قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
با سلام. سلامی چو بوی خوش آشنا، برای تو می نویسم. برای عزیز رفته از دست، ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست. با سلام خدمت برادر کوچکم علیرضا امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند شاد و سلامت بوده باشی. همانطور که می دانی روزهای آخر سال است و ما به استقبال بهار می رویم بهاری که با خود طراوت و سر سبزی به ارمغان می آورد. امیدوارم که سال جدید، سال سرنوشت سازی برای تو باشد ما همگی موقع تحویل سال دور سفره هفت سین جمع می شویم و برای تو دعا می کنیم امیدوارم که این آخرین سالی باشد که تو از ما دوری.
نامه تبریک انجمن نجات به آقای رضا اسدی
قبل از هر چیز مایلیم فرارسیدن نوروز باستانی را به شما و خانواده و همکارانتان تبریک گفته و برای همگی شما در سال جدید آرزوی بهروزی و موفقیت و سلامت نمائیم. از اینکه دریافتیم اقدام به تأسیس یک وب سایت جدید در جهت افشای سیاست ها و عملکرد های سازمان مجاهدین خلق نموده اید بی اندازه خوشحال شده و این اقدام را به شما تبریک میگوئیم. واقعیت اینست که این سازمان که حقیقتا یک فرقه تروریستی است صدمات جبران ناپذیری به اعضای خود و همچنین خانواده های آنان از یک طرف و مردم و منافع ملی ایران از طرف دیگر وارد نموده است.
آن سوى پرده قسمت آخر
حتى نام این زندان هم خون را در رگ ها منجمد مىکرد. ابوغریب دهشتناک ترین مکان روى زمین بود. گویى تاریخ در آن جا از حرکت بازایستاده است. هرکس پا به این مکان بگذارد. از یادها فراموش مىشود. صداى فریادها، دعاها و التماس هاى زندانیان به هیچ کجا نمىرسد. زندان ابوغریب بزرگ ترین زندان عراق و محصول حکومت صدام حسین است. دیوارهاى آن از عکس صدام پوشیده شده و عدهاى از زندانیان وظیفه دارند آن ها را تمیز نگه دارند. طول و عرض زندان به اندازه یک شهر است و به شش بخش مجزا تقسیم مىشود.
آن سوى پرده – قسمت ششم
زندان یا به عبارتى بازداشتگاه فضیلیه در حومه بغداد قرار دارد. ساختمان آن پوسیده و قدیمى است. خود عراقی ها مى گویند پنجاه سال از ساخت آن مىگذرد. یکى از پیرمردهاى منطقه خودمان هم تعریف مىکرد وقتى در جوانى براى زیارت کربلا به عراق رفته بود، بازداشت شده و در فضیلیه زندانى بوده است. عراقی ها مىگویند صدام هم در جوانى مدتى در این زندان بوده. به هر حال زندانى با این قدمت داراى حصارى به طول دویست متر و عرض صد متر است
چگونه توسط دختران تانک، شستشوی مغزی شدم
آن سینگلتون گفت که مسلمانان عادی بریتانیا بطور فزاینده ای در معرض خطر جذب توسط افراطی ها هستند، که از حقه های روانی برای تبدیل آنان به پیروانی که سؤال نمیکنند استفاده نمایند و آنان را آماده اعمال خشونت جهت پیشبرد مقاصدشان کنند. مادر 48 ساله تنها یک فرزند، که در لیدز زندگی میکند، با فناتیک ها زمانی که در دانشگاه منچستر در دهه 1970 درس میخواند مرتبط شد
گزارش رادیو chalomnitsan فرانسه
دررابطه با این کنفرانس هادی شمس حائری تلفنی درمورد و نحوه برگزاری و سوء تعبیری که کیهان لندن از این کنفرانس نمود و طی مقاله ای اعلام کرد که”جداشدگان از سازمان مجاهدین به سازمان پارس پیوستند” توضیحاتی به رادیو داده است که مجری برنامه آقای قره گوزلو در تاریخ پنجشنبه 20 فوریه شرح زیر را در برنامه رادیوئی بیان نمود.
نامه تعدادی از جداشدگان از فرقه رجوی در مورد خبری در کیهان لندن
خواهشمندیم طبق قانون مطبوعات تکذیبیه زیر را در رابطه با اعلام خبر پیوستن اعضای جداشده مجاهدین به سازمان پارس و شورای براندازی در همان صفحه اعلام خبر منعکس فرمائید. در شماره 1144 تاریخ پنجشنبه 26 بهمن روزنامه کیهان مطلبی تحت عنوان”افشاگری جداشدگان از سازمان فرقه ای مجاهدین حلق در پاریس” آمده است که:”جداشدگان از سازمان مجاهدین به سازمان پارس و شورای براندازی پیوسته اند” ما تأکید می کنیم که این مطلب کاملا غیر واقعی است و هیچیک از اعضای سابق که در این کنفرانس خبری شرکت داشتند اعلام همکاری و پیوستگی به سازمان پارس را ننموده اند.
