فرقه رجوی، قبیله ای در تله ی تاریخ
دست آخر افراد همیشه در انتظار خبری خوش و یا خوش ترهستند. امّا هرآدم عاقلی که معنی این خبر را می داند می فهمد که: ترک اشرف، ترک عراق است، دیگر مجالی برای بازگویی غلط نمی گذارد. زیرا که از سال 60 تا کنون شعار سرنگونی را می دادند. ابتدا به فرانسه آمده تشکیل اپوزسیون دادند، شورای ملی مقاومت را تأسیس کردند. سپس آمدند عراق تا کار نظامی کرده و سرنگونی را محقق کنند
رهبری سازمان به این سوالات جواب دهید
تا چند روز آینده به سالگرد شروع عملیات مسلحانه فرقه تروریستی مجاهدین نزدیک می شویم. روزیکه سازمان به خشونت”بلی” گفت. و قبول کرد با اتخاذ این استراتژی سالیان سال به بیگانگان متکی باشد. حال بعد از گذشت سالیان و عینیت یافتن این کج راهه باید از آقای مسعود رجوی پرسید که چرا جسارت نداری از خودت انتقاد بکنی و تجربه بگیری. چرا نمی گویی که رفتن به عراق و پیوند زدن سازمان با منافع صدام حسین اشتباه بود و…… ولی باز هم سوالاتی در این زمینه دارم
تاثیر زهر جابجایی و پرت و پلا گویی های اخیر رجوی شیاد
رجوی پلید در این مراسم با آسمان و ریسمان بافتن این مسئله که بله ما در راه مبارزه استوار هستیم و دنیایی اکنون به حمایت از سازمان برخواسته و دور نیست که سرنگونی خیالی وی محقق شود اشاره نموده، ولی از خروج خفت بار سازمان از اشرف چیزی به میان نیاورد و سعی کرد با رندی و شیادی تمام روی شکست سازمان خاک پاشیده تا جوابگوی همگان نباشد.
عدم خاتمه یافتن حرفهای دروغ مسعود رجوی
پرونده قطور این جنایتکار از این مسئله دهها هزار برگ را در خود جای داده است. از بمب گذاری در معابر عمومی و تجمع نمازگزاران جمعه گرفته تا خمپاره زنی به ساختمان آموزش و پرورش در تبریز یا از ترور مسئولین ایرانی تا کشتن کارگران و کارمندان بعنوان سرانگشتان رژیم!! و یا از هواپیما ربایی تا جمع آوری اطلاعات نظامی مملکت در زمان جنگ عراق علیه ایران تا بلوا سازی و انفجار لوله های نفتی ایران
رجوی در اروپا!
حال، او هم اکنون جایگاه و موقعیت مناسبی ندارد. چه در مخفیگاهش و چه احیاناً برای رسیدن به اروپا و یا به زعم خودش با آنچه که تا کنون پشت سر گذاشته، به تهران. همه چیز بسته به مذاکرات و روابط غرب با تهران دارد. کسی که حداقل با خروج از ایران، باز هم می توانست در چنین بازیهایی شرکت نکند و حال او را در مقام کارت بازی شرکت ندهند، ولی او همانگونه که نوکرطلبی را دوست دارد، ارباب طلبی را هم دوست دارد و این دو مکمل همدیگرند.
نیرنگ سران مجاهدین و رقص و پایکوبی
خانم رجوی بیاد آورید که شما به آن دسته که درسال 83 از سازمان جدا شدند نیز همین وعده ها رامی دادید که اگر تا انتخابات 84 صبر کنید وبا احتساب اینکه الان آمریکایی ها ما را طرف حساب اساسی خود قرار داده اند ما امکانات و تجهیزات سرنگونی رژیم ایران رامجددا بدست آورده و پیروز خواهیم شد. و شماها هر کدام یک مقام کشوری خواهید داشت!!؟. ولی ماها گول این نوع ترفند وفریب ها را نخوردیم و جدا شدیم.
