علی مدد جان باز هم برایت نامه می نویسیم
علی مدد جان سلام به رغم آن که می دانیم سران مجاهدین اجازه نخواهند داد تا شما از متن نامه ارسالی ما آگاه باشید، ولی برای ثبت در تاریخ و برای آن که بدانی هرگز از یاد و خاطر ما فراموش نشدی تا هر زمانی که لازم باشد از نوشتن نامه و هر اقدام دیگر […]
نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
محمد جعفر برادرم سلام خوبی؟ سلامتی؟ عکسی را که می بینی من و پسرم هستم. امیدوارم عکس ما را ببینی. ببین خانواده و فرزند همه جزو شیرینی های زندگی هستند. انسان بدون خانواده چگونه از زندگی لذت می برد؟ خانواده و در کنار آنها بودن یکی از موهبت های الهی است. حیف نیست بهترین دوران […]
نامه مراد همدانی به خواهرش فرشته همدانی اسیر در فرقه رجوی
خواهرم فرشته سلام امیدوارم که در صحت و سلامت باشید. فرشته جان من مراد هستم . به خاطر پیگیری شرایط تو، اخبار مجاهدین را دنبال می کنم و تا حدی از شرایط و گرفتاری هایی که مسئولین برای شما اعضای رده پایین پیش می آورند آگاه هستم. می دانی که من هم چند سال اسیر […]
نامه کاظم شهیدی به برادرش لفته گرفتار در فرقه رجوی
برادر جان سلام به قول معروف عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد. لفته جان دیروز دوستان سابقت عکسی از تو که ظاهرا در تلویزیون مجاهدین خلق صحبت کرده بودی برایم فرستادند که وقتی آن را دیدم از خوشحالی اشک شوق ریختم و بلافاصله درحالیکه چشمانم از خوشحالی پر از اشک بود به سمت منزل […]
نامه فرزاد قاسمی به برادرش اسماعیل قاسمی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
سلام اسماعیل جان؛ یگانه برادرم خوبی الحمدالله داریم به خردادماه نزدیک میشویم و دلتنگی هایم تازه شد. بله خردادماه ۱۳۶۷ بود که حین خدمت مقدس سربازی در عملیات خرابکارانه مشترک صدام و رجوی در مهران اسیر شدی و تمام. اسماعیل جان تو متاهل و داری فرزند بودی و الان بعد از ۴ دهه که از […]
نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه یگانه در کمپ آلبانی
طیبه جان سلام، حالت چطور است؟ خواهر جان. همیشه برایت آرزوی بهترین ها را داشتم، همیشه از غمهایت غمگین بودم و از شادیهایت شاد. از روزی که از پیش ما رفتی، جای خالی ات اذیتم می کند، اما برایت خوشبختی را آرزو کردم. روزی که فرزندت فاطمه را بدنیا آوردی مادر بودنت را تبریک گفتم. […]
پیام علینقی مهرورز به برادر اسیرش محسن مهرورز گرفتار در مجاهدین خلق
سلام محسن جان خوبی الحمدالله. به جد نمی فهمم برادر تحصیل کرده و دنیا دیده ام چرا و چگونه عقل و کرامت خودش را دست عده ای جاه طلب داده است که حتی اجازه نداشته باشد قبل و بعد درگذشت مادرش تماسی با خانواده داشته باشد. محسن جان ما که خبری از تو نداریم و […]
نامه عسگر نجف زاده به برادر اسیرش قاسم نجف زاده
قاسم جان سلامت میکنم و خیلی دوستت دارم و به یادت هستم. روز و روزگارمان خوب است و در سلامت هستیم. الحمدلله قاسم جان. من در کار طلا فروشی در رشت هستم و شکر خدا زندگی می چرخد. چقدر دوست دارم بعد از سالها دوری و بیخبری، با جدایی از رجویها پر بکشی و بیایی […]
پیام علی اصغر آهنگر طبقی به پدرش عبدالحسین آهنگر طبقی
عبدالحسین آهنگر طبقی از جمله اعضای گرفتار در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق است و اکنون در کمپ آلبانی گروه به سر می برد. او حدود چهار دهه است که در مناسبات سازمان مجاهدین خلق به سر می برد و تماسی با خانواده ندارد. دختر و پسر عبدالحسین آهنگر که در طول زندگی از موهبت داشتن […]
نامه سمانه نوری به حمید رضا نوری: پدر جان به آغوش خانواده برگرد
پدر جان سلام، امیدوارم حالت خوب باشد. من برایت نامه می نویسم چون شما را دوست دارم. اما چه کنم که نمی توانم شما را از نزدیک ببینم. پدر جان سالهای زیادی در کنار من نبودی اما همچنان پدرم هستی و احترام شما را دارم. گاهی دلم می گیرد و دلتنگتان می شوم. به شما […]
نامه کبری علیخواه به برادر اسیرش حسین علیخواه در کمپ مجاهدین خلق
حسین آقا سلام. امیدوارم سلامت و تندرست باشید و نیم نگاهی هم به خانواده داشته باشید. حسین جان شرایطم طوری است که خیلی دلتنگتم و آرزوی در آغوش کشیدنت را دارم. بابا و مامان که تنهایمان گذاشتند و متاسفانه همسرم را نیز که مریض احوال بود از دست دادم و لذا فقط تو را چشم […]
نامه عبدالرضا قلعه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
عباس جان سلام . حالت چطور است برادر. شاید من و تو برادر تنی نباشیم اما به واقع به عنوان برادر همسرم با برادر خودم هیچ فرقی برایم نداری. هم خواهرت و هم من هر دو خیلی دلتنگت می شویم. خیلی زیاد. دوست دارم هر چه زودتر از نزدیک ملاقاتت کنم. وقتی همه اعضای خانواده […]