مرگ در غربت…

مرگ حسن میرزایی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق در آب های مرزی ترکیه و عراق بار دیگر افکار عمومی را در بهت و تاثر فرو برد. خبرهای رسیده حاکی از این است که حسن میرزایی پس از فرار از کمپ آمریکایی به طور غیر قانونی و جهت پناهندگی وارد ترکیه می شود. اما پلیس او را به همراه چهار پناهجوی دیگر از ملیت های مختلف ناگزیر می کند تا از طریق یک رودخانه مرزی واقع در منطقه هابور (سلوپی) در استان سیرناک در جنوب شرقی ترکیه به عراق باز گردند. شاهدان عینی در این میان به کمیساریای عالی پناهندگان اطلاع می دهند این پنج نفر بر اثر شدت جریان آب رودخانه غرق شده اند. در طی ماه های گذشته این برای چندمین بار است که اعضای جداشده سازمان اقدام به فرار از تیف و چاره جویی برای بلاتکلیفی خود می کنند. در تمام موارد مشابه افراد متواری از تیف با خطرات جانی مواجه شده اند. در عین حال تعداد معدودی از آنها موفق به رساندن خود به خاک یک کشور اروپایی و اقامت موقت در آنجا شده اند. به نظر می رسد تا زمان اتخاذ یک راهکار اصولی و پایدار و حمایت شده از سوی نهادهای حقوق بشری و بین المللی کماکان باید انتظار داشت تا شمار قربانیان اعضای تیف و حتی افراد ناراضی و عملا جداشده که در حال حاضر در خروجی اشرف در انتظار تعیین تکلیف هستند اضافه شود. در اینکه مجاهدین از وقوع چنین اتفاقاتی منتفع می شوند تردیدی نیست. مجاهدین می دانند اگر قرار باشد جداشدگان مفری قانونمند و اصولی برای خروج از عراق و اخذ پناهندگی در غرب بگیرند، دامنه ریزش نیروهای اشرف تا حد تلاشی کامل آن پیش خواهد رفت. از این رو تمام سعی و تلاش خود را در جهت سیاه نمایی وضعیت جداشدگان در تیف معطوف کرده اند. در شرایطی که مجاهدین درگیر چالش دستگاه های قضایی عراق در خصوص شکایت والدین ختار هستند و تلاش های دامنه دار و گسترده ای برای لوث و مخدوش کردن صورت مسئله دنبال می کنند، مرگ حسن میرزایی از جهاتی می تواند ضمن دامن زده به این چالش پرده های دیگری از مرگ های مشکوک درون تشکیلاتی مجاهدین را بالا بزند. در اینکه مسبب اصلی تمام این فجایع و اتفاقات ناگوار مجاهدین هستند، تردیدی نیست. دلیل عمده این قتل ها و مرگ های مشکوک، شیوه منحصر تنظیم رابطه مجاهدین با اعضای ناراضی و جداشده خود می باشد  .دلیل دیگر آن که مشخصا می تواند به مرگ حسن میرزایی مرتبط باشد، تلاش سازمان یافته مجاهدین برای قفل کردن تیف و مسدود کردن مجراهای خروجی آن است. توافق ضمنی مجاهدین و آمریکایی ها در خصوص معلق نگه داشتن افراد حاضر در تیف به قصد جلوگیری از ریزش های قابل پیش بینی در اشرف یکی از همین اقدامات هماهنگ شده است که تا زمان حاضر و پس از گذشت بیش از 5 سال کماکان ادامه دارد. این رویه در نهایت اعضای تیف را ناگزیر به اتخاذ تصمیمات فردی برای برون رفت از موقعیت بلاتکلیفی نموده است. بدون شک مسئولیت عواقب این گونه اقدامات که آخرین موردش به مرگ حسن میرزایی منتهی شده است کسی جز سازمان مجاهدین خلق نیست. اما در این میان آنچه حائز اهمیت و قابل تعمق نشان می دهد موضع گیری و واکنش ناگزیر و البته شتاب زده و ناشیانه مجاهدین در قبال چنین اتفاقاتی است. مجاهدین برای دور نگه داشتن خود از معرض اتهام مرگ این عضو جداشده، در یک اقدام پیشگیرانه به طرز مضحکی ضمن ابراز تاسف و تاثر، وانمود کرده اند که نامبرده قبل از فرارش از تیف ضمن مراجعه به اشرف اطلاعاتی در خصوص فعالیت های جمهوری اسلامی بر علیه مجاهدین را فاش کرده است. سایت ایران افشاگر در