زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
رهائی زن به سبک فرقه رجوی
فی الواقع اگر کسی در داخل تشکیلات رجوی نباشد و دو رویی رهبران این فرقه مجاهدین را ندیده باشد چنین می پندارد کهً این گروه برای آزادی زن و کسب حقوق تساوی آنان با مردان احترام گزارده وبرای آن تلاش می نماید. درحالیکه مجاهدین و در راس آن مریم عضدانلو چند صد زن شوهرمرده عملیاتی سازمان ودیگر زنان حاضر در سازمان و اشرف را با همان نام(آزادی زن) به بدترین وجه ضدانسانی به استثمارکشیده
بسته بندی یک فرقه برای صدور
ابزار رهبری مجاهدین برای بسته بندی فرقه و انتقال هرچه دست نخورده تر آن عبارت است از سفت و سخت تر شدن نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی و…حالا دیگر نشست ها در اشرف و مقر ترانزیت مجاهدین سخت تر و مصرانه تر اداره میشود ,محفل و صحبت های چند نفره غیر کاری و بدون حضور مسئول که همیشه ممنوع بوده امروز خطر به حساب میآید و مجاهدین برای جلوگیری از این خطر برای نشسست ها افراد را از یگانهای مختلف جمع میکنند تا بعد از نشست هرکدام به مقر خود رفته و همدیگر را نبینند
گفتگو در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت اول
ابتدا می خواستم از دید علمی صرف به بررسی آنچه که به عنوان رفع تضاد جنسی و تحت واژه انقلاب ایدئولوژیک رهبران مجاهدین راه انداخته اند، بپردازم اما دیدم فاجعه ای که در جریان است و آنچه بر سر انسانهایی که تحت هر عنوانی در این تشکل و گروه هستند بوجود آمده است چنان احساسات انسانی مرا برانگیخته است که نمی توانم فقط در قالب یک بحث و تحلیل علمی بدان بپردازم و سخن بگویم. ابتدا باید از عمیق ترین حس خود فریاد بزنم واعتراف کنم آنچه که رهبر مجاهدین آقای رجوی بر سر هموطنان من آورده است آنقدر بیرحمانه و فجیع بوده که اطلاق نام هموطن را بر وی ممنوع می کند
آغاز و پایان توتالیتاریسم مجاهدین
انتقال افراد از اشرف به کمپ موقت ترانزیت و از بین رفتن حصارهای تشکیلاتی که عناصر مجاهدین بیش از سه دهه تحت شستشوی مغزی سیستماتیک قرار داشتند چه تاثیر و پیامدهایی خواهد داشت؟ تجربه ی تاریخی حاکی از این است که توتالیتاریسم در رویارویی با عقلانیت انتقادی و دنیای دموکراتیک محو و کمرنگ خواهد شد پس بزودی شاهد جدایی تعداد زیادی از عناصر و کادرهای تشکیلاتی مجاهدین و بازگشت آنان به دنیای آزاد خواهیم بود.
اسطوره پنداری مجاهدین نافی ذهن دموکراتیک
مسعود رجوی و مجاهدین در باتلاق اشرف گیر افتاده اند. خروج ناگزیر بردگان فکری مستقر در اتوپیای خیالی و دروغین اشرف و انتقال آنان به کمپ موقت ترانزیت و فضای آزاد که امکان و زمینه دیالوگ با دنیای پیرامونی برای عناصر مجاهدین میسر خواهد شد این روزها همچون کابوسی ست که خواب راحت را از مسعود رجوی و سایر رهبران فرقه ی مجاهدین ربوده است.
فرقه ی مجاهدین، خشونت و قدرت
رهبر عقیدتی مجاهدین با ترکیبی از دو رهیافت کسب قدرت برای تحقق فضیلت(به زعم خود) و قدرت برای قدرت (نگرش مشخص وی)، در اتوپیای خودساخته و مدینه ی فاضله ی خویش (اسارتگاه اشرف) در بیش از سه دهه از حوزه ی عمومی سیاست یک حیطه ی خصوصی برای خود ساخته است! و پرسش در این قلمرو جرمی نابخشودنی بشمار می آید؟ هر گونه شک و یا نقد علمی کاری و رفتاری ضد انقلابی و در تضاد با جوهره ی انقلاب افسانه ای مریم و مسعود است!
