چهارشنبه, ۸ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

استمداد یک مادر دردمند از تمامی ایرانیان مقیم خارج از کشور 26 اسفند 1386

استمداد یک مادر دردمند از تمامی ایرانیان مقیم خارج از کشور

خانم بتول سلطانی، همانطور که در مصاحبه اش با سایت بنیاد خانواده سحر و همچنین دادخواهی خود به مقامات قضایی عراق اشاره کرده است، حدود 17 سال پیش دختر و پسر خود را با اجبار سازمان مجاهدین خلق از خویش در عراق جدا کرده و توسط مسئولین سازمان به اروپا فرستاده است. تا جایی که وی اطلاع دارد دخترش هاجر مرادی با نام مستعار ستاره خبازان در سوئد و پسرش میعاد مرادی با نام میلاد در هلند اقامت دارند. خانواده سحر در عراق از تمامی ایرانیان انسان دوست در هر کجا که هستند درخواست دارد تا هر رد و نشانه ای از آنها دارند به آدرس های اینترنتی بنیاد سحر ارسال نمایند.

انتقال تعدادی از اسرای کمپ آمریکاییان تیپف توسط سازمان مجاهدین 23 اسفند 1386

انتقال تعدادی از اسرای کمپ آمریکاییان تیپف توسط سازمان مجاهدین

ورای هرگونه بحث سیاسی و با هر نیتی، آزادی انسانهای اسیر و انتقال آنان به خارج از خاک عراق تحت مسئولیت هر شخص و ارگانی حتی سازمان مجاهدین امری است انسانی که مورد تایید همه ایرانیان آزاده میباشد.

دادخواهی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق، به مراجع قانونی و قضایی عراق 22 اسفند 1386

دادخواهی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق، به مراجع قانونی و قضایی عراق

بعدا مطلع شدم که دخترم با نام مستعار ستاره خبازان در سوئد و نزد یک خانواده ایرانی در جنوب این کشور اقامت گزیده و در حال حاضر در شمال این کشور در دانشگاه تحصیل میکند و اما پسرم توسط یک خانواده از عراق به هلند برده شد که بعد از مدتی او را گرفته و به خانواده دیگری سپرد ولی آنها دچار مشکل شده و وی را به یتیم خانه تحویل دادند که در حال حاضر نهایتا در یک مرکز نگهداری از جوانان در هلند اقامت دارد. من هیچگونه رد و آدرسی از آنها ندارم و حتی نمیدانم تا چه حد مرا میشناسند. سازمان اطلاعی از آنها به من نداده و امکان هیچگونه ارتباطی را با آنها ندارم.

جدایی یک عضو شورای رهبری مجاهدین از فرقه 22 اسفند 1386

جدایی یک عضو شورای رهبری مجاهدین از فرقه

منتشره از سوی سایت آوا متعلق به اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق حاکی از جداشدن یک عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق می کند. سایت آوا خبر داد،”در روزهای اخیر خانم بتول سلطانی یکی از اعضای شورای رهبری مجاهدین با فرار از قرارگاه اشرف و اعلام جدایی خود نشان داد که بحران در درون مناسبات این فرقه تا بالاترین سطوح تشکیلاتی گسترش پیدا کرده است. هنوز چند ماهی از اعلام خروج و جدایی خانم دکتر فریبا هشترودی نگذشته بود که یکی از قدیمی ترین اعضای شورا آقای محمد علی اصفهانی با روشنگری خود مورد سنگسار سیاسی فرقه مجاهدین قرار گرفت. سکوت و عدم موضع گیری مجاهدین در رابطه با رهایی یک عضو شورای رهبری آنان بوضوح عمق ضربه

حکایت بایرامقلی خان در پاریس 20 اسفند 1386

حکایت بایرامقلی خان در پاریس

موقع خدا حافظی حرف رو عوض کرد،گفت چند تا ایستگاه قبل تر باید پیاده میشد.وقتی رفت،دیدم که سوار مترو نشد.منم که قرار نبود سوار مترو بشم!فروشگاه های مجموعه ای”لدیفانس” و راهروهای عبورخیلی شلوغ بود.همه جور آدمی پیدا میشد.دختر پسر های فرانسوی و فروشگاه های رنگ و وارنگ… عجیب نبود که کسی به فکر حرف های ما نباشه! یا اینکه کسی چیزی فهمیده باشه و من در بین این همه شلوغی مثل قطره آبی بودم که از چشم ها پنهان میشد! یه چند هفته ای از زمان این قرار اتفاقی میگذره که دارم مطلب اش رو مینویسم.این تاخیر بی علت نبود.میخواستم ببینم بایرامقلی خان، میتونه دوباره بصورت اتفاقی توی یک مترو یا جای دیگه منو ببینه یا نه!؟؟؟؟…اون بایرامقلی رو دیگه تو این مدت ندیدم.ولی بایرامقلی خان های دیگه ای بودن که میدیدمشون.اونا هم منو میدیدن.ولی دیگه قرار اتفاقی باهام نداشتن!