این رابطه نوشته است:"حسن میرزایی پس از خروج از تیف و قبل از اینکه به ترکیه برود، در روز 30 دی 86 به اشرف آمد و توطئه های اطلاعات آخوندی در تیف را با مجاهدین در میان گذاشت. نوشته ها و افشاگری های او به خط خودش در این باره موجود است و در آینده منتشر خواهد شد." اینکه چطور یک عضو جداشده پس از 5 سال اقامت در تیف به قرارگاه تردد، و برای مجاهدین گزارش نویسی می کند و بعد از سه ماه اقدام به فرار از تیف نموده و به طور غیر قانونی به خاک ترکیه می رود، صورت مسئله ای است که تنها مجاهدین از پس جواب آن بر می آیند. اما اینکه چه کسی این سناریوی مبتدیانه و باسمه ای را باور می کند، بحث دیگری است. در ادعای مجاهدین تناقض های زیادی نهفته است از جمله اینکه در صورت صحت ادعای مجاهدین احتمالا حسن میرزایی در زمره نیروهای نفوذی آنها در تیف بوده است. در این صورت چه لزومی داشته که نامبرده از تیف فرار کند و آن هم به طور غیر قانونی وارد ترکیه شود. یک فرض در این میان می تواند صحت بخشی از ادعای مجاهدین را ثابت کند و آن اینکه مجاهدین در مواجهه با درخواست کمک میرزایی برای اخذ پناهندگی و یا رفتن به ترکیه به دلیل منافع تشکیلاتی و نگاه ابزاری به اعضاء امتناع کرده و وی نیز شخصا به چنین اقدامی مبادرت کرده است. اگر آن گونه که مجاهدین ادعا می کنند نامبرده چند ماه قبل از مرگش با مجاهدین ارتباط داشته در این میان باید بگردیم و حلقه مفقود شده رابطه مرگ میرزایی با سازمان مجاهدین را پیدا کنیم. مگر اینکه مجاهدین ناگزیر شوند از اساس ادعای رابطه با میرزایی را پس بگیرند. این احتمال وقتی قوت می گیرد که به یاد بیاوریم مجاهدین قبل از سقوط صدام در مواجهه با اعضای ناراضی که قصد جدایی از سازمان را داشتند چگونه رفتار می کرد. مجاهدین پس از اعمال فشارهای اولیه برای نگه داشتن افراد وقتی موفقیتی حاصل نمی کردند، با گرفتن مدارک آنها را به عنوان کسانی که به طور غیر قانونی وارد خاک عراق شده اند تحویل مقامات عراقی داده و در نهایت سر از زندان های ابوغریب و… در می آوردند. حلقه مفقوده میان مجاهدین و میرزایی را در صورت پافشاری مجاهدین مبنی بر حضور او در اشرف دقیقا از همین منظر باید دنبال کرد. جایی که مجاهدین در صورت از دست دادن نیرویی که به زعم خود نفوذی در تیف هم بوده، ترجیح می دهند نسخه ای مشابه زمان صدام برای او بپیچند.اما به یقین باید ماجرای مرگ حسن میرزایی را از زاویه ای جدا از ادعای کذب مجاهدین ارزیابی کرد. گمانه های فوق بیشتر حول ادعای دروغ مجاهدین مبنی بر حضور میرزایی در اشرف شکل گرفته بود. اما مرگ او بار دیگر ضرورت اتخاذ عاجل راهکارهای قانونی برای تعیین تکلیف افراد مستقر در تیف را مورد تاکید قرار داد. واقعیت این است برای مجاهدینی که به زعم خودشان صدها هزار قربانی گرفته و داده اند، اساسا مقوله مرگ موضوعیتی ندارد. برای رهبری مجاهدین سهل ترین و ممکن ترین کار شنا کردن در رودخانه خون است. برای او تفاوتی هم نمی کند که جبهه این قربانیان کدام طرف است. از همه این قربانیان به یک اندازه سوء استفاده می کند. برای نجات باقیمانده این اسرا بیش از هر چیز به یک اجماع جهانی نیازمندیم. به انسان های صادقی که ورای منافع سیاسی و حزبی و…و بی هیچ ملاحظه کاری اصالت و ارزش انسانی را سرلوحه کار خود قرار بدهند. مرگ حسن میرزایی برای چندمین بار طی ماه های گذشته چنین ضرورتی را مورد تاکید قرار داد.

امید پویا، مجاهدین دبلیو اس، سی ام آوریل 2008

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.