شیوه های کنترل نیرو خارج از اشرف
در ترفند های سازمان همیشه سعی براین بوده تا آنجا که ممکن است نفر جدا شده از روابط را کماکان در حاشیه مناسبات در هر کجائی که هست حفظ کنند و بنوعی کنترل لازمه را روی آن داشته باشند و در مواقع ضروری استفاده لازم برای سیاهی لشکر، شرکت درتظاهرات، مراسم مختلف و…مورد استفاده قرار دهند، وهیچگاه نبایستی این گونه افراد از فضای مناسبات بدور باشند، رابطه آنها را با اجتماع قطع می کنند
“نه، برای جابجایی” حرف اول و آخر مجاهدین
اگر با معیارهای کلاسیک و روانشناختی امروز بخواهیم ساختار سیاسی و ایدئولوژی مجاهدین را تجزیه و تحلیل کرده و آنرا بشناسیم طبیعتا مجاهدین در کادر گروههای فرقه ای که من آنرا یک گروه فرقه ای سیاسی – مذهبی می نامم دسته بندی میشوند و آنچه که ما را بدور از هرگونه تعصبات شخصی و گروهی به این امر بدیهی میرساند ساختار تشکیلاتی و عملکرد رهبری مجاهدین با کلیه عوامل کنترلی اش طی سی سال گذشته است.
سرنوشت سازمان فرقه شده رجوی، از دید یک جداشده
خودشان یعنی رهبری این فرقه معتقدند که به لحاظ آزادی و دمکراسی از همه گروهها و دستجات دیگر جلوتر هستند!! ولی من به عنوان یک کادر سازمان با سابقه 25 سال می گویم خیر اساسا چنین نبود ونیست. در سازمانی که من در آن بودم و 25 سال در آن عمرم و جوانیم را گذاشتم همه روابط و مناسبات آلوده به اجبار بود، اجبار در پوشش، اجبار در دعا و نیایش، اجبار در شرکت در نشستهای تفتیش عقاید، اجبار در کشتن عاطفه، اجبار در… و سانسور و بی اطلاعی از دنیای بیرون و پیشرفت و تکنولوژی
گزارش لوموند از برده داری مجاهدین در پادگان اشرف
لوموند همزمان با اخراج مجاهدین از عراق، به حذف نام این سازمان از گروه های تروریستی اروپا اشاره کرد و نوشت: نمی توان باور کرد که چطور راه این فرقه تروریستی مسلح در اروپا هموار شد و چگونه این سازمان تروریستی از فرانسه سردرآورد. سران این گروه از آسیب پذیری چند هزار تیره بختی که بیشتر شبیه بردگان هستند، سوءاستفاده می کنند. مخالفان تهدید می شوند در شرایط بسیار سخت مانند انسان های مبتلا به ایدز و سرطان در زندان های اشرف خواهند مرد.
شروط مجاهدین برای خروج از اشرف
شرط دوم مسعود رجوی ادعا می کرد :” در عراق جای دیگری نمی رویم و اگر این جابجائی صورت گیرد یک کشتار اساسی خواهیم داشت”. او با این کار می خواست هم دولت عراق را تهدید کند و هم جامعه جهانی را، که اگر در زمان تعیین شده دولت عراق ما را به جای دیگر به جهت مسائل ملی خود منتقل نماید ما مثل فرقه های دیگر راه حل خودکشی در پیش خواهیم داشت!!. و این حرف های وی دقیقا نظرات ما جداشده ها را تائید می کند که این گروه ساختار پیشرفته یک فرقه تمام عیار را دارا میباشد
مجامع بین المللی و دولت عراق، در دام رجوی شیاد نیفتید
از تمامی مجامع بین المللی و از مسئولین محترم کشور عراق تقاضا دارم با علم باین موضوع که رجوی برای ادامه حیات ننگین خود در اروپا خواهان به کشتن دادن نیروهای بی دفاع و اسیر خود در کمپ اشرف است و با به کشتن دادن این نیروها بدنبال طولانی کردن پروسه تخلیه اشرف حتی بمدت یک ماه بیشتر است. لذا دردام رجوی شیاد نیفتید و با برخوردی انسانی و تدبیری شایسته با این نیروها برخورد کنید! چرا که این نیروهای اسیر خود اصلی ترین قربانیان این فرقه هستند.

