مردم ایران مزدور و خائن نمی پذیرند رجوی در غائله اخیر هم بور شد
پختگی سیاسی ملت ایران حامیان مجاهدین نفرت مردم از آنها را به رسمیت بشناسند
باز هم اثبات شد رجوی ها هیچ جایی در بین مردم ایران ندارند
شادی زودگذر و کذائی فرقه
از اینکه در دادگاه چه گذشته تا کنون چیزی منتشر نشده اما به نظر می اید که سران فرقه از سوی رهبر مفقودالاثرشان در دادگاه به تعهداتی مبنی بر خواسته های انگلیسها تن داده اند که صد البته اولینش نفی جنگ مسلحانه می باشد همان چیزی که به قول رجوی بدون آن مجاهدین مرده تلقی می شوند که شاید تنها حرف درست رجوی در تمام عمرش همین باشد.
از حکم انگلیسی استقبال می کنیم
من آدم های گرفتار زیادی را در اشرف می شناسم. آنها که از سر ناچاری و… در اشرف زندانی شده اند. از ارائه ی اسامی این افراد خودداری می کنم زیرا می دانم با نشرهر نام از زبان جداشدگان و منتقدین چه بلایی بر سر این دوستان خواهند آورد. حکم انگلیسی تبعات و الزاماتی برای فرقه خواهد داشت و نهایتا می توان چنین برداشت کرد که چشم خانواده های این افراد به دیدار عزیزانشان روشن خواهد شد.
لیست جدید؛ تبلور بیاعتباری سیاسی باند رجوی
شکستهای پیدرپی و بهطور عام به گل نشستگی گروه تروریستی مجاهدین به نشانهی بنبست روش خشونتآمیز و تروریستی را توجیه میکند، اما حضور در لیست گروههای تروریستی از یک نظر خفت بسیار بزرگی برای مجاهدین محسوب میشود، به این دلیل که خوشرقصیهای آنان برای امریکا و غرب و خدمت صادقانه به منافع اسراییل، حتی توجه دشمنان ایران را نیز جلب نکرده و نشان میدهد که”بیاعتباری سیاسی” همچنان یکی از اصلیترین بحرانهای مبتلابه باند ضدایرانی رجوی است.
اعلام رسمی شکست لابی اسرائیل در واشنگتن توسط نماینده فرقه رجوی
بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه میزگردی با شما حسن داعی با نام واقعی حسن داعی اسلام از اعضای سازمان مجاهدین خلق را روی آنتن برد. این برنامه که با موضوع آمریکا تخاصم یا سازش اجرا گردید، روابط ایران و غرب و مشخصا آمریکا را مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار می داد. حسن داعی اسلام که با عنوان پژوهشگر در این برنامه دعوت شده بود از اعضای فعال سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پروژه دیپلماسی مجاهدین است.
امروزسکوت را بشکنید شاید فردا دیر باشد
نگاهی موشکافانه به رخدادهای دهه شصت تاکنون وبازخوانی پرونده سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بی تردید هرایرانی آزادیخواهی رابدین نتیجه خواهد رساند که این سازمان پس ازشکست درجلب مردم ایران با اعلام فازنظامی ضمن گسترش فرهنگ ترور وخشونت درجامعه آنهم درزمانی که هم میهن مادراشغال بیگانگان بود وهم اندیشمندان وفعالان سیاسی با استفاده از فضای بوجود آمده درپی کاشت نهال های آزادی ودموکراسی وحقوق بشردرگوشه گوشه این مرزو بوم بودند.
