مادرت دلتنگ توست نامه فواد بصری به محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست
چند کلامی تامل برانگیز پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی
دیدید که محاسبات رجوی باز هم اشتباه از آب در آمد
بار دیگر آمریکا و رژیم صهیونیستی که سودای سرنگونی و تجاوز با کمک مزدوران حلقه بگوش به خاک وطن عزیز را داشتند شکستی مفتضحانه در برابر اراده ملت ایران را لمس و به خواری و ذلت پا پس کشیدند و اینگونه در برابر اراده این مردم زانو زدند. حرفم به دوستانی است که سالیان در […]
پیام فواد بصری به اعضای حاضر در کمپ آلبانی مجاهدین
سلام دوستان قدیمی. احوالتان چطور است؟ با تجربه ای که از رجوی و سران منحوسش دارم می دانم در کمپ آلبانی چه خبر است. لابد نشست های جنگ بر قرار است و تحلیل های پوشالی: جنگ شدت می گیرد و سرنگونی که سالها منتظرش بودیم محقق می شود و مردم ایران فرش قرمز را برای […]
مدیر عامل انجمن نجات؛ مهمان شبکه افق
ابراهیم خدابنده عضو پیشین سازمان مجاهدین خلق و مدیر عامل کنونی انجمن نجات با شرکت در گفتگوی ویژه شبکه افق، درباره جریانات 30 خرداد 60 و نقش و فعالیت های سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن توضیحاتی ارائه می دهد: رجوی بارها در جلسات پاریس به ما میگفت که یکی از افتخاراتش این است که […]
در سی و یکمین سال فراق مادر – قسمت پایانی
علی اکرامی در قسمت قبل خاطرات خود از شبی می گوید که در پست نگهبانی به یاد خانواده می افتد. نگاهی به دسته چوبی که بهنگام نگهبانی بدستم داده بودند انداختم. چماق جانشین سلاحی شده بود که رجوی آن را ناموس مجاهد خلق در ذهنمان جا انداخته بود. صدای پارس سگان سکوت شب را در […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت چهل و چهارم
در قسمت قبل امیر یغمایی از جزییات شرکت در عملیاتی می گوید که او را دگرگون کرده است. بعد از عملیاتی که در آن شرکت کرده بودم، زندگیام غرق در اندوه و حالتی سورئال و گنگ شد که تمام روزمرگیهایم را تحتتأثیر قرار داده بود. پس از شلیک هفتاد و هفت موشک به سمت پایگاههایمان، […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت چهل و سوم
در قسمت قبل امیر یغمایی از تصمیمی گفت که در پایگاه گرفته شد و اثری عمیق بر او گذاشت. در هر عملیات، یک “گروه پشتیبانی” وجود داشت. در عملیاتهایی که در نزدیکی مرز انجام میشد، این گروه با عملیاتچیها تا “منطقه محرمه” یا همان (no mans land) میان ایران و عراق همراه میشد. آنجا یک […]
پیام حسن شرقی به ابراهیم موسی پور در کمپ مجاهدین خلق
سلام و عرض ارادت خدمت دوست عزیزم ابراهیم موسی پور دوست قدیمی ام آقا ابراهیم به کدامین گناه باید تا آخر عمر در اسارتگاه رجوی ملعون بمانی و ندانی بیرون از اردوگاه مانز چه میگذرد. در یک محیط بسته با تلویزیون مدار بسته و اخبار از قبل مشخص شده سرتاسر دروغ. با نشستهای مغز شویی […]
در سی و یکمین سال فراغ مادر – قسمت سوم
در قسمت قبل از زندگی در محیط شلوغ خانواده با سختی ولی به یمن تلاش های مادر گفتم. تا اینکه سال 57 فرا رسید. تازه به کلاس سوم دبیرستان گام گذاشته بودم ، خبر برپایی تظاهرات و اعتصابات در شهرهای مختلف کشور به گوش می رسید، رفته رفته دامنه این تظاهرات و اعتصابات به شهرهای […]
چگونه و چرا در دام سازمان مجاهدین افتادیم
ممکن است برای مردم و یا برای خانواده های مرتبط با انجمن نجات این سوال پیش آید که چطور اسرای ما در دوران دفاع مقدس جذب دار و دسته رجوی شدند و جوانی خود را در این تشکیلات از دست دادند و سازمان چگونه از آنان استفاده نمود. راستش دلایل مختلفی وجود دارد که در […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت چهل و دوم
قرار است یکی از دردناکترین خاطرات زندگیم رو، در چند بخش بنویسم. روایتی که هنوز ته وجودم زندهست. هر بار که بهش فکر میکنم، چیزی درونم میلرزد. نوشتنش حالم را خراب میکند، ولی برای ثبتش، مجبورم بنویسمش. این خاطره، فقط یک خاطره نیست — تکهای از روحم، زخمی که هنوز بسته نشد است. “یک انسان […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت چهل و یکم
گاهی یک نام، بیشتر از هزار تصویر در ذهن آدم حک میشود. برای من، آن نام «چیلات» بود. پایگاهی شبیه قلعهای افسانهای، نشسته بر سینه مرز ایران؛ و روزی، میدان نبردی شد که زندگیام را برای همیشه تغییر داد. شش ماه آتش و باروت پشت سرم بود، و در دل یکی از همان شبهای دلهرهآور، […]
وحشت رجوی و دستگاه تبلیغاتی مجاهدین خلق از یک عکس
پس از آن که عبدالله افغان از اعضای جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق در سی و سومین جلسه دادگاه رجوی و دیگر سران مجاهدین خلق حضور یافت و به عنوان شاهد، حقایقی را در دادگاه بیان نمود، دستگاه تبلیغاتی رجوی از آنجایی که جوابی برای حقایق مطرح شده توسط عبدالله افغان نداشت، مثل همیشه […]