جوابی سهل و ممتنع به چرایی خروج از شورای ملی مقاومت
در مطلبی به قلم آقای ابراهیم خدابنده آمده بود، خانم فریبا هشترودی در پاسخ به چرایی خروج شان از شورای موسوم به ملی مقاومت گفته اند”در شورا وقتم تلف می شد.” در نگاه اول شاید این پاسخ سبکسرانه و رفع تکلیفانه تعبیر و تلقی شود. از این باب که بسیاری از جداشدگان از شورا و سازمان مجاهدین خلق معمولا به دلایل کلان و موضوعات به ظاهر حاد و جدی تری از جمله مناسبات غیر دمکراتیک – هژمونی طلبی مجاهدین بر شورا – هژمونی طلبی شورا بر اپوزیسیون – هژمونی طلبی رجوی هم بر شورا و هم بر سازمان مجاهدین – مناسبات فرقه ای در شورا – وابسته بودن شورای ملی مقاومت، و… استناد می کنند، اما خانم هشترودی به جوابی سهل و ممتنع اکتفا می کنند
بازگشت فریبا هشترودی
بیش از یک ماه از سفر خانم فریبا هشترودی به ایران می گذرد و بازتاب دیدار وی با نمایندگان کانون هابیلیان، بسیار بیشتر از آنچه که تصور می شد، بود. تا کنون نزدیک به 50 مطلب در این خصوص در سیمای مخالفین و موافقین نوشته شده است، واکنش های مثبت و منفی که هر کدام به نوبه خود جای تأمل و بررسی دارد. باید گفت تا کنون هیچ واکنشی در این خصوص منفعلانه و بینابینی نبود، یعنی جدایی هشترودی در دو جهت کاملاً مثبت و آرمانی و آزادی خواهانه و در جبهه ای دیگر خیانت گرایانه و دشمن شاد کن (از دید سازمان) بود.
یک تصمیم شجاعانه
خانم فاطمه امیری در نامه ای که خطاب به برادرش آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف نوشته از او می خواهد تا تصمیم شجاعانه بگیرد و خود را از جهنم تشکیلات رجوی نجات دهد. او می نویسد:” می دانم که تو هم دل تنگ ما و ایران هستی. امیدوار باش و شجاع باش و شجاعانه تصمیم بگیر و خود را نجات بده. برادرم آنچه مهم است این است که به جز ماندن در آن جهنم (قرارگاه اشرف) هر تصمیمی بگیری مطمئنا بهترین تصمیم خواهد بود و این را هم می دانم که هر کس اقدام به جدایی از سازمان کند چه بلایی پیش روی اوست.” خانم امیری در نامه خویش با توجه به آگاهی و شناختی که از مناسبات غیر انسانی و غیر دموکراتیک قرارگاه اشرف در ملاقات با جداشدگان فرقه که به میهن بازگشته اند، به دست آورده است، روایتی تلخ و سیاه از مکانی (قرارگاه اشرف) که گویی نقطه ثقل همه زشتی های دنیاست را مطرح می کند
زنان آزاده ای که به فرقه مجاهدین” نه” گفتند
در دیماه سال جاری خروج خانم فریبا هشترودی از شورای ملی مقاومت با مسافرت وی به ایران رسمیت پیدا کرد. سفر خانم هشترودی به توجه به سیاست های این شورا در پافشاری به مبارزه مسلحانه باعث بوجود آوردن بحث های زیادی در درون اعضای این شورا گردید. از آنجایی که فرقه مجاهدین هرگز قادر به پاسخگویی به اینگونه تصمیمات اعضای شورا نبوده و نیست، این عمل باعث سردرگمی و پراکنده گویی مسئولین این جریان شد.
آزادی اولین گروه از زندانیان سیاسی از زندان ابوغریب
در زندان ابوغریب بدلیل ماهیت زندان تقریبا همه زندانیان آزاد شدن را به فراموشی سپرده بودند و هرگز فکر نمی کردند روزی از طریق دولت عراق آزاد شوند همه منتظر بودند تا روزی که حکومت صدام سرنگون شود، شاید در آن زمان بتوانند آزاد شوند. خصوصا بندی که خارجی ها در آن زندانی بودند(القسم العرب و الاجانب یعنی بند عربها و خارجی ها)بدلیل محدودیت های که داشت، دارای جوی و فضای متفاوت با زندانهای دیگر و حتی از دیگر بندهای همین زندان بود. طبعا هر زندانی در زندان برای آزادی خود پیگیر و به دنبال اخبار از بیرون زندان و خصوصا افراد سیاسی اخبار سیاسی را دنبال می کردند. زندان ابوغریب مملو بود از زندانیان سیاسی که منتقد مجاهدین بودند و توسط سازمان مجاهدین به این زندان حبس شده بودند.