نوروز برای ایرانیان آزاده
سال گذشته در مطلبی با عنوان” نوروز در شب تیره ی اشرف” نوشتم” عید امسال نیز آمد و سازمان و نیروهایش در آرزوهای بر باد رفته خویش ماندند و با سیلی رقص و آوازی بی روح و فرمایشی صورت خود را سرخ نگه داشتند.امسال هم سران سازمان نیروهای خسته و درمانده سازمان را با عنوان های بی رنگ و لعاب فریب خواهد داد:”
ریزش از بدنه به راس مجاهدین سرایت کرده
می توان زندگی فرقه ای ده ها امثال نادره افشاری ها، معصومه یگانه ها، مرضیه قرصی ها، شالچی ها، ملک ها و… را مرور کرد و به این سوال بنیادی رسید برای کدام هدف، به چه قیمتی، از کیسه چه کسانی و تا کی؟ چهره شکسته و غمزده بتول سلطانی و چشمان مضطرب و بهت زده اش و درددلهای متاثرکننده اش بیش از هر چیز یک دادخواهی تاریخی را فریاد می کند. سخن گفتن از بحران داخلی مجاهدین و ریزش قریب الوقوع بهمن وار آن به هر حال اتفاق خواهد افتاد. که اگر نیفتد باید به علیت و عقلانیت و خیلی چیزها تردید و شک کرد. اگر قرار بود رجوی و مجاهدین به بهای چنینی هزینه های سنگینی دوام و بقا بیابند به گمانم دوران فراعنه و برده داری و… کماکان ادامه می یافت. بتول سلطانی دقیقا خود را از موقعیتی جدا کرده است که ظاهرا بر اساس تحلیل های رجوی منطقا به دلیل تشخص و شخصیت کاذبی که به امثال او داده جای هر گونه تردید و شک و جدایی را مسدود می کرده،
سرنوشت مبهم فرقه مجاهدین در عراق
اما نه گذشت زمان و نه اتفاقاتی که دراطراف این فرقه در حال وقوع است آنها را به فکر چاره نمی اندازد هرچند که هیچ چاره ای بجز از بین رفتن تور اختناق و بساط برده داری نوین وجود ندارد و مطمئنا فرقه مجاهدین تا آخر خط در مسیر خیانت پیش خواهد رفت و در پیام مسعود رجوی از مخفیگاه در مورد جاسوسی بی شرمانه حتی ذکر شده است که: بجای انتظاراز سپاسگزای بین المللی مجاهدین بهتراست به آزاد سازی نیروهایی بپردازند که سالهاست آنها را به بیگاری کشیده ودر سراب سرنگونی و سوار بر تانک ها! برای بردن مهر تابان! به میدان آزادی!…. در بیابانهای عراق سرگردان کرده است.
یک هفته در هیل: لابی و قانون برای جلب توجه تروریست ها
اما، در عمل این گروه کمبودهای بزرگی برای متحد دولت امریکا بودن، دارد. در طول دهه ی گذشته وزارت امورخارجه ی امریکا مجاهدین را به عنوان” سازمان تروریستی خارجی” در فهرست خود قرار داده و هم اعلام کرده است که گروه” ویژگی های فرقه گون” دارد.
هویت سازی مخرج مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها
هویت تازه از منظر فرقه ای را می توان به ایمان تازه تعبیر کرد. ایمان تازه فرد را با پیوندهای بیرونی تعیین تکلیف و به یک روح و هویت جمعی که همان گروه، دسته، حزب سیاسی و یا هر چیز آئینی و بظاهر باشکوه باشد، پیوند می زند. هوفر در این باره می نویسد:
اظهارات صدیقه حسینی در مورد احتمال خود کشی جمعی درقرارگاه اشرف
نشانه های این از هم پاشیدگی را میتوان از شرایط کلی که قرارگاه اشرف را احاطه کرده است مشاهده نمود که علی رغم وجود کمپ امریکائی ها به نام” تیپف” در خارج قرارگاه اشرف، اکنون در داخل قرارگاه اشرف مجاهدین محلی به نام” خروجی!!” ایجاد کرده اند که اعضای متقاضی خروج از سازمان در آن اسکان داده می شوند و اصولا” خروجی!!” در روابط فرقه مجاهدین نشان دهنده بحرانی است که هر چند وقت یکبار گریبان سازمان مجاهدین را میگیرد
حمایت فرقه مجاهدین از مک کین و بمباران ایران
جان مک کین بعنوان تنها راه نجات خودش از فروپاشی و تنها امید برای کسب قدرت فکر میکند ؛ این فرقه حمایت از این سناتور جنگ طلب را کتمان نمیکند بلکه با درج حمایت در سایت رسمی اش حتی شرکت او را در جنگهای ویتنام و نیز اسیر شدن در ویتنام را از سجایای او میشمارد, مک کین در تبلیغات انتخاباتی اش با خواندن ترانه خواستار بمباران ایران شده بود

