و بخاطر حفظ روحیه هر شب فیلم سینمایی و بستنی و امثالهم میدادند.
محمد و آنچه در اشرف گذشته و می گذرد
اما نکته ی مهم دیگر در نوشته محمدی – برادر سمیه – مسئله ی سست بودن ویا عدم اعتقادات مذهبی میا ن اعضا ست. همان گونه که محمد می گوید بسیاری از بچه ها که از کانادا و یا دیگر کشور های اروپایی جذب شدند به نماز وروزه زیاد معتقد نیستند.که البته خود این اعتنا ندادن به چنین مسائلی در بین اعضا ریشه در سست اعتقادی خود فرقه دارد وهمین امر باعث می شود توجه به عواطف ونیاز های اولیه ی انسانی از سوی فرقه نادیده گرفته شده و حتی به بحران های روحی واخلاقی تبدیل گردد.
چهرهها و گفتهها – مصاحبه با سعید شاهسوندی
واقعیت این است که براساس اطلاعات کاملا موثق و دقیق در هردو عملیات (آفتاب وچلچراغ) ابتدا، ارتش عراق با توپخانه سنگین ساعتهای متمادی مناطق و مراکز تجمعی را که قرار است توسط ارتش آزادیبخش آقای رجوی مورد حمله قرار گیرد، مورد توپ باران شدید قرار میدهد. یکی از شاهدان عینی و شرکت کننده در این عملیات به خود من چنین گفت:”صحنهای که میدیدم بارانی از آتش بودکه از سوی عراق به طرف قرارگاههای ارتش ایران میرفت و از آن طرف تک و توک توپی شلیک میشد.”
پرسش و پاسخ با احمد باران
یک نقص کلی و عمومی به این حکم عدم اشراف قضات به پیچیدگیهای مبارزه با تروریزم است. به نظر میرسد دستگاه قضائی انگلیس هنوز پختگی لازم در بررسی موارد ایچنینی را ندارد. سازمان مجاهدین بنا به ماهیت تروریستی و فرقهایش توانائی آن را دارد که با استفاده از کلمات چندپهلو و دروغپردازی ادعا کند که از تروریزم دست برداشته است. وقتی این دو پارامتر را کنار هم بگذارید نتیجهاش رای دادگاه مزبور میشود. یعنی سادهانگاری و عدم درک پیچیدگیهای مبارزه با تروریزم از سوی قضات دادگاه فوق و همچنین توانمندی مجاهدین در دروغ، حقهبازی، و فریب از سوی دیگه گاه چنین نتایجی را به بار میآورد.
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوازدهم
در سال 83 اتفاق جالبی افتاد خانواده ها گروه گروه برای دیدار و ملاقات بستگانشان با هدایت انجمن نجات به قرارگاه اشرف آمدند. فهیمه اروانی همه افراد را برای نشست توجیهی جمع کرد. در نشست ادعا کرد رژیم می خواهد با اعزام دسته جمعی خانواده ها به قرارگاه اشرف خانواده ها را به جان فرزندانشان بیاندازد و هیچ رحمی هم نمی کنند و سعی داشت هر طوری شده اعتماد افراد و خانم های مستقر در قرارگاه اشرف را به اعضای خانواده هایشان از بین ببرد و ذهن آنها را نسبت به خانواده ها بدبین کند.
خاطرات محمود هاشمی – قسمت پنجم
شنیده بودم چند نفر از بچه های بلوچ که گفته بودند برمیگردیم، به مرز ایران می برند و می گویند اینجا ایران است می توانید بروید وقتی آنها می روند از پشت تیراندازی می کنند و همه کشته م تنها یک نفر زخمی و توانسته خود را نجات دهد و این خبر را موقعی که در تیف بودیم شنیدیم و حتی آن نفر که فرار کرده بود با بچه های بلوچ در تیف تماس تلفنی برقرار کرده بود. از سر نوشت فریدون و فرشید وچند نفر دیگر که موقع پراکندگی نگه داشته بودن خبری نبود وقتی می پرسیدیم می گفتند که به قرارگاه دیگر منتقل شده اند و احتمالا به سر نوشت بلوچها گرفتار شده اند.