رهبر عالی (مسعود رجوی) تنها تصمیم گیرنده برای جان اعضا است

مسعود رجوی در سازمان مجاهدین، تنها یک رهبر سیاسی و نظامی نیست. او نقش یک رهبر مذهبی قرون وسطایی را برای اعضایش ایفا می کند. بر مبنای این نقش او به پیروان خود القا می کند که کی و کجا باید جان خود را تقدیم کنند. نمونه بارز این مدعا دستور برای عملیات انتحاری و خودسوزی به نفع رهبران مجاهدین است. سیانور، راه حل نهایی
همه اعضای مجاهدین ملزم به همراه داشتن سیانور هستند. آنها توجیه شده اند که در صورت مواجهه با خطر کپسول های شیشه ای حاوی سم را بشکنند و ببلعند. اعضای مجاهدین هم بعنوان یک گروه تندرو مذهبی بر این باور هستند که نهایتا با مرگ شهید می شوند و بهشت در انتظار آنها است. این ها کارکرد نظام ایدئولوژیک، فرد گرا و فرقه ای رجوی است. برادر، عنوان رسمی رجوی
رجوی مایل است برای تنها 3400 نفر عضو خود دست نیافتنی بنظر برسد. در تمام جلسات رسمی او با حفظ فاصله های رسمی نقش یک مرشد و مراد را بازی می کند اما برای اطلاق رسمی از وی به عنوان برادر یاد می شود.
رجوی سر بزنگاه ناپدید می شود!
مسعود رجوی در بزنگاه های خطر و زمانه سخت، بخوبی ناپدید می شود. تنها چند روز پس از 30 خرداد و در زمانی که او هواداران را پر از شور و عاری از شعور ساخته بود به فرانسه گریخت. در هنگامه حمله قوای ائتلاف به عراق و فروپاشی حکومت صدام هم رجوی ناپدید شد. ویکیپدیای فارسی در این رابطه می نویسد: از زمان اشغال خاک عراق توسط نیروهای آمریکایی کسی نمی داند مسعود رجوی کجاست. بنابه گزارش بی بی سی در فروردین ۱۳۸۸ از زمان اشغال خاک عراق توسط نیروهای آمریکایی از رجوی خبری نیست و کسی نمی‌داند که آیا رهبر مجاهدین هنوز زنده‌است یا نه، شکنجه و زندان اعضای ناراضی: دستور مستقیم رهبری
بسیاری از اعضای ناراضی مجاهدین در عراق دچار سرنوشت تلخی شده اند. آنها توسط تشکیلات خودشان در پادگان اشرف زندانی و شکنجه شده اند. این مطلب مستند به گزارش دیدبان حقوق بشر است.
مسعود رجوی بر تمامی این دستگیری ها و شکنجه ها نظارت مستقیم داشته است. رهبر اینها و نوچه آنها
توصیه می کنم متن مذاکرات رجوی با رییس اسبق تشکیلات اطلاعاتی صدام را بخوبی مطالعه کنید. مسعود رجوی که برای پیروان خود رهبر عالیمقام و بالاترین مظهر خداوند بر روی زمین است، چهره یک شاگرد مطیع و زیر دست سر افکنده را در مقابل ژنرال حبوش دارد. آقای رهبر منفور ایرانیان است.
پیشوای مجاهدین چهره بسیار منفوری در افکار عمومی ایرانیان دارد. حتی کسانی که به اعضای مجاهدین به چشم قربانیان فرهیخته نگاه می کنند مسعود رجوی را همسنگ دیکتاتورهای دگم و فرسوده می دانند.
دوران رهبری فردی به مثابه عقل کل تشکیلاتی بسر آمده در پایان می توان افزود:
تاریخ مصرف رهبری فردی تمام شده است. آیا مجاهدین توان تحول برای بقا را دارا هستند؟

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.