ضرورت محاکمه مسعود رجوی در دادگاه جنایی لاهه
آیا گروه القاعده و عناصر تشکیلاتی آن که در لیست تروریستی دولت امریکا ثبت شده است همچون مجاهدین امکان فعالیت سیاسی و تبلیغی در شهرهای مختلف امریکا را دارند؟ آیا میبایست بن لادن تحت هر شرایطی و در هر کشوری که باشد بدون اینکه قوانین داخلی و بین المللی چنین اجازه ای را به نیروهای امریکایی بدهد از سوی کماندوهای امریکایی به جرم فعالیت های تروریستی به قتل برسد اما مسعود رجوی که سابقه بیشتری از بن لادن در اعمال غیر انسانی، ترور و کشتار داشته است امکان تنفس و فعالیت داشته باشد؟
فرقه زن ستیز رجوی
فرقه زن ستیز رجوی به ظاهر اکثر مسئولیتهای فرقه را بر دوش زنان اسیر و در بند سوار کرده است و طوری وانمود می کند که فقط در فرقه آزادی زنان رعایت می شود در صورتیکه در باطن یکی از نقض کننده های آزادی زن خود فرقه است. زنان در فرقه بیرون از استقرار خود حق شوخی کردن با یکدیگر را ندارند ضوابط خیلی سختی در فرقه در رابطه با زنان حاکم است. در یک نشستی رجوی کادر و چار چوب برای زنان در فرقه تعیین کرد. چند مورد زنان سیگار می کشیدند علنا آنها را در نشست آنتنی کرد و گفت زن سیگاری نداریم
الگو برداری رجوی از دیکتاتورهای بزرگ تاریخ
مسعود رجوی هم بمانند دیکتاتور کامبوج به نزدیکترین اعضاء خانواده اش هم رحم نکرد. از جا گذاشتن پدر و مادرش گرفته تا همسر وفرزندش و البته نزدیکترین یارش یعنی موسی خیابانی. او با اینکه میدانست که زندگی مخفی و چریکی دورانش در ایران بسر آمده است و دیر یا زود آنها دستگیر میشوند ولی برای مظلوم جلوه دادن خودش آنها را در ایران گذاشت تا کشته شوند و خود با لباس مبدل شبانه به خارجه گریخت!
خانواده زمانی: مناسبات رجوی ها مثل پل پوت است
روز گذشته برادر یکی از اسرای اشرف خانم رخساره زمانی طی ملاقاتی با تعدادی از بازگشته ها از جمله بازگشته جدید آقای محمد رضا گلی اسکاردی ضمن دریافت آخرین وضعیت نفرات در اشرف و لیبرتی آرزوی رها شدن هر چه زودتر خواهرش از چنگال رجوی دیکتاتور شد.آقای رضا زمانی در این ملاقات اظهار داشت رجوی مثل پل پوت است و افکار او مبتنی بر هیچ و پایه و اساس علمی و واقعی نیست و هیچ کس افکار رجوی را قبول ندارد.
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین – قسمت هفدهم
شاید سوال این باشد چرا رهبران سازمان به نفرات دروغ گفتند و اعتراف نکردند که موضوع خلع سلاح است چون دیگر بودن یا نبودن فرقی نمی کند. اما پرسش بعدی این است در این گیر و دار رهبر عقیدتی کجاست؟ تا حالا که هیچ خبری نبود و مهم هم نیست که طی این سالیان عمر و جوانی نفرات چه جوری تلف شده و به هرز می رود. بعد معلوم شد که برای رهبر عقیدتی مجاهدین عمر و جوانی و حتی مرگ اعضا و کادرهای تشکیلاتی خیلی مهم نیست
خاطرات سفر به اشرف از زبان خانم جلیلیان
گفتم، یک رهبرزمانی ارزش آنرا دارد گوش به فرمانش باشید و برایش فداکاری کنید که پیروان و نیروهایش را به طرف راستی و درستی، به طرف فرهنگ متعالی و انسانی راهنمایی و رهبری نماید نه کسی مثل رجوی که شما رابه غیراخلاقی ترین کارها وادار کرده شما را در مقابل خانواده ها و پدر و مادرهای پیرتان قرار بگیرید