تلکس
آزادی حلب” و رجوی ها با شعار تاریخی باز می آئیم”!!!
رجوی فکر می کرد می تواند با همین شعارها شکستش را کمرنگ کند مثلاً در عملیات دروغ جاویدان که شکست سنگینی را متحمل شده بود با وجود این که دیگر اساسا هیچ چشم اندازی وجود نداشت در بن بست سیاسی و استراتژی گیر کرده بود رجوی از روی نرفته و شعار” باز هم می آئیم” را سر می داد تا اعضایش بار دیگر به وعده های سرخرمن اش دل خوش کنند.
آزادی حلب نقطه پایان خواب های پنبه دانه فرقه رجوی – قسمت پایانی
شرح حال و گذران زندگی فرقه رجوی هم بعد از خلع سلاح و سرنگونی صدام به این سرایدار سرویس بهداشتی مسیرخوزستان به شیراز می ماند. بهرحال باید میگفت من هستم.
حضور دو تن از جداشدگان در دفتر انجمن کرمانشاه
درواقع این دو جداشده و نجات یافته از آنهایی بودند که رجوی در دوران صدام آنها را به زندان ابوغریب داد و به سر در سلول های انفرادی آنها نوشت امانت مجاهدین یعنی که اینها تا بعد از عملیات سرنگونی خیالی دولت ایران و حاکمیت فرقه ترور و وحشت در زندان ابوغریب می مانند
دیدار نزدیک از خانواده صمیمی محمد تقی یوسفی عضو اسیر رجوی در آلبانی
آقای یوسفی گفتند:” حقیقت بارها وبارها برای فرزندم نامه نوشتم ولی مطلق اشاره ای به درگذشت مادرش نکردم چونکه گمان میکردم که شاید در غربت موجب نگرانی و ناراحتیش بشوم.
رجوی چگونه ذهن افراد را بیمار کرد!؟
رجوی افراد را در معرض رفتارهایی قرار می داد که از دیدگاه انسانی و جوامع مدرن به نوعی اختلالات روانی اطلاق می گردید. خشونت و ستیزه جویی در شخصیت افراد وابسته و در ساختار و تار و پود فرقه رجوی پدیدار شد.
شب یلدا در سازمان مجاهدین
در فرقه مجاهدین همه چیز و همه چیز حول محور مسعود و مریم خلاصه میشد. خواه عزا باشد و یا جشن و مراسم ملی یا دینی! یکی از آن مراسم ها شب یلدا بود.
خانم مدد زاده شما هم روزی مانند دستمال مصرف شده به دور انداخته خواهید شد
شبنم مدد زاده به صرف اینکه اکنون سنگ فرقه رجوی را به سینه می زد به تعریف و تمجید از وی می پردازند چرا که ماهیت ضد انسانی خودش را نشان داده است و فکر می کند که اکنون دیر آمده می تواند خیلی زود نردبان ترقی را در تشکیلات رجوی طی کند.
آزادی شهر حلب و سوز و گداز قلم بدستان فرقه رجوی
بعد از سقوط شهر حلب، قلم بدستان فرقه رجوی دست بکار شدند تا بار دیگر به نشخوار حرف های مریم قجر داعشی بپردازند در این میان جیره خوار تمام عیار فرقه رجوی به نام مهرداد هرسینی هم افاضاتی داشتند که مرغ پخته را به خنده وا داشته و از طرف دیگر سوز و گداز فرقه رجوی را نشان می دهد.
شبنم مددزاده، کفش کهنه ای که به کار رجویه آمد!!
راست آنست که برادر وخواهر نامبرده به همراه نزدیک به یک دوجین ازاعضای خانواده اش در تشکیلات رجوی در عراق حضور داشتند وخواهر وبرادر مورد ذکر، دربرابر تعرض به ارتش عراق که با اطلاع اولیه و پیرو جند بار اخطار دادن دولت عراق وارد کمپ اشرف شده بود، کشته شدند.
فرازی از کتاب”خداوند اشرف از ظهور تا سقوط” – قسمت سوم
شما مگر طی این مدت نمی دیدید که تشکیلات فرقه ای مجاهدین چه خیانت ها و چه جنایت هایی را در حق مردم و اعضای دربند فرقه مرتکب شده و می شوند؟ مگر آن ها طی سه دهه حضور در خاک عراق، در خدمت صدام نبودند
من به درخواست های مریم رجوی پاسخ میدهم!
آنها بشما نگفتند که افسران امنیتی شان درمیان هسته های داعش واحرارالشام ودر زیر زمین های حلب دستگیر شده و کار بردستشان گذاشته وشما بهتر است این توقعات بیمورد را ازما نداشته باشید؟!
نگرانی فرقه ی رجوی از بهم خوردن معادلات منطقه ای!!
برخلاف این نظر منطقی که از جمله توسط ماهم هم ارائه داده شده وطی آن گفته اند و گفته ایم که در سوریه، هرکشوری بخاطر منافع خود میجنگد، باند رجوی همچنان درصدد گمراه کردن اعضای دربند خود- واگر دست داد عده ی قلیلی از هموطنان- است!