تبریک به خانم بتول سلطانی 20 اسفند 1386

تبریک به خانم بتول سلطانی

خانم سلطانی با وجود عدم دیدار فرزندانش و شاهد نبودن رشد و نمو آنها، همچنان در عراق مانده و رسیدگی به وضعیت دیگر جداشدگان و از جمله وضعیت شوهرش را، مهمتر دانسته و به این مسئله می پردازد. من شخصاً به خانم سلطانی، ترکِ این تشکیلات هیولایی، و همفکری و همدردی با دیگر جداشدگان را تبریک می گویم و برایشان موفقیت در ساختن یک زندگی جدید همراه با همسر و فرزندانش را آرزو می کنم.

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت یازدهم 20 اسفند 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت یازدهم

همه به خاطر خلع سلاح به وسیله آمریکائیها بی آنکه تیری شلیک گردد ناراحت و افسرده شده بودند. اغلب بچه ها می گفتند چرا سلاح را دادیم؟ فرماندهانمان در پاسخ می گفتند: شما نمی فهمید!! ولی رهبری می داند چکار می کند. لایه به لایه بر سر موضوع خلع سلاح، و اینکه مسعود پیام داده بود کسی حق شلیک حتی یک تیر را نیز ندارد، مسئله دار بودند و کسی توجیه فرماندهان قرارگاه اشرف را نمی پذیرفت.

پدیده تروریسم و برچیده شدن قرارگاه اشرف 15 اسفند 1386

پدیده تروریسم و برچیده شدن قرارگاه اشرف

بدیهی ست برای این منظور رهبران فرقه مجاهدین با بهره گیری از تکنیک های شستشوی مغزی و نیز قطع هر گونه ارتباط و تماس آنان با دنیای پیرامونی و حتی اعضای خانواده هایشان به بهانه و توجیه های گوناگون، تلاش دارند تا خط مشی تروریستی را به عنوان یک استراتژی مقدس و راهبرد گریزناپذیر در ذهن افراد حاضر در قرارگاه اشرف القاء نمایند.

یکی از اعضای”انجمن نجات” خواستار آزادی افراد در اسارت رجوی شد 13 اسفند 1386

یکی از اعضای”انجمن نجات” خواستار آزادی افراد در اسارت رجوی شد

مسوول بخش روابط خارجی”انجمن نجات” در حاشیه همایش”انتظار” در رشت گفت: دولت عراق مسوول حفظ جان و سلامت روحی این افراد است و این انجمن از رییس جمهوری ایران به عنوان نماینده مردم ایران می‌خواهد که مشکل فرزندان در اسارت ایرانی در کمپ اشرف را در روی میز مذاکره قرار دهد و تسهیلات لازم برای ملاقات آزادانه خانواده‌ها با فرزندانشان را فراهم کند.

متن گفتگوی میلاد آریایی با آقای رضا اسدی مدیر” سایت پرواز” 11 اسفند 1386

متن گفتگوی میلاد آریایی با آقای رضا اسدی مدیر” سایت پرواز”

این را قبل از اینکه جنگ عراق و آمریکا شروع بشود در یک پیامی به آنها وحتی سران آنها گفتم که به نفع شماست از این فرصت استفاده کنید واز خاک عراق بیرون بیایید، آنجا گور شما خواهد بود و اگر بیرون نیایید گور شما در آنجا کنده شده و آماده است شما را درخود ببلعد، ولی متاسفانه گوش نکردند، نه به حرف من و نه به حرف هیچکس دیگرگوش نمیدهند.

پاسخ به نامه شماره 6 ابراهیم خدابنده 08 اسفند 1386

پاسخ به نامه شماره 6 ابراهیم خدابنده

دوست عزیز، فرقه و فرقه گرفتگی هم عجب درد بی درمانی است؟ چندی قبل مجلات ارسالی تو از ایران برایم رسید. از تو چه پنهان پس از دریافت، آنها را بگوشه ای گذاشته و با تشکر از تو برای زحمتی که کشیده و آنها را فرستاده بودی و معذرت بخاطر بی توجهی به آنها، برای مدتی آنها را بفراموشی سپردم.

نامه ای به دوستم محمد درکانادا 07 اسفند 1386

نامه ای به دوستم محمد درکانادا

برای اینکه رژیم سواستفاده نکند. تا کی ما سکوت کنیم. چرا ما همیشه سکوت کنیم. چرا ما همیشه مراقب باشیم تا رژیم سواستفاده نکند. دیگر بس است. همین سکوت کردن ها ما را نا بود کرد. همین سکوت کردن ها خانواده ها را از هم پاشاند. همین سکوت کردن ها بسیاری را به کشتن داد. با همین سکوت اجباری

blank
blank